توییت
Navy 2 روز پیش
عکس

_راستش را بخواهی از مرگ می هراسم؛ این من ناچیز از جان دادن جلوی چشمانت واهمه دارد.

توییت
Navy 3 روز پیش
عکس

بی تو نفس کشیدنم بوی خزان می دهد ...

توییت
Navy 4 هفته پیش
عکس

می دانی؛ ‌‌اشک ها گناهی ندارند... آنها حتی نمی دانند از سر شوق فرو می ریزند یا غمی بی پایان.

توییت
Navy 1 ماه پیش
عکس

قمار کردم؛ من با هر پلک زدن، یکبار دیدنت را باختم...

توییت
Navy 2 ماه پیش
عکس

گفته بودم زرد خواهم شد؛ کمی فکر کن... زیر قطرات باران، در میانه راه پاییز یا کمی آن طرف تر از آن.

توییت
Navy 2 ماه پیش
عکس

اینبار سکوت را انتخاب می کند . نگاهش را می گیرد و جایی در نزدیکی سر درگمی رهایش می کند . دستش را به گلویش می زند و می گوید؛ «اینجاست، رد نمی شود»

توییت
Navy 2 ماه پیش
عکس

روزی فرا می رسد... روزی که گل های بابونه رویم رشد خواهند کرد. و در ان زمان؛ آیا هنوز در کنارم مانده ای؟

توییت
Navy 2 ماه پیش
عکس

می گویند؛ جای گیاه بامبو را که عوض کنی دگر رشد نمی کند؛ پژمرده می شود و بعد هم... می دانی چرا؟! ریشه هایش را جا می گذارد... دل آدمیزاد که دگر کمتر از گیاه نیست! گاهی ریشهایش جا می ماند در دلی ؛ لبخندی؛ صدایی؛ و یا چشمانی که مالک نگاهم شده اند...

توییت
Navy 2 ماه پیش
عکس

و تو مرا به یاد نداری... خودت می گفتی ؛ «تو آن تک کلاویه مشکی رنگ سمت چپ پیانو ام هستی.» حالا چه؟ سفیدی روحم را یافتی؟...

توییت
Navy 3 ماه پیش
عکس

خسته تر از همیشه برایت می تپد؛ قلبم را می گویم ... هنوز برای تو، دقیقه به دقیقه و لحظه به لحظه؛ فقط برای تو ... با این حال گاهی اوقات فراموش می کنم و کمی درنگ کافیست تا کلمات تردید را در ذهنم بازنویسی کنند؛ آیا خبر نبودنت را به او داده ام؟ عجیب رفتار می کند؛ هنوز همان است. هنوز همانطور برایت می تپد...

توییت
Navy 3 ماه پیش
عکس

در آغوشم بگیر و پناهم بده؛ از من فقط تو باقی مانده ای...

توییت
Navy 4 ماه پیش
عکس

ابتدا و انتهایش همینجاست؛ به دنبال چه می گردی... ساحل دریایی بدون خورشید؟

توییت
Navy 4 ماه پیش
عکس

و در اخر؛ واسیلسای شیرین من....

توییت
Navy 1 سال پیش
عکس

بگذار فقط اینبار پناهنده ی دنیای ویرانت شوم ...

توییت
Navy 1 سال پیش
عکس

در برزخ چشمانش معلق مانده بود ...

توییت
Navy 1 سال پیش
عکس

دوباره میشینم یه گوشه پای نگات :) تو می خندی و سر می خورم رو حلال چشات ... تو صدا می زنی و غرق می شم توی صدات ... تو می خوابی و بیدار می شی. اما من می میرم و زنده می شم برای تک تک نفسات ...

توییت
Navy 1 سال پیش
عکس

دیر شد ... دگر دیر است برای بیشتر ماندن در پناهگاه امن دستانت ...

توییت
Navy 1 سال پیش
عکس

می شود دستانم را ول نکنی؟ حتی اگه دیگه روح زندگی در میان انها دمیده نشود؟

توییت
Navy 1 سال پیش
عکس

نشد اینبار هم طلوع خورشید را باهم تماشا کنیم . عزیزکم ! مثل اینکه باز باید تنهایی نگاهش کنی ...

توییت
Navy 1 سال پیش
عکس

بودن با کسی که دوستش نداری و نبودن با کسی که دوستش داری هر دو رنج است ! پس اگر هم فکر خود را نیافتی مثل خدا تنها باش ...