توییت
نیکو روبین 1 ماه پیش
عکس

sunshine کاربر چالش 😅

توییت
نیکو روبین 1 ماه پیش
عکس

چالش کاربر ... ببخش اسمتو یادم نمیاد خودت تو کامنتا بوگو😊😅

میم
نیکو روبین 2 ماه پیش
عکس

من ، تو ، شما!🤣🤣 (شوخی است)

وضعیت
نیکو روبین 2 ماه پیش
عکس

هماهنگی جالب جذاب و حرف دل 🤯

میم
نیکو روبین 6 ماه پیش
عکس

من یک پرندم ارزو دارم نرم مدرسه! ✨ارزوی شما براورده شد✨

میم
نیکو روبین 6 ماه پیش
عکس

حق به روایت تصویر🤣🤣🤣

وضعیت
نیکو روبین 6 ماه پیش
عکس

میشه کمک بکنی ایده لازم دارم برای جذاب بودن پست هام و اینکه دنبال کننده هام بیشتر بشه لطفا کمک کن

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

واای بر من! تو همانی که امیدم بودی؟

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

بهتره تنها باشی تا با کسی باشی که به تو احساس تنهایی میدهد...

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

در زندگی هرگاه حس کردی برای در یاد ماندن نیاز به یاداوری داری اجازه بده تا فراموشت کنند....

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

ادم شکسته رو نمیشه با حرف به هم چسبوندش!

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

تعلیم نده کم ذات را کم ذات اگر بالا رود گردن زند استاد را!

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

بهم یاد بده چطور نادیده ات بگیرم همان طور که تو نادیده ام گرفتی🥲

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

گفتنی ها را نگفتم تا ترک برداشتم و ... شکستم تا ابد

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

هرچه مغرور تر باشی تشنه ترند برای با تو بودن بیشتر به دنبالت میایند؛ امان از روزی که غرور نداشته باشی! و بی ریا به انها محبت کنی انوقت دیگه تو رو نمیبینند و ساده از کنارت عبور میکنند😔

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

تو که از جنس نماندن بودی! پس چرا سنگ زدی برکه ی ارام مرا...؟

وضعیت
نیکو روبین 7 ماه پیش

برای خواندن ادامه ی داستان دردسر در کمین است پارت 2 منتشر شد 💖💖✨✨🎉

توییت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

یه بزرگی می گفت: ادما فقط متوجه رفتار ما با خودشون می شوند ولی هیچ وقت متوجه رفتار خودشون که باعث تغیر رفتار ما شده نمی شوند

وضعیت
نیکو روبین 7 ماه پیش
عکس

برای ادامه ی داستان و خواندن کامل ان به پست های من مراجعه کنید❤️

خاطره
نیکو روبین 8 ماه پیش
عکس

داستان های شبانه: شب بود که دوقلو ها تصمیمی گرفتند انها میخواستند از پرورشگاه فرار کنند نمیتوانستند تا ۱۸ سالگی صبر کنند هیچ کس هم به خاطر سابقه ی خرابشان مسعولیت انها را به گردن نمیگرفت اما قبل از ان باید پرونده هایشان را پیدا کنند و از پرورشگاه بیرون بزنند(صبر کن پس کلاس های درسمان چه ان را چیکار کنیم؟) این را راوین گفت و در جوابش رایین گفت:(خودمان وقتی از این جهنم دره بیرون زدیم یک کاریش میکنیم.) ناگهان پرستار وارد اتاق شد........

خاطره
نیکو روبین 8 ماه پیش
عکس

پای پرستار به کف پوش شکسته ی راه رو گیر کرد و او محکم به زمین خورد و سر او به میخی که کف پوش ها را به هم متصل می کرد بر خورد کرد و باعث مرگ اون پرستار شد . از ان شب به بعد اتفاقات مشابه زیادی رخ دادند که همه ی انها به دوقلو ها وصل می شد . ۱۵ سال بعد در همان پرورشگاه . (هی بچه ها فرار کنید دوباره این دوقلو های نحس پیداشون شد) و همه ی بچه ها از ترسشان به انتهای حیاط رفتند . شب بود که دوقلو ها تصمیمی گرفتند....

خاطره
نیکو روبین 8 ماه پیش
عکس

داستان های شبانه: قنداق بچه را به پرستار پرورشگاه داد و رفت. شب بود که ناگهان صدای گریه ی بچه پرستار را به اتاق کودک کشاند. پرستار امد بچه را بقل کند و آن را ارام کند که ناگهان رنگ از صورتش پرید بچه تب داشت تبش خیلی شدید بود جوری که بدن بچه از حرارت قرمز شده بود برادرش ارام بود اما انگار ان هم تب داشت پرستار بچه را سر جایش گذاشت و دوید سمت اتاق مدیر که ناگهان....