
آهنگ جدید محسن چاوشی: یه گله رو شمردم و یه گرگ توی ذهنمه چه وقت خواب پاشو که یه بره واقعا کمه بلند میشم تنم صدامو باد میبره دو روزه گریه میکنم یه لحظه هم نمیگذره دو روزه راه میرم و هنوز روی این پلم مگه تو رو ببینمت که بشکفه گل از گلم سفید پوش بخش غم یه شب که ناز میخری برس به داد مسری مریض تخت آخری برای روبرو شدن یه لحظه هم غنیمته تو سایهات هم وسیعتر از رویای نصف نیمهته توقع من از شبا تو رو به خواب دیدنه بهشت من تصور به سمت تو دویدنه

در دو جهان بننگرد ، آنک بدو تو بنگری خسرو خسروان شود ، گر به گدا تو نان دهی گه بکشی گران دهی ، گه همه رایگان دهی یک نفسی چنین دهی ، یک نفسی چنان دهی جان منی و یار من ، دولت پایدار من باغ من و بهار من ، باغ مرا خزان دهی یا جهت ستیز من ، یا جهت گریز من وقت نبات ریز من ، وعده و امتحان دهی برگذرم ز نه فلک ، گر گذری به کوی من پای نهم بر آسمان ، گر به سرم امان دهی

بس در طلبت کوشش بیفایده کردیم. چون طفل دوان در پی گنجشک پریده میلت به چه ماند ، به خرامیدن طاووس غمزه ات به نگه کردن آهوی رمیده مشتاق توام ، با همه جوری و جفایی محبوب منی با همه جرمی و خطایی من خود به چه ارزم ، که تمنای تو ورزم در حضرت سلطان که برد نام گدایی

ای رسن زلف تو پابند من چاه زنخدان تو زندان من جان منی جان منی جان من آن منی آن منی آن من شاه منی لایق سودای من قند منی لایق دندان من

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی به کسی جمال خود را ننمودهای و بینم همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی غم و درد و رنج و محنت همه مستعد ق.تلم تو ببر سر از تن من ببر از میانه گویی

قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من واله و شیدا دل من بی سر و بی پا دل من وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من مرده و زنده دل من گریه و خنده دل من خواجه و بنده دل من از تو چو دریا دل من بیخود و مجنون دل من خانه ی پرخون دل من ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

تویی کامل منم ناقص تویی خالص منم مخلص تویی سور و منم راقص من اسفل تو معلایی عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو عجب ماه بلندی تو که گردون را بگردانی به هر چیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی مولانا

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید گر صورت بی صورت معشوق ببینید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

(آهنگ نگار چاوشی همزمان پخش شود) نگار تازه خیز من کجایی آی کجایی به چشمان سرمه ریز من کجایی آی کجایی نفس بر سینه عاشق رسیده آی رسیده دم مردن عزیز من کجایی آی کجایی بمیرم تا تو چشم تر نبینی شراره آه پر آذر نبینی چنان از آتش عشقت بسوزم که از رنگ من خاکستر نبینی