
من در دنیاهای موازی، یه سربازی در سرزمین روم هستم، یه هابیت در شایر، یه دختر ژاپنی با لباسای گلگلی زیر درختای شکوفه، یه قنادی که هر روز با شوق میره کیک بپزه. یه وقتایی هم دختری در یه روستای هلندم که تو باغچهاش توتفرنگی و گل رز داره، یه وقتایی دریانوردی که دنبال گنجینهها هر روز یه ماجراجویی تازه داره، یا یه سرآشپز با کلاه سفید و امضای خاص خودش. گاهی هم دانشآموز یه دبیرستان آمریکام با کمد شخصی، یا شاهدختی که تمام فکرش شوالیهاشه. من در جهانی دیگرم؛ جایی که نامی از "اینجا" به گوش نمیرسد.




















