
آراز آشیب کچمک اولمور قانلیدیر، ایچمک اولمور آراز، سنه قوربان اولوم سن نیه بله جوشدون آراز؟ سولاریندا بیر گنج گئتدی اومیدلری بتدی گئتدی آراز، سنه نه اولدو؟ نیه اونو یدین آراز؟ آراز، آراز، خان آراز، باشین آلا، جان آراز، سنی گؤروم قان آراز، آی آراز، قان آراز! قوشلار اوچور آرازدان، سسلر گلیر قارا داغدان، آراز، سنن آیریلیقدان، یاندی دلیم، جان آراز! آراز، سنه قوربان اولوم، سولاریندا چالار گولوم، بو آیریلیق، بو درد، غم، اولدو منه قان آراز!

شاید خود خواهی باشه اما من نمیخوام روفوس باشم... +روفوس کاراکتر مورد علاقمه ولی معنی داره چیزی که گفتم

اینجا دنیای عجیبی است؛جایی که زنانش از نر ها،دم میزنند و دخترانش میخواهند مرد شوند و آنهایی که به دخترانگی شان دلبستند،روزگار از آنها مردی میسازد مرد تر از پسران زمانه..... +خودم نوشتمش..Mkn-

پاکشکردهبودمولیاینمازمنبمونهبهیادگار: بغض گلویش را میخراشد،پلک هایش به ارامی فرو می افتند تن سردش همراه یاد معشوقه اش بر فراز قله مرتفع سقوط میکند...سقوطش به پرواز روح های خود و معشوقه خویش تبدیل میشود اگر اکنون به تنهایی سقوط میکند فردا به کسی که دنیارا در چشمانش خلاصه میکرد میپیوندد و بر پهنه این اسمان بی کران در حال رقص خواهد بود دوستش دارد...خواهد داشت حتی اگر خودش دیگر وجود نداشته باشد علاقه اش در میان سبزه های تازه روئیده ای که زیر پاگذاشت جولان خواهد داد..تا ابد!