وضعیت
هرچه با تنهايي من آشناتر ميشوي دیرتر سرميزني و بيوفاتر ميشوي هرچه از این روزهاي آشنايي بگذرد من پریشانتر، تو هم بياعتناتر ميشوي من که خرد و خاکشیرم! این تويي که هر بهار سبزتر ميبالي و بالا بلاتر ميشوي مثل بیدي زلفها را ریختي بر شانهها گاه وقتي در قفس باشي رهاتر ميشوي عشق قلیانيست با طعم خوش نعنا دو سیب ميکشي آزاد باشي، مبتلاتر ميشوي یا سراغ من ميآيي چتر و باراني بیار یا به دیدار من ابري نیا، تر ميشوي حامد عسکري