جواب این دیالوگ را بنویس
| اتمام مسابقه | 1405/07/17 |
| ظرفیت مسابقه | 30 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
| ظرفیت شرکت در این مسابقه تکمیل شده | |
آینه رو نشون من ندید من خودم به قدر کافی از فکر دانشگاه رن*ج می کشم😂🥀
خیلی براش زحمت کشیدم، خوشحال میشم اگه دوسش داشتی یا درکش کردی لایک کنی💘
:«اینکه بدونی کل زندگیت در توهم تنها نبودن بودی...»
میدونی غمگین تر از تنهایی چیه؟ اوه آره... شاید غمگین تر از تنهایی این باشه که کلی آدم دور و برت باشه ولی هیچ کس تو رو نبینه ، هیچکس درکت نکنه ، کسی رو داشته باشی ولی به حرفات گوش نده این میتونه غمگین تر از تنهایی باشه چون وقتی تنهایی حداقل دلت نمیسوزه که کسی هست اما تو اونو نداری💔 امیدوارم واسه هیچکدومتون این موقعیت پیش نیاد...
« اینکه در اوج فریاد زدن ، دیگه صدایی از خودت نشنوی »
میدونی غمگین تر از تنهایی چیه؟؟؟ اونی که همیشه بهش اعتماد داشتی و آدم مورد علاقت بود دلت رو بشکنه , بزنه تو ذوقت و بعد از همه ی این اتفاقات,ولت کنه بره;اون موقع هست که دیگه تنهایی با معنی میشه:)
اینکه دلت برای کسی تنگ بشه که هنوز هست فقط دیگه مثل قبل سهمی از بودنش نداری. اینکه هنوز دوستش داشته باشی اما کمکم بفهمی دوستداشتنت برای نگهداشتنش کافی نیست. اینکه توی دلت پر از حرف باشه، بغض راه گلوت رو بسته باشه، گوشیت رو باز کنی و هیچ اسمی نباشه که حس کنی اگر بهش بگی “حالم خوب نیست” واقعا براش مهم باشه…
💎💎💎💎💎💎
اینکه بعد مردن نمیتونی از فیلم و سریال و آهنگ هایی که بعد تو میان نمیتونی لذت ببری
غمگینتر از تنهایی این است که روزی م.رگ تو را در آغوش بکشد اما هیچکس در این دنیا جای خالی تو را حس نکند. جسمت به زیر خاک رود، ولی کسی برایت اشک نریزد.
حضور در جمع های شلوغ... اما با احساس تنهایی...🪦
آه…پرسش زیبا و جالبیست…غمگین تر از تنهایی؟ شاید انی است که تمام سعی و تلاش خویش را مینماید تا اطرافیان را شاد سازد اما هیچکس آن همه سعی و تکاپو را نه تنها نمیبیند، بلکه غم و تنهایی ش را نیز نمیبیند. غمگین تر از تنهایی آن است که گوش شنوا همه ست ولیکن هیچگاه کسی از او نمیپرسد «تو چطوری؟» ، چرا که همگان گمان دارند او هیچ مشکلی برای گفتن ندارد. غمگین تر از تنهایی آن است که بقدری زود مردم را شناختیده و تصمیم گرفته ست تا از آنها فاصله گیرد درحالی که با تمام وجود دلش میخواهد با کسی همکلام شود.
مگه اصلا تنهایی غم داره؟ اگر تنهایی غم داشت ، یک کتاب وجود نداشت اگر تنهایی غم داشت عبادتی در خلوت وجود نداشت اگر تنهایی غم داشت ، خیالی وجود نداشت اگر تنهایی غم داشت تک خدایی وجود نداشت. اگر تنهایی غم داشت ، یک آغاز وجود نداشت . ار همان اول یک خدا بود ، یک آغاز بود و یک کتاب بود و هست و می ماند و خواهد ماند.
اینه که خودتم بدونی تنهایی و بهش اعتراف کنی-
"میدونی غمگین تر از تنهایی چیه؟" غمگین تر از تنهایی؟ اون سوال رو پرسید اما بجای اینکه سوال مثل تیر مستقیم بخوره تو یک جواب مستقیم توی سرم فقط صدای بادی که از کنار گوشم تیر رد میشه پخش شد . چی غمگین تر از تنهاییه؟ نمیدونم. شاید بودن در جایی شلوغ که همه هم باهات حرف بزنن بهت توجه بشه ؛ اما توجه ای از روی ترحم ، که بدتر از خود تنهایی هست . یا که بودن در جمعی که او دیگر حضور نداشته باشد؟ دردناک تر از بودن سر خاکیست که میدونی که دیگه نمیبینیش اما اون؟ اگر اون را ببینی چی؟ ترحم و نبود ترسناک نیست؟
می دونی غمگین تر از تنهای چیه؟ این که توی جمع احساس تنهایی بکنی. اینکه هر روز هر شب بلند شی و دور و اطراف پر از آدم باشه ولی تو از درون تنهای حس بکنی.
آره. غمگینتر از تنهایی اینه که وقتی توی یه جمعی، آدمایی که اونجان در گوش هم حرف میزنن و به تو هیچی نمیگن... غمگینتر از تنهایی یعنی دوستای به ظاهر زیادی داری ولی برای هیچکدومشون اون دوست صمیمیای نیستی که بهش حرفاشونو بگن... غمگینتر از تنهایی یعنی حتی پدر و مادرت بهت اهمیت نمیدن و فقط برادر/خواهرت براشون مهمه... ولی امیدوارم تو ندونی چه چیزایی از تنهایی بدترن..!
اینکه وسط شلوغیِ آدمها، دلت فقط برای یک نفر تنگ باشه که دیگه سهمت ازش فقط خاطرهست اینکه کنار آدمها باشی و هیچکدامشان آن کسی نباشند که دلت میخواهد. اینکه کسی را از دست بدهی و تازه بعدش بفهمی چگونه روزهایت با او گذشته است. اینکه کنار آدمها باشی و هیچکدام او نباشند. اینکه دیگر نخواهی برگردد، اما دلت برای بودنش تنگ شود. اینکه بفهمی بعضی آدمها قرار نیست بمانند؛ فقط میآیند تا بعد از رفتنشان، تمام چیزهای معمولی دیگر معمولی نباشند. اینکه با هر نوتیفیکیشنی که دلت فکر میکنه اونه.
میدونی غمگینتر از تنهایی چیه؟ اینکه احساس تنهایی کنی
میدونی غمگینتر از تنهایی چیه؟ اینکه دورت پر باشه ولی تنها باشی وسط جمعی که همه میشنون، ولی هیچکس نمیفهمه لبخند بزنی و بگن "خوبی؟" و تو بگی "خوبم" وقتی که نیستی، هیچکس جای خالیتو حس نکنه بگی "حالم بده" و کسی نپرسه "چته؟" شب که میشه، همه بخوابن و تو بیدار بمونی با فکری که هیچوقت تموم نمیشه
اینکه قبلا تنها نبودی و واقعا یکیو داشتی!
گریه کردن توی تنهایی:-)
معلومح احساسح طنحاییححح_ نه_ غمگینتر از تنهایی بودن تو جمعیت پرسروصداس ☝️
مرور اینکه چگونه تنها شدم. چگونگی ها همیشه درد آورند. چگونه از دستش دادم چگونه رفت چگونه رفتار کردیم. همه و همه دق انسان را درمیآورند نمیدانم گاها مرورش افتضاح نیست چرا که مایه ی قدرت میشود حداقل برای من. اما من تنهایی را از همان کودکی داشتم و رهایم نمیکرد فقط کافی بود زنگ تفریح بخورد فاجعه میشدم.
احساس تنها بودن! چون ممکنه تو یه جمعی باشی و حتی با افراد اون جمع دوست باشی ولی احساس تنهایی بهت دست بده. [البته این فقط یه مثالش بود...]
«میدونی غمانگیزتر از تنهایی چیه؟ اینکه یک نفر، تمامِ چیزی بشه که دلت میخواست داشته باشی؛ و بعد، زندگی مجبورت کنه با نبودنِ کسی ادامه بدی که هنوز در تمامِ بودنت حضور داره.»
اینکه دور و برت پر از آدم باشه، ولی هیچکس رو نداشته باشی که حرفهای دلت رو براش تعریف کنی، یا کسی نباشه که تو رو واقعاً «ببینه»... این از تنهاییِ تویِ یه اتاقِ خالی هم سنگینتره.🥀
اینکه تنها نباشی، ولی از هر انسان تنهایی غریب تر باشی...
میدونی غمگینتر از تنهایی چیه؟ اینکه فرد بدونه قراره تمام کسایی که داره و عاشقشونه رو یه روز از دست بده ، اینکه یه روز همه این شادی ها و لحظاتشون تموم بشه و اینکه بتونه اینو حقیقتو با تمام پوست و استخونش درک کنه. اون وقته که همه چیز دردناکتر میشه
اینکه کسی بفهمه هیچی نداری و بیاد پیشت
اینه که کلی آدم دور و برتن، ولی هیچ کدومشون بهت محل نمی ذارن ... این با تنهایی هیچ فرقی نمیکنه! ...
کسایی دور ورت باشن که قدرتو نمیدونن...
دورت شلوغ باشه بازم حس تنهایی کنی بدونی همه حرفاشون دروغه،بدونی روزی همه رفتنی هستن، حداقل تنها باشی مجبور نیستی اینارو تحمل کنی
احساس تنهایی..
کمی سرم را پایین می اندازم و میگویم : آره ، میدونم غمگین تر از تنهایی چیه ، ترد شدن ، خیلی دردناک تره
-غمگیـن تر از تنـهایی؛ بودن کنـار آدمایی کـه ،بهت حـس اضافی بودن میـدن،باعث معذب بودنـت میشن؛درکـی از تو و کـارات ندارن و تو،هیـچوقت نمیـتونی پیشـشون خود واقعـیت باشـی...★
فهمیدن اینکه بعضی آدمها فقط تا وقتی به تو نیاز دارند میمانند.
کسیست که دیگر نمیتوانی با او تنها باشی.»
بودن پیش آدمایی که تنهایی رو به بودن توی جمعشون ترجیح میدی
+میدونی غمگین تر از تنهایی چیه؟ _اینکه توی جمع احساس کنی که تنهایی
تنهایی در غمگینی🥲✨
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
تنها شدن؛
تو یه جامعه باشی که همه دوست خوب دارن
و کنار هم همه مشکلاتشون رو حل میکنن
از هم خسته نمیشن
هر روز میرن خرید
اما تو هیچ دوستی نداشته باشی که باهاش وقت بگذرونی 🙂💔
اینکه کسی ندونه تنهایی
چرا همه چت جی پی تی زدن؟؟
اره
از دست دادن اون عزیزی که میدونی هیچ وقت قرار نیست پیشت برگرده و چه تنها باشی و چه توی جمع غم اون همیشه همراهه
اینکه کسی بفهمه هیچی نداری و بید پیشت
بودن در کنار کسانی که تنها ترت میکنند و فقط بهت زخم میزنند
این درد داشت 💔
پیش کسایی باشی که میدونی پیشت نیستن.. ؟؟