وضعیت
𝐅𝐞𝐲 2 ماه پیش
عکس

توت فرنگی کوچولو نقاشی کشیده 💅

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 2 ماه پیش
عکس

توت فرنگی کوچولو نوشت: این روز ها حس زندگی ندارم، تنها زنده ام و ریه هایم پر از اکسیژن است که ای کاش نبود.

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

«من نفرین شده ام سیب.. کجایی که دردم را ببینی؟ نفرین شدم که مانند تو درد عشق را تجربه کنم. همان چیزی را برای "وافل" حس کنم که روزی تو برای من حس میکردی و قدر ندانستم..»

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

«تو را با همان زیبایی و پاکی همیشگی ات لا به لای دفتر خاطراتم نگه میدارم.» از طرف توت فرنگی

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

توت فرنگی برای سیب نوشت «هیچوقت به قدری که مرا دوست داشتی دوستت نداشتم و اگر هزاران بار متاسف باشم، باز هم حسرت هایی در دلم هست. حسرت موهای قرمزت...»

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

توت فرنگی امروز تصمیم گرفت گناهش را بپذیرد و راجب «سیب» صحبت کند... سیب همان اشتباهی بود که به دست توت فرنگی درد عشق را تجربه کرد...

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

درد دارد اگر ساعت ها به چیزی فکر کنی که هیچوقت قرار نیست بگویی.. توت فرنگی، دخترکم حرفت را بزن!

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

توت فرنگی کوچولو امروز برای او نامه ننوشت، چون نامه را میتوانست به سادگی پاره کند. اما اگر امروز او را ملاقات میکرد و بالاخره حرفش را میزد، دیگر توانایی پاره کردن کلماتش را نداشت.

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

در تصور تو داستان های توت فرنگی کوچک به پایان رسیده. اما عزیزکم من همیشه چیزی برای گفتن پیدا خواهم کرد...

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

میخواستم راز هایم را به تو بگویم "وافل" عزیزم.. که دیدم تو خودت یکی از راز هایم هستی.

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

توت فرنگی کوچک اگر جامعه ای که در آن زندگی میکنی بیمار است، لزومی نداره اجتماعی باشی.

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

اگر من با کوچکترین حرف تمشک رنجیدم به دلیل کلمه هایش نبود، چون تمشک برام خیلی با ارزشه...

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

توت فرنگی کوچک امروز نوشت "دلم نمیخواد آدم هایی که دوستشون دارم برام عادی بشن. دلم میخواد تمام لحظاتی که با آنها میگذرانم خاص باشد"

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 4 ماه پیش
عکس

چیزی که توی واقعیت تموم شده رو، توی رویاهاتون ادامه ندید بچه ها، اینو همیشه یادتون بمونه.

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 5 ماه پیش
عکس

بلوبری عزیزم، بالاخره من به مقصد رسیدم. امروز درک کردم که مفهوم جمله ای که همیشه به من از کتاب هایت میگفتی چه بود.. راست میگفتی من دیگر همان دختر کوچکی نیستم که به راه افتاد.

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 5 ماه پیش
عکس

اما چیزی که توت فرنگی در قلبش برای "وافل" حس میکرد، گرم تر از گرمای خورشید بود...

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 5 ماه پیش
عکس

"همیشه قصه ی صدا تموم میشه با حرف سکوت"

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 5 ماه پیش
عکس

توت فرنگی امروز در دفترش چیزی ننوشت.. زیرا که چیزی برای گفتن نبود. رادیو را روشن کرد و به "Hotel California" گوش داد و اجازه داد اشعار حسش را بیان کنند و در دفترش چیزی ثبت نشود.

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 5 ماه پیش
عکس

امروز توت فرنگی در دفترش مینویسد که پختن کیک با پرتقال و وانیل حس عجیبی داشت.. چرا که چیزی که ذوقش را داشت ناگهان برایش پوچ و بی معنی بنظر میرسید..

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 5 ماه پیش
عکس

توت فرنگی کوچولو امروز در دفترش مینویسد که اشتباه کرد و به وافل نگفت دوستش دارد. چون فقط فکر میکرد "وقت هست"

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 5 ماه پیش
عکس

داشتم میگفتم بچه ها، گاهی ما آدما رو از دست میدیم چون بیش از حد دوستشون داریم...

وضعیت
𝐅𝐞𝐲 5 ماه پیش
عکس

لیموی عزیزم کاش یه شامپو توی مغازه ات داشتی که وقتی موهایم را با آن میشستم مشکلات توی سرم هم حل میشد...

توییت
𝐅𝐞𝐲 11 ماه پیش
عکس

I don't care bro

توییت
𝐅𝐞𝐲 11 ماه پیش
عکس

.............