بخش3: مرا کابوس، دیدن غم بود زو مرا کافی بود خوشحالی او ز این دنیا نمیخواهم زیادی فقط آرامش و لبخند بر رو . سخن دارم جهانی کو زبانم؟ نگو دزدیده آن را پیش جانم چه بردی؟ هرچه بردی نوش جانت فقط از من نگیر جان و جهانم -itamajiki
بخش3: مرا کابوس، دیدن غم بود زو مرا کافی بود خوشحالی او ز این دنیا نمیخواهم زیادی فقط آرامش و لبخند بر رو . سخن دارم جهانی کو زبانم؟ نگو دزدیده آن را پیش جانم چه بردی؟ هرچه بردی نوش جانت فقط از من نگیر جان و جهانم -itamajiki
بخش2: به او گویم همه راز و نیازم ز او خواهش ندارم، بی نیازم وجودش کامل اندر من اثر کرد نمیخواهم دگر فضل و ستایش . مرا دیدن دو چشمانش همی بس مرا خنده به لبهایش همی بس دمت گرم ای خدا منت گذاشتی مرا بوی تن و جانش همی بس . مرا گریان کند، بر من بخندد به من طعنه زند، در را ببندد جهان را بر سرم ویران ببینم ولی چشمش ز غم اصلا نبندد -itamajiki
بخش 1: همان که محرم اسرارمان ست همان که وارث افکارمان ست چه راحت میپذیرد مشکل ما همان که صبح و شب در جانمان است . همان که گویمش این و همانم همانم که باشدم دین و امانم همان که رفته در این جان شیرین چو خونم در بدن، چون استخوانم . همان غارتگر زیبای وحشی که برده دل نه کامل بلکه بخشی سخن دان هم کمی آزرده حال ست بسی کامل تر از بخشی، ببخشید . همان زیبا پری گل پیکر، آری همان کز باغ و گل زیباتر، آری همان رعنا همان زیبا همان گل همان از گل کمی بالاتر، آری -itamajiki
بخش2: همه بویش، همه رویش، همه صوت و همه گویش همه خنده همه گریه همه سازد مرا لغزان بلغضم بر سر و رویش زنم بوسه به ابرویش ببوسم چشم مهجویش نگویم هست او مهمان بگردم دور اطوارش، ببازم دل به کردارش بریزم اشک با اشکش بخندم با همه عرفان امان از دوری از بویش، امان از خم به ابرویش همه قلب مرا گیرد مرا میسازدم گریان ولی من دوستش دارم، همه قهرش، همه لطفش همه خم های ابرو و همه اشک و تمام جان بماند کاش بر من او، به هر قالب و هر معیار گر نبود دمی بر من شوم من مرده و بیجان -itamajiki
بخش 1: به نام نامی گوهر سرشت پاک خو یزدان همان که اوست لایق بر همه مدح و همه ایمان همان که جان ما را فکرت آموزد به جان خود همانکه قطره ای از عقل خود را داده بر این جان کسی کآرامشم را از وجود او تسلی است همان آن بی روی خوش خو، همان آن خان هر دوران کنون که اندکی عقلی به جانم میدهد یزدان ببینم صورت او را میان این همه خوبان پری چشم و پری موی و پریچهر و پری الوان همی ما تا ببینیمش بیفتیم بلرزیم و همی خنده کند بر ما، پریخنده، پری دندان -itamajiki
نمک خوردی نمکدان را شکستی ببین کز «جهل» در بر «عقل» بستی چنین کاری ندارد هیچ کس یاد نکردی گوئیا خدمت به استاد -قائم مقام فراهانی (این دو بیت میتونه جاهای زیادی تو زندگیتون به درد بخوره.)
تو جانم را میازاری بیازار / و قلبم را میفشاری بیفشار تو جان را میبری از دل ببر خب / ولی خود را برای من نگه دار * من از خود نیستم کس با تو هستم / اگر جان نیست با تو زنده هستم اگر کردی مرا آزرده خاطر / بدان جان تو را من بنده هستم * زیادت را نمیخواهم عزیزم / عذابت را نمیخواهم عزیزم ز این دنیا شدم آزرده خاطر / ریاضت را نمیخواهم عزیزم * فقط خواهم کمی آرامشت را / ز این دنیای بد آسایشت را نمیخواهم عذابی بر تو باشد / فقط میبینمت، آرایشت را -itamajiki
کاربرای عسلی :𝓡𝓸𝓼𝓱𝓪 🦁☀، happy ver ، Reliquia ، Savaelía، 𝓨𝓸𝓸𝓻𝔂 ، سیب زمینی🥔 ، ᴹᵃⁿᵒⁿ ، ⋆لوچے⋆ ، همه لیست دوستانم و تمام عزیزای دلی که بهم تولدمو به نوعی تبریک گفتن؛ واقعا از همتون بینهایت تر از بینهایت ممنونم و واقعا دوست داشتنی ترینید، همتون شاید امسال بهترین سال زندگیم نبود، شاید بدترینش بود ولی امسال، امیدوارم همه به سرمنزل مقصودمون برسیم 15 امیش هم تموم شد

8 اردیبهشت تولد بندست خب؟ و به درک من مهم نیستم ببینید روز تولدم با کی یکیه 😍🥰 mr.bus (تنها جایی که بارساییا و رئالیا اتفاق نظر دارن آرزوی نابودی این بشره)
بعد از مدتها زندگی و سازش فهمیدم: همه حیوانات برابرند اما بعضی حیوانات برابرترند...

