میم
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

بخدا که همینهههه

خاطره
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

خیلی از آدم‌ها تو زندگیشون یه نقطه تاریک درد دارن که بعد از اون دیگه اون آدم سابق نشدن ، از يه جايى به بعد احساسشون يخ میزنه ، ديگه دردى حس نمیكنن و هيچكس هم نمیتونه يخ احساسشون رو باز كنه و خب اين خودش از هر دردى دردتره .

لیست
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

بفرمایید بگید 🤗

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

بوی کولر و امتحانای خرداد رو شما هم حس کردید ؟

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

بعضی روزا هم اینجوری بوده ...

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

- خوبی ؟ + ای بد نیستم ...

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

حقیقت تلخ است ..💔

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

یکی از مشکلات رو مخ و غیرقابل حل دخترا😭😂 :

میم
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

به زودی ساعت کاری این دو بزرگوار 😂😭

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

این منم که حساسیت داره پدرمو در میاره ، درحالی که بقیه دارن از بوی گل ها و هوای بهار لذت میبرن:)😿

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش

امتحانات یجوری فشار اورده که دیگه واقعا نمیتونم ، دیگه نمیکشم ...

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

یکی ازین رفیقا لطفا ...

میم
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

دوشواری داریم دوشواااری😭

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

والا کی حوصله داره ظرف بشوره 😂😂

میم
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

دست از سر ما وردار مغزعلی

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

: مگه چقدر تنبلی؟ من:

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

😭 نیست من در توااانمممم

توییت
بآرون ؛ off 1 سال پیش
عکس

عهه حنا خانوم🌚))

توییت
بآرون ؛ off 2 سال پیش
عکس

فقط‌میخوام بدونم چرا هنوز زندم ؟))

توییت
بآرون ؛ off 2 سال پیش
عکس

هی مادر . . ‌.

خاطره
بآرون ؛ off 2 سال پیش
عکس

من خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه کمک نمیخوای!؟ هیچکس نبود؛ خودم درستش کردم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه میخوای حرف بزنیم!؟ هیچکس نبود؛ گریه شد حرفام. خیلی جاها نیاز داشتم یکی واقعی بگه دوست دارم. هیچکس نبود؛ بی ذوق سر کردم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه فداسرت شده دیگه . هیچکس نبود؛ خودخوری کردم. ببین من خیلی جاها به خیلی چیزا نیاز داشتم،ولی کسی نبود بودنتون خیلی قشنگه ها ، ولی نباشید خودمو صدا میزنم .

خاطره
بآرون ؛ off 2 سال پیش
عکس

از من فاصله بگیر هربار که به من نزدیک میشوری باور میکنم هنوز هم میشود زندگی را دوست داشت . من خسته ام از این امید های کوتاه بیمارم از این سراب های رویایی