توییت
'𝘠𝘢𝘳 17 ساعت پیش
عکس

ژیان‌ها (گاه زندگی و گاه خشم) در گلویت خفه شدند! و باری دیگر، خطوطی سیاه بر روی نوشته‌هایت کشیده شدند در میان گودال ژرف و نژند احساساتت، به دنبال هژیره‌ای هستی؛ از همان‌ها که دگر یافت نشدند.. خشم هم مثل هوای آلوده شیراز سراسر سینه‌ات پخش است به گلو که می‌رسد، بالاتر نمی‌رود چون سینه، گنجینه احساسات است؛ و گلو، محل دردها و سرکوب‌ها و بغض‌هایی که هیچگاه نمی‌شکنند دژم، خود تویی، درونت است. دارد نابودت می‌کند! دیگر امیدی به تو ندارم بیا رویم سینا؛ خون دهان تو بند نمی‌آید...

توییت
'𝘠𝘢𝘳 3 روز پیش
عکس

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار؛ که از جهان ره و رسم سفر براندازم من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب! مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم...

توییت
'𝘠𝘢𝘳 3 ماه پیش
عکس

‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌

توییت
'𝘠𝘢𝘳 3 ماه پیش
عکس

حرف‌های خودشان را از زبان بزرگان نقل می‌کنند. یأس و ناامیدی در دل‌ها می‌کارند و سپس می‌گویند «ما این‌جاییم تا اوضاع را بهتر کنیم. قبله‌تان را صاف کنیم و آن راهی که ما می‌رویم راه رستگاری است!»