متاسفانه دچار بحران وجودیتی و موجودیتی شدم نه ایمان دارم به واقعی بودن و مهم بودنم، نه پول دارم برای درمان بیماریم ولی همچنان پنیر دوصدالم...
دختر ایرونی که ناز و دلبری این حرف بلک کتس رو گوش کن میشکونی قلب پسر ایرونی رو حرفای دلشو گوش کن میای از اینورا گذری دلو هر جا بخوای میبری یه روی خوش نشون نمی دی من ، میکشی با این دلبری امان از اون چشات از اون قد و بالات ببین چه طور دلم افتاد و به پات میگم به جون تو میرم قربون تو میگی جون خودت ببر زبون تو... هی میگم خانم کجا هی خانم کجا کجا دوست دارم به خدا دوست دارم به خدا هی خانم یواش یواش با ما اینجوری نباش A@

شب همه بی تو كار من شكوه به ماه كردنست/روز ستاره تا سحر تیره به آه كردنست متن خبر كه یك قلم بی تو سیاه شد جهان/حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه كردنست چون تو نه در مقابلی عكس تو پیش رونهم/اینهم از آب و آینه خواهش ماه كردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه میكنی/لطف بهار عارفان در تو نگاه كردنست ماه عبادتست و من با لب روزهدار زین/قول و غزل نوشتنم بیم گناه كردنست ... خود برسان به شهریار ای كه درین محیط غم/بی تو نفس كشیدنم عمر تباه A@
یکی از بهترین و کراش ترین چیزایی که دیدم ژورناله ولی همچنان انقد خستهام که از ورد بعنوان جایی برای یادداشت استفاده میکنم. (ذوق و شوق جوونیم از دست رفته)
-تاسیان یعنی چی امیر؟ +تاسیان؛ یه واژه نه، یه حسه؛ یه غمه، یه غم خیلی بزرگ... حالیه که تو اولین غروب از دست دادن عزیزت میگیری؛ حالیه که اون خونه بهت میده وقتی عزیزت نیست... غروب جمعه دیدی آدم چه حالیه؟... یا زبونم لال... اگه یه روزی من تورو نداشته باشم، حالی که دارم تاسیانه A@
من تو هری پاتر کار به بقیه بازیگرا ندارم من فقط از رو مقدار بزرگ شدن هرماینی(اما) گذر زمان رو احساس کردم

از این زنایی که با سه کیلو ۷۰۰ گرم از اون ماده ای که میزنن به پوست که پوستشون صاف و یکدست شه پوستشونو بی روح میکنن و بعدش روش آرایش میکنن بدم میاد خب یه رژ لب ساده بزنی یه آرایش معمولی بکنی میمیری؟ (عکسو خودم گرفتم)
دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون تو زندگی چقدر غمه دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم من به زمین و آسمون دست رفاقت نمیدم امشب از اون شباست که من دوباره دیوونه بشم امشب از اون شباست که من دلم می خواد داد بزنم تو شهره این غریبه ها دردمو فریاد بزنم
من کلکسیونی از دلایل مختلف و نامرتبط برای اورثینک و به خاطر آوردن خاطره های بد دارم... تو چی؟
هرچی فکرشو میکنم هیچ وقت تعریف درستی از بعضی چیزا نداشتم و ندارم مثلا عشق. عشق نامفهوم ترین چیز توی کل جهان هستیه. عشق چیه؟ چرا انقد یهوییه؟ یکی رو میبینی و در یک هزارم ثانیه بوممم! کل دنیا برات عوض میشه هیشکی بجز اون خوب نیست، هیشکی مث اون خوشگل نیست، هیشکی به قدر اون فوق العاده نیست، چرا انقد نامفهومه؟ تنها چیزی که فرمول نداره ولی واقعا قبولش دارم عشقه. عشق عجیب داستان بی فرمولیه. که البته به طوری فرمول زیستی ای داره برای همین قبولش میکنم A@
تو دقیقا همونی هستی که از هیچ کجا وارد زندگیم شد و خود به خود در زمانی که فرصتی برای دست جنباندن نداشتم به تنهای شدی کل دنیایم. قول خودم بمونی برام A@
الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی نگارین نخل موزونی همایون سرو آزادی به صید خاطرم هر لحظه صیادی کمین گیرد کمان ابرو ترا صیدم که در صیادی استادی چه شورانگیز پیکرها نگارد کلک مشکینت الا ای خسرو شیرین که خود بی تیشه فرهادی قلم شیرین و خط شیرین سخن شیرین و لب شیرین خدا را ای شکر پاره مگر طوطی قنادی من از شیرینی شور و نوا بیداد خواهم کرد به افسون کدامین شعر در دام من افتادی گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت به شرط آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادی A@

یه روزی، یه جایی، یجوری، تو یه شرایطی... بالاخره بغلت میکنم و یجوری بغلت میکنم که دیگه هیچی نتونه منو تو رو از هم جدا کنه... شاید ازت یه گاز هم بگیرم 𝐀𝐧𝐢𝐭𝐚 𝑹𝒚𝒏𝒗𝒂𝒍 🌀𝑇𝐴𝑀𝐴🌀 شیگاراکی ᴋᴏᴛᴀʀᴏ ᴀᴜʀᴏʀᴀ