هر کدوم از ما سرزمین های خیالی ای توی ذهنمون داریم . رویا یا هدف غیرممکن یا شایدم یک مکان عجیب برای دور شدن از واقعیت شما اگه قرار بود چنین سرزمینی داشته باشید ، چجوری بود و شما در اون چه نقشی داشتین و کی بودین.؟
| اتمام مسابقه | 1405/05/09 |
| ظرفیت مسابقه | 50 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
| شرکت در این مسابقه | |
سرزمین خیالی من،سرزمینی که همه توش آزاد و شادن💋سرزمینی که رو لب همه لبخند💋سرزمینی که همه به هم احترام میذارن💋سرزمینی که حیوانات و انسان ها باهم دوستن💋اینارو میگم چون همه حق شاد بودن رو دارن💋و البته من میخوام نقش یه آدمی رو داشته باشم که به همه کمک میکنه و سعی میکنه با بقیه مهربون باشه💋 امیدوارم برنده شم💋میشه خواهشا لایک کنی؟؟ 🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺
یه جادوگر که هر نوع جادویی بلده. اینطوری میتونستم به همه کمک کنم
وقتی میخوابم، قبلش سناریو میسازم این سناریو خودش به دنیاست
سرزمین آدم فضایی ها 👽😂 و خودم نقش کسی رو داشتم که دزدیده شده از روی زمین و برای انجام آزمایش گرفتنم 😔😂 لایک کننننننن 😭💘
جادوگر شهر اززززز
در سرزميني كه در ان با خانواده اي شاد و در آرامش و هر روز در ماجراجويي باشم همه جا دنيا اين ارزو براي من غير قابل لمس و قشنگترين
سرزمین من جایی است که هیچ رؤیایی غیرممکن نیست. آسمانش از امید ساخته شده و خیابانهایش با خاطرات خوب روشن میشوند. من در آنجا پادشاه یا قهرمان نیستم؛ «نگهبان رؤیاها» هستم. هر وقت کسی در دنیای واقعی از آرزویش دست میکشد، من آن را در سرزمینم نگه میدارم تا خاموش نشود. شاید روزی دوباره صاحبش برگردد و آن را با خودش ببرد.
عین انیمه ی آواتار آخرین باد افزار بود و خودم رو آتش افزار میدونستم
دنیای خیالی من یک دنیای موازی هست جایی که بعضی شهر ها و روستا ها هست در کوه ها بیرون از روستا ها موجوداتی به نام سایه خوار مزاحم ما هستند شهر ها در دل کوه هستند مردم از گوشی و تکنولوژی سر در نمیآورد هر چرخه یک نگهبان مه آخر میشه تا از مه درون کوه ها و غار ها قدرت بگیره و محافظ باشه یک نبرد تاریخی هم رخ داد الویون و یچی و جوزف ( جوزف نگهبان مه هست ) در اصل کل دنیای من یک کتاب نوشته ام
دنیای من یه جاییه به اسم سلسته. تشکیل شده از دو تا دنیا، دنیای روشنایی و تاریکی. جادوگرها اینجا به دنیای هم سر میزنن و هرکدوم یه قلعه دارن که اقامتگاه موقتشونه. احتمالا من توی قصر موقت جادوگرای سیاه که وسط دنیای روشناییه مشغول باشم. دوست دارم اونجا به عنوان یه جادوگر روشنایی با جادوگرای سیاه درمورد موضوعات مختلف که برام قدغنه حرف برنم.
دنیای که داخل اون من یه گردشگرم . میتونم به هرجا که بخوام سفر کنم . مکان های زیارتی ، مکان های تاریخی ، شهر هایی مثل پاریس و روم ، طبیعت های زیبا . داخل اونجا من میتونم خودم باشم و از استرس و اف*سردگی دور باشم . با اینکه به شدت از حیوونا میترسم اما به یه حیوون دست بزنم ، حتی اگه گرگ باشه .
جایی که همه ی کاربرای تستچی با ممد و حنا و اوپی بشینیم باهم تو ی سالن حرف بزنیم
دنیای شیطان کش منم شینوبو می شدم ولی دیگه یه سری تقیرات می دم تو روند انیمه چون خودم یه نقش مهم توش دارم اول اینکه خواهرم کاناعه نمی میره من نمی می رم کسی به نام دوما در داستان وجود نداره بعد از نابودی موزان هم من با گیو جانم به زندگی ادامه می دم تمام ترو خدا لایک کنین
یه جایی وسط ابرا که همه شادن و قانون اینه که همه شاد باشن و هرکی ناراحت شه یا زندان میره یا اینکه دلیل ناراحتیشو میپرسن تا اروم شه
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
من شرکت کردم داره برسی میشه
ممنونم😇🩷