
اینو توی کتابه عالم ارای نادری خوندم گفتم بزارم جالبه حالا اگه نفهمیدید بگم که پادشاه عثمانی میگه اگه میخوا سپاهخ منو ببینی به صبح زود اسمون نگاه کن چون سپاه من اندازه ستاره هاش بعد تو بعدش میگه اگه خدا و دولتعثمانی منو یاری کنه از گرفتار اروپایی ها رها بشم یکجوری بهت ضربه میزنم که تا مازندران فرار کنی بعد نادر در جوابش میگه گه وقتی خورشید بیاد ستاره ها غیب میشن همونطور که عقاب مثلا از جغد که شکارشه نمیترسه و دوتا سرباز خراسانی از دویست مرد رومی که منطور عثمانیه نمیترسن😅 بازم میخواید از اینا؟





















