وضعیت

میگفت: «زندگی خیلی قشنگه، زندگی پر از احساسات مختلفه. اصلا اینکه ما به وجود بیایم، زندگی کنیم، یک زندگی رو داشته باشیم، غیرممکن بوده و اینکه من اینجا راه میرم و تو به من گوش میدی شبیه یک معجزهاست. واقعا یک غیرممکنه که ممکن شده میدونی؟ پس بیا زندگیش کنیم. بیا تلف نکنیم این فرصتی که بدست اوردیم رو. بیا جوری که خودمون دلمون میخواد، جوری که قلبمون بهمون میگه، جوری که واقعا جوری که واقعا احساسش میکنیم، ذره به ذرهاش رو نفس بکشیم.» _گم شدهای میان پرهای سیاه آلیبرو، زمستان ۱۴۰۴

برای سرگرمی شما☝🏻 (اگه انجامش دادید تو دسته ی وضعیت اسلایسش کنید تا دسته های دیگه بی محتوا نشه)