خاطره

از زمانی میگویم برایتان ک چنین خفته نبودم؛در وجودم طنینی غیرقابل انکار وجود داشت، طنینی ک حال دیگر در وجودم به گوش نمیرسد چرا که سیاهی، حیاتم را نابود ساخته، او با من چنین کرد افسوس،افسوس که من نیز برای دنباله ی این هستی وادار به اینچنین پیشه ای هستم -hana-


