
به چشمانش که نگاه میکرد ، بعد از آن برق دلبر ، تنها چیزی که میدید زخم ها و احساساتی عمیق بود که سعی میکرد با لبخند بی نقص اش آنها را پنهان کند . • تنها ستاره ی واقعی ـ وانیلوپه گری •

به چشمانش که نگاه میکرد ، بعد از آن برق دلبر ، تنها چیزی که میدید زخم ها و احساساتی عمیق بود که سعی میکرد با لبخند بی نقص اش آنها را پنهان کند . • تنها ستاره ی واقعی ـ وانیلوپه گری •

غمگین تر از آن بود که عصبانی شود و در عین حال عصبانی تر از آن بود که غمگین شود ، پس فقط سکوت کرد . چرا که هیچ کلمه ای نه دردش را کم میکرد نه خشمش را ارام ...
بیا خیلی صادقانه با هم نگاه کنیم: روابط مثل موج دریا هستند؛ گاهی اوج میگیرن و خیلی به ساحل نزدیک میشن، گاهی هم عقبنشینی میکنن. این به این معنی نیست که دریا رفته، فقط شکل حضورش عوض شده. •★سیسانو★•
You really know how to make me cry تو واقعا بلدی که چجوری منو به گریه بندازی When you give me those ocean eyes وقتی با اون چشم های اقیانوسی به من نگاه میکنی I’m scared من ترسیدم I’ve never fallen from quite this high, falling into your ocean eyes تا به حال از ارتفاعی به این بلندی نیوفتاده بودم، افتادن توی چشمای اقیانوسی تو Those ocean eyes اون چشمان اقیانوسی No fair عادلانه نیست!
از تک تک ثانیه هایی که میگذشتند با تک تک سلول های بدنش متنفر بود ! • غروب آبی ـ وانیلوپه گری •

از وقتی سر و کله او در زندگی اش پیدا شده بود ، همه چیز برایش تغییر کرده بود . وقتی پیام هایش را میخواند گونه هایش سرخ میشد ، وقتی به او فکر میکرد تمام وجودش لبخند میزدند ، روح پاره پاره اش شاید کاملا خوب نشده بود اما وقتی با او بود تمام درد هایش یا یادش میرفت . دیگر فرد امن زندگی اش پیدا شده بود ، بدون ترس احساساتش را فقط به آن یک نفر ابراز میکرد و از اعماق قلبش خوشحال بود که او را دارد ! طلوع آبی ـ وانیلوپه گری
تو نمیدونی من چقدر از خودم متنفرم برای اینکه به اندازه کافی خوب نیستم برای نگه داشتن کسایی که دوستشون دارم :)