بدون اینکه از کلمه اش استفاده کنی سعی کن بگی من یکطرفه یکیو دوست دارم
| اتمام مسابقه | 1405/05/02 |
| ظرفیت مسابقه | 25 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
دلم برایش پر میکشد، هر بار که نامش را میشنوم. توی ذهنم با او زندگی میکنم، خاطراتی میسازم که هیچوقت اتفاق نیفتادهاند. به چشمانش که نگاه میکنم، دنیا برایم زیباترین رنگ را میگیرد، اما میدانم که نگاهش از کنارم عبور میکند، انگار که من فقط یک نقطه در حاشیهی روزهایش هستم. دستهایم میلرزد وقتی به فکر لمس دستانش هستم، در حالی که او حتی نمیداند من در هوایش نفس میکشم. عاشقترین شعرهای نانوشتهام، تمام تقدیم به کسیست که هرگز قرار نیست شنوندهشان باشد؛ اما چه میتوانم کرد؟ قلب، بیاجازهی عقل، مسیرش را انتخاب کرده
وقتی میبینمش لبخند رو لبام میشینه ولی اون...... وقتی میبینمش قلبم تند تند میزنه ولی اون....... با خودم تو ذهنم تصوراتی میکنم که باهاشم ولی اون.....
همیشه اسمش توی ذهنمه، ولی انگار اسم من توی ذهنش نیست
گاهی تمام زندگیِ یک نفر، در قلب کسی میگذرد که از حضورش خبر ندارد یا من سالهاست برای داستانی اشک میریزم که فقط یک نویسنده دارد
او از من خوشش نمی آمد. ولی من نه.
من او را، او او را💔...
دل دادیم و دل بستیم و دل دار نفهمید رسوای جهان گشتیم و آن یار نفهمید:)️ 💔
جهان، بیاجازه، به رنگ او درآمده بود. هر جا که نگاه میکردم، حضورش میان نور و سایه موج میزد. نخستین اندیشهی بیداری و آخرین پناهِ خوابهایم بود. جهان برای دیگران پر از آدم بود، اما برای من همیشه یک نفر کم داشت؛ همان کسی که نگاه من، بیاجازه، هر بار به جستوجویش برمیخاست. چشمانش، آسمانی بودند که پرندهی دل من هر روز تا مرز آن پر میکشید و هر شب، بیآنکه جایی برای فرود بیابد، خسته بازمیگشت. و او... حتی از کوچ هرروزهی این پرنده نیز بیخبر ماند.
“در کتابِ زندگی من، فصلهای بسیاری نوشته شده است، اما انگار قلم من در رسیدن به تو، به لرزه افتاده. تو آن کلمهی محالی هستی که در میان تمام جملاتِ معمولی، با درخششِ خود، معنای تمامِ پاراگرافهای قبل و بعد را عوض کردهای. من تمامِ صفحاتم را به تو اختصاص دادهام، حتی اگر تو هرگز این نوشته را نخوانی... 😭”
حتی اگه براش بمیری هم اون متوجه نمیشه یکی در انتظارش بوده
تو را بوسیدم و به یاد او افتادی، ما هر سه بازنده ایم... (تغییر) من عاشق او بودم و او، عاشق او...
از نظره من خنده هاش خیلی قشنگ امیدوارم همیشه خنده هاشو ببینم موهاش چهرش واقعا زیبا هستن هروقت حرف میزنه در صداش غرق میشم میتونم ساعت ها بهش فکر کنم ساعت ها نگاهش کنم
تمام عشق و محبت هایم برای کسی بود که ذره ای به من توجه نداشت
تا قیامت منتظرش میمانم اما اون اصلا نمیداند همچین کسی منتظرش است...
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)