توییت
Kim jina 4 هفته پیش

و او دختری بود که زیبایی را در همه چیز میدید... چه در هوای بارانی چه در هوای آفتابی... چه در گیاه پژمرده شده...چه در گیاه سبز و درخشان.. چه در چشمان بادامی.چه در چشمان گرد و درشت... چه در چاقی....چه در لاغری.... چه در بینی قوز دار... چه در بینی عروسکی... چه در پوست سفید همچون برف....چه در پوست تیره همچون شب... او همه چیز را زیبامیدید ..همه چیزو همه کس را و تنها مشکل او این بود که تنها چیزی که از نظر او زیبا نبود خودش بود...خودش تنها کس و چیزی بود به‌نظر زشت و وقیح به نظر می آمد...🙂🎭

توییت
Kim jina 1 ماه پیش

فقط میخوام به تویی که داری اینو میخونی بگم.. اشکال نداره اگه امروز کار مفیدی نکردی... اشکال نداره کل روز خواب بودی یا تو تخت مونده بودی... اشکال نداره اگه ظاهرت مرتب نیست.. اشکال نداره اگه خسته ای... اشکال نداره اگه حوصله انجام دادن کاری رو نداری... اشکال نداره اگه کسی درکت نمیکنه چون هیچکس جز خود ما درد ما رو نمیفهمه... طبیعیه که بعضی روزامون اینجوری بگذره، خودتو به خاطرش سرزنش نکنن ☘

توییت
Kim jina 1 ماه پیش

کاش میشد همه مهربون باشیم... تا میشه خوب بود چرا بد بودن رو انتخاب می‌کنن؟ تا میشه لبخند زد چرا گریه رو انتخاب میکنن؟ تا میشه کمک کرد چرا نادیده گرفتن رو انتخاب میکنن؟ بعضی روزا ادم خسته میشه از خوب بودن.....خسته میشه از همه چی...از زندگی..از مردم...از درس..از کار...ولی حق بقیه نیست که تاوان ناراحت بودن مارو بدن مگه نه؟؟ نمیدونم این افکاریه که همیشه تو سرم می‌چرخه و هیچ وقت جوابی واسش مشخص نمیشه...

توییت
Kim jina 1 ماه پیش

کاش میشد فردا از خواب بلند میشدم و میدیدم هر رویایی که در سرم داشتم به واقعیت تبدیل میشد...تو می اومدی و میگفتی من هم بهت اهمیت میدم .. من هم دوست دارم...من هم وقتی نیستی دلم برات تنگ میشه...من هم دلم میخواد تو همیشه پیشم باشی...و در نهایت هر فکر و رویا پردازی در سرم میکردم وقتی تو را میدیدم به واقعیت تبدیل میشد...کاش...کاش... ولی دنیا هیچ وقت مهربون نیست...هیچ وقت با من مهربون نبود.. چون همه در اخر ترکم کردن و هیچکس اونقدری که من میخواستمش منو نخواست.‌‌🙂☘✨

توییت
Kim jina 1 ماه پیش

آغاز هر فیلمی حتی اگر زشت باشد...ما این را میدانیم که پایانش زیباست.... شاید انتظار دارید بگویم زندگی واقعی هم همین گونه است... ولی زندگی فرق دارد...پایان همه چیز قشنگ نیست...شاید از نظر ما اینگونه است.... شاید از نظر دیگری آن پایان قشنگ ترین پایان ممکن باشد.....در حالی که با ان پایان دل ما به هزاران تکه تقسیم شده است، برای دیگری پایان خوشی رقم خورده است... این است که میگویم زندگی عجیب است...🧩🎭

خاطره
Kim jina 1 ماه پیش

و دوباره ساعت از دوازده گذشت...و فکر این که «حالش خوبه؟» ...«مراقب خودش هست؟»...«غذاشو خوب میخوره؟» و بعد از فکر ...فکر...فکر.... فقط یک چیز از دنیا میخوام...این که حالت خوب باشه...خوشحال باشی....من خودخواه نیستم...ولی حق من حداقل این میتونه باشه که فراموشم نکنی...

خاطره
Kim jina 1 ماه پیش

و تو آخرین نفر بودی برای من..‌ با خود عهد بسته بودم ... که دیگر نمیخواهم آسیب ببینم...نمیخواهم آسیب ببینم از اهمیت زیاد...از احساساتی بودن...از دقت کردن به تک تک رفتارها... پس پیش خود گفتم او اخرین نفر است....و اگر دنیا دوباره دست رد بر سینه ام بزند...دیگر نه منی باقیست و نه عشقی...و نه اهمیت دادنی..

خاطره
Kim jina 1 ماه پیش

برایم سوال است آیا تو هم با دیدن من ذوق میکردی؟ تو هم برای دیدن من لحظه شماری میکردی؟ تو برای بودن در کنار من تلاش میکردی؟ به چشمت متفاوت بودم؟ دلت برام تنگ میشه؟ توام مثل من تو جمع بقیه برات محو میشدن و فقط منو میدیدی؟ تو هم لبخند به لبت میومد وقتی خندیدن منو میدیدی؟ اگه بگی نه ....باور کردنش سخته...چون چشمات چیز دیگه ای رو نمایان میکرد.. شایدم فقط چیزیه که من میخوام باور کنم...چون باور کردن اینکه دوباره هیچ کس منو نمیخواد سخته...سخته..

خاطره
Kim jina 1 ماه پیش

یعنی میتونم دوباره ببینمت؟ یا این تهشه؟ اخرین بار بود؟ اخرین لبخند..اخرین نگاه...اخرین... از آخرین ها متنفرم...متنفرم از خداحافظی...اخرین ها کاش هیچ وقت نبودن... همیشه زیبا نیست...هیچ چیز مثل فیلمها نیست...

خاطره
Kim jina 1 ماه پیش
عکس

و تو هرگز نخواهی دانست خنده هایت همچون مرحمی بر دلم بود...دلی که هرگز باور نمی‌کرد عشق وجود داشته باشد...