
گاهی با خود می اندیشم که به راستی من کیستم؟ آیا همان انسان مهربان و باادب در کلاس درس ام؟ یا آن آدم بی نزاکت به هنگام نزاع؟ من آن آدم بی گناه و پاک دعاگویم؟ یا من آن بی شرم گنـه کارم؟... گاه می ایستم. گویا زمان نیز همراه من از حرکت باز می ماند. از خود می پرسم، ای دختر خرد و کوچک، در این دنیای بی همتای پروردگارت، تو چه نقشی داری؟ در کدام گوشه از تصویر این جهان بی کران، ایستاده ای؟ ای کاش می دانستم، چرایی و چگونگی خود را.افسوس که آن انسان صالح و خوب نبوده ام و هم اکنون نیز نیستم.













