کلیسای وانک اصفهان 🛐🛐 همچنان من ساعت ۲:۵۴ دقیقه بامداد درحال برگشت به تهران و باید به این فکر کنم که امتحانات نزدیکه و من هیچی بلد نیستم 😭😪
خب بریم ادامه داستانو بگم 😔💕 دوستم که بهم زنگ زده بود به دوست صمیمیم گفتش که من بهش زنگ زدم و گفتم اگه حالم خیلی خوب نبود نمیام مدرسه ولی دوست صمیمیم با این که میدونست حالم خوب نیست زنگ نزد حالمو بپرسه 😭🙂 دلم هنوز شکسته 😥😭😭😭 پارت( ۲) ولی خب شما هم بگین از این اتفاقا براتون افتاده ؟
هعیی یروز حالم بد بود مریض بودم بعد اینجوری بودم که فک میکردم یروز مدرسه نیومدم بقیه دربارم حرف میزنن میپرسن از بقیه که مثلا چرا نیومدم و .... و مدرسه تموم شد منتظر بودم زنگ بزنن بهم بگن چرا نیومدی و حالت خوبه و.... ولی هیچکی زنگ نزد جز یکی اونموقع که زنگ زد خیلی خوشحال شدم بعد پرسیدم که من نبودم کسی ازم حرف نزد یا نپرسید چرا نگار نیومد و .... گفت اصلا جای خالیت حس نشد 🙂🙂 ولی اون به فکرم بود تنها کسی که زنگ زد بهم گفت دلم برات تنگ شده 💗💗 حتی اون به دوست صمیم گفتش که من گفتم( ۱)