غم را طوری توصیف کن که حتی اسمش را نبری.
| اتمام مسابقه | 1405/04/28 |
| ظرفیت مسابقه | 20 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
| ظرفیت شرکت در این مسابقه تکمیل شده | |
تنهایی متلق با اینکه همه دورتن
مثل قدم زدن توی یه دریاچه است که یخ زده؛ هر قدم که برمیداری، صدای شکستنِ چیزی رو توی گوشت میشنوی، اما نمیدونی اون صدا، زمین بوده یا خودِ تو. انگار یه حفرهی عمیق و بیصدا، درست وسطِ وجودت باز شده؛ حفرهای که هیچ نوری به تهش نمیرسه و هر چی هم سعی کنی با خنده یا حرف زدن پرش کنی، باز هم تهِ اون فقط یه سکوتِ سنگین و بیانتهاست
به اسمان خیره شوی و ارامش بخواهی . اهی از ته دل بی انکه بدانی بکشی . به بارن که نگاه میکنی به یاد گریه میافتی . شب ها را با بغش میگذرانی و بالش هایت تنها کسانی اند که خبر دارند . خنده های درون برای پنهان شدن . دلت بخواهد با کسی که قضاوتت نکند درد و دل کنی اما به یاد بیاری که کسی نیست . در دنیای یک موسیقی غرق شوی با توهم این باور که کسی که این اهنگ را میخواند شما را درک میکند . و اما در میان همه اینها دیگران بگویند نه او که همیشه میخندد . اری میخندد تا گریه را پنهان کند .
مثلاً وقتی که تنهایی یه گوشه میشینی یاد خاطرات خاک خورده ت میوفتی یاد کسایی که دیگه نیستن یاد اون روزایی که نمیدونستی روزای آخره یاد اون خنده ها یاد اون برق چشمات که حالا دیگه وجود ندارن
از دست دادن مادر/پدر/دوست/فامیل
فردا امتحان ریاضی داری اما تو این موضوع رو ۱۱ شب فهمیدی!
سکوتی که از هزار فریاد بلندتر است
بزرگ ترین غم اینه که عاشق کسی باشی که حتی فکرشو نکنه که وجود داری،و هیچ وقت هم قرار نباشه ببینیش❤️🩹💔💘
اهنگ مرور حامیم🥺😢
گاهی چیزی روی قلبت مینشیند که حتی نفس کشیدن را هم سنگینتر از همیشه میکند.
به شدت خسته باشی و حوصله یه کسی را نداشته باشی
قلبت محکم داره فشرده میشه. بی خالی و حوصله ی هیچی رو نداری . بغض توی گلوته. خاطرات شادت اشکت رو در میارن. بیشتر فکر نکنم لازم به توضیح باشه
زندگی، مانند یک برنامه همیشگی، سنگین و نا امید کننده، اما بعد مدتی عادت میشود، نمیشود ان را از بین برد، اما میشود ان را دور زد
حرف اول غذا+حرف دوم همیشه
چیزی که از درون آتیشت می زنه تو گلوت سنگ می شه و چیزی برای رهایی از اون داری فقط باریدنه
حسی که باعث میشه روