خاطره
Neo 5 روز پیش

بعضی آدم‌ها شبیه شخصیت‌های کتاب‌ها نیستند؛ آن‌ها خودشان انگار از دل یک داستان بیرون آمده‌اند. نه فقط به خاطر ظاهرشان، نه فقط به خاطر حرف‌هایشان… به خاطر حسی که منتقل می‌کنند. به خاطر دنیایی که در ذهنشان دارند، چیزهایی که می‌نویسند و نگاه متفاوتی که به دنیا دارند. گاهی یک نفر را می‌بینی و نمی‌دانی دقیقا چرا، اما حس می‌کنی قبلا جایی خوانده‌ایش… شاید بین صفحه‌های یک کتاب، شاید در یک داستان که هنوز نوشته نشده. و قشنگ‌ترین بخشش این است که خودش نمی‌داند چقدر خاص است.

خاطره
Neo 5 روز پیش

نشسته بود و مشغول کارش بود. من اما بیشتر از کاری که انجام می‌داد، حواسم به خودش بود. به نگاهش وقتی تمرکز می‌کرد؛ اون حالت خاصی که انگار تمام فکرش فقط همون لحظه بود. چشم‌هاش وقتی روی چیزی ثابت می‌شد، لبخند کوچیکی که گاهی بی‌اختیار می‌اومد و حرکت‌های ساده‌ای که شاید خودش هیچ‌وقت متوجهشون نشه. نمی‌دونم چرا، ولی بعضی لحظه‌های معمولی از بعضی آدم‌ها، بیشتر از هر چیزی توی ذهن می‌مونن.

توییت
Neo 6 روز پیش
عکس

کتاب ها...

وضعیت
Neo 6 روز پیش
عکس

حتما دیوانه می شدم...

توییت
Neo 6 روز پیش
عکس

.....

توییت
Neo 1 هفته پیش
عکس

....

خاطره
Neo 1 هفته پیش
عکس

یکی دیگه از اسکچام)

خاطره
Neo 1 هفته پیش
عکس

اسکچ جدیدممم تو اسلایس بعدی ورژن ساخت هوش مصنوعیشم میزارم)

خاطره
Neo 2 هفته پیش

در آغوشش به دنبال کمی گرما بود اما آنچه پیدا کرد، سردی دست‌هایی بود که فقط وانمود به ماندن می‌کردند. دلش می‌خواست سرش را تکیه دهد و برای چند لحظه از جنگیدن دست بکشد، اما شانه‌ای که انتخاب کرده بود پناه نبود، تنها ایستگاهی موقت برای خستگی‌هایش بود. او به دنبال آرامش آمده بود، به دنبال جایی که نفس بکشد، اما میان آن آغوش بیشتر از همیشه تنهایی را حس کرد. و همان‌جا فهمید بعضی آغوش‌ها نه برای ماندن، بلکه برای یاد گرفتن رفته اند.

خاطره
Neo 2 هفته پیش

کودک درونم را در آغوش کشیدم زمانی که فهمیدم هیچ‌کس قرار نیست برایش مادری کند، هیچ دستی برای پاک کردن اشک‌هایش دراز نمی‌شود جز دستان خودم. او را بغل کردم، با تمام ترس‌های کوچکش، با تمام شب‌هایی که بی‌صدا گریه کرده بود و صبح‌ها وانمود کرده بود قوی است. به او قول دادم دیگر رهایش نکنم، دیگر نگذارم در سکوت گم شود یا میان شلوغی آدم‌ها نادیده گرفته شود.

خاطره
Neo 3 هفته پیش
عکس

ورژن واقعی شده اسکچم توسط هوش مصنوعی)

خاطره
Neo 3 هفته پیش
عکس

این اسکچ دومیه که دارم میکشم بعد این رو دادم هوش مصنوعی برام واقعیش کنه تو اسلایس بعد اون رو هم میزارم))))

توییت
Neo 1 سال پیش

وقتی ازم میپرسن چرا عصبی ام و میگم نمیدونم؛ دلیلش این نیست که نمیدونم، دلیلش اینه که صد تا چیز کوچیک که بنظرت چرت میرسن روی هم جمع شدنو تهش شده عصبانیت من، حالا بیام این صدتارو تعریف کنم و تقدیم و تأخر بچینم که تهش تازه بفهمنت یا نفهمنت؟ همون فک کنن دیوونه ای چیزی هستی راحتره.

توییت
Neo 1 سال پیش

این زخم‌هایی که دارم یکی یکی درمان می‌کنم، تو ایجاد هیچکدومشون نقشی نداشتم. یه سری آدم، با یه سری زخم از آدم‌های دیگه ی زندگیشون اومدن سمتم و زخمی بزرگتر از زخم خودشون رو به من زدن خونریزی این روح بند میاد بالاخره.. کبودی این جسم خوب میشه بالاخره.. التهاب این قلب تموم میشه بالاخره.. ولی بنظرت یه روزی می‌تونم ببخشم؟ کسی که زخم‌های تنش رو، رو تن من گذاشت و حتی متوجه آسیب من نشد؟

توییت
Neo 1 سال پیش
عکس

بدهم تکیه به تو ، شانه شدن را بلدی؟

توییت
Neo 1 سال پیش

من اگر دل بدهم ، دل نشکستن بلدی ؟ تا ابد مال تو باشم ، تو نرفتن بلدی ؟ ﺑﻠﺪی ﺗﻜﻴﻪ ﻛﻨﻢ ﺟﺎ ﻧﺰﻧﻰ رد ﻧﺸﻮی ؟ ﻣﻦ اﮔﺮ ﺷﻜﻮه ﻛﻨﻢ ، دﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻠﺪی ؟ ﺑﻠﺪی دل ﺑﺒﺮی ﻋﺸﻮه ﻛﻨﻰ ﻧﺎز ﻛﻨﻰ ؟ ﻏﻴﺮ از اﻳﻦ ﻫﺎ ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻧﺎز ﻛﺸﻴﺪن ﺑﻠﺪی ؟ ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺷﺎﻋﺮ ﭼﺸﻤﺖ ﺑﺸﻮم ﭘﺮﺳﻴﺪی ﺑﻴﺘﻰ از ﻋﺸﻖ ﺑﮕﻮ ﺷﻌﺮ ﺳﺮودن ﺑﻠﺪی ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺳﻮژه ی ﻧﻘﺎﺷﻰ اﻣﺮوز دﻟﻢ ﺑﻨﺸﻴﻦ ﭘﻠﮏ ﻧﺰن ﺧﻮب ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻠﺪی ؟ دو ﺳﻪ ﺧﻄ ﻋﺸﻖ ﺑﺮای دل ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻨﻮﻳﺲ ﻫمه‌ی دار و ﻧﺪارم ﺗﻮ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺑﻠﺪی ؟

وضعیت
Neo 1 سال پیش

کاش به قسمت زمان شمار یه ویژگی اضافه میشد که میتونستیم مثلا یه روز خاصیو انتخاب کنیم بعد زمان شماری اون رو هم انجام بده مثلا تولد یکی از رفیقامون یه جمیدونم مثلا یه مناسبت خاص

توییت
Neo 1 سال پیش
عکس

عجیب نیست؟

توییت
Neo 2 سال پیش
عکس

فقط برای یه لحظه..

توییت
Neo 2 سال پیش
عکس

جرا اون نور پیداش نمیشه؟

توییت
Neo 2 سال پیش
عکس

ولی این خیلی بده...

خاطره
Neo 2 سال پیش

میدونی...من اگه بخوام تنهایی رو توضیح بدم میگم وقتی که خبر خوبی میشنوی کسی نباشه که بهش بگی،وقتی میخوای بری بیرون کسی نباشه که باهاش بری،وقتی تولدته کسی نباشه بهت کادو بده،وقتی یه کلیپ باحال یا قشنگ میبینی کسی نباشه که براش بفرستی،کسی نباشه که منتظر پیامش باشی،البته بعضی وقتا هم تنهایی به این نیس که هیچکسی رو نداشته باشی...بعضی وقتا توی یه جمع صد نفری هم میشه احساس تنهایی کرد!...

توییت
Neo 2 سال پیش

می دونی چی بده؟ اینکه یکشنبه امتحانی ترم شروع بشن که البته استانی هم هستن و اولین امتحانم زبان باشه ولی در حال تستچی گردی باشی..)

توییت
Neo 2 سال پیش
عکس

خاص؟ نه ممنون ما حامیم رو داریم