
مامانم امروز طی یک حرکت عجیب برگشت بهم گفت همه راه ها به دازای ختم میشن😀(این تازه قسمت یک بود)

جدیدا با یه مفهومی آشنا شدم به اسم «بعد از ظهر امتحان» واقعا نمیدونم تا قبل از این چجور امتحان میدادم

یه چیزی تو مایه های دوستت دارم و حالم بده. (حس کردم «نمیشن» خیلی نازیباست پس ادبی نوشتمش🐟)