خاطره
Hana 1 ماه پیش
عکس

از زمانی میگویم برایتان ک چنین خفته نبودم؛در وجودم طنینی غیرقابل انکار وجود داشت، طنینی ک حال دیگر در وجودم به گوش نمیرسد چرا که سیاهی، حیاتم را نابود ساخته، او با من چنین کرد افسوس،افسوس که من نیز برای دنباله ی این هستی وادار به اینچنین پیشه ای هستم -hana-

توییت
Hana 1 سال پیش
عکس

کوچک که بودم از هیولا های ترسناک توی قصه ها میترسیدم،حالا کم کم میفهمم که به همان اندازه هم باید از لبخند ها و حرف هایی ترسید،که از تیغ هم عمیق تر میبرند. *دختر مهتاب*

توییت
Hana 1 سال پیش
عکس

وقتی به کسی میگی ماه من دقت کن ببین میتونی اسمون شبش باشی؟ (من که نتونستم باشم شما رو نمیدونم)

توییت
Hana 2 سال پیش
عکس

زندگیم به روایت تصویر: