یه هفته پیش این اسلایسو برای خنده گذاشتم، امشب دقیقا همین گند رو زدم توی موهام🙂 تازه چقدر حواسمو جمع کرده بودم و اینجوری شد، بگو اخه دوازده نصف شب چتری زدنت چیه دختر؟. دقیقا یک ماه دیگه هم تولدمه و متاسفانه باید شبیه اسکلا بیست ساله بشم😑 #طنز-تلخ
تنها پنجاه متری ای که میتونم توش زندگی کنم: میدونین چرا تو دسته میم گذاشتم؟، برای اینکه باید انقدر بهش بخندیم تا سرمون بیاد🙂😂
کیلو کیلو خاطره😄 کیا یادشونه؟ یه جا نوشته بود نصف بلاهایی که سرمون میاد به خاطر سیلی هاییه که تو گوش اون گربه بیچاره میزدیم😂
خودم نه ولی یکی از دوستام دقیییقا همینجوریه و از اونجایی که من حوصله ناز کشیدن الکی ندارم، وقتی قهر میکنه میگم به درک 😂
امشب توی مسجد نتونستم طاقت بیارم و مجبور شدم برم دستشویی. به زنه میگم میشه با کفش خودم بیام؟. میگه نه باید با دمپایی بیای. میگم خب دمپایی نیست. میگه بیا اینا رو پات کن. دمپایی بچه شیش ساله شو دراورده گذاشته جلوی من!. میگم اینا اندازه ام نمیشه، میگه چرا میشه. فکر کرده بود بچه ام!. میخواستم بگم بابا من نوزده ساله امه😑.
دوستان مثلا مذهبی اگر فکر میکنین با بداخلاقی به خدا نزدیک میشین، بدونین که سخت در اشتباهین. اینم بگم که من خودم مذهبی ام و سفت و سخت پای اعتقاداتم وایسادم، که مهربونی خودش جزو همین اعتقاداته. بچه ها، من این اسلایس رو نذاشتم که توی کامنتا توهین به شخصی صورت بگیره، پس لطف کنین و هر چقدر هم عصبانی هستید، به کسی توهین نکنین. و لطفا نسخه خدا و پیغمبر رو با رفتار یک نفر نپیچین. گفتنی ها گفته شد، هرکس یکمی فکر کنه متوجه درستی حرفام میشه، اگر هم قرار به فکر نکردنه که من دیگه حرفی برای گفتن ندارم.