گفتاورد

این کوزه چو من عاشق زاری بودهست در بند سر زلف نگاری بودهست این دسته که بر گردن او میبینی دستیست که بر گردن یاری بودهست خیام جان_رباعیات_رباعی۸۰❤️🩹🫶🏻
این کوزه چو من عاشق زاری بودهست در بند سر زلف نگاری بودهست این دسته که بر گردن او میبینی دستیست که بر گردن یاری بودهست خیام جان_رباعیات_رباعی۸۰❤️🩹🫶🏻
آلودهٔ دنیا جگرش ریشتراست آسودهتراست،هر که درویشتراست هر خر که براو زنگی و زنجیری هست چون به نگری بار بر او بیشتر است ابوسعید ابوالخیر دوست داشتنی❤️🩹 رباعیات نقل شده از زبان دیگر شاعران_رباعی شماره ۸۴🤍
شیرین سخنی در دل ما میخندد بر خسرو شیرین سخنی میبندد گه تند کند مرا و او رام شود گه رام کند مرا و او میتندد♥️ مولانای جان🌻☁️ دیوان شمس_رباعی ۷۴۷
چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی♡ مولانا جان🫶🏻🌻 دیوان شمس_غزل ۲۸۳۰