توییت
عکس

دیگه مهم نبود چی میشه،مهم نبود اگر با این بارون چه غمهایی رو به این شهر آورده بودم.. هر اتفاقی که قرار بود بیوفته، من اینو از چشمهات میخوندم... تو مال من بودی و این شهر قرار بود تورو به من پس بده..؛ ~ᴅᴇꜱɪʀᴇᴇ~

توییت
عکس

و تو نمیدونستی.. اجبار به رها کردن دردی بیشتر از رها شدن داره؛ من توی این اجبار میسوختم.. اما کاش فراموش نمیکردی که من با قلبم به چشمهات قسم خورده بودم..؛ ~ᴅᴇꜱɪʀᴇᴇ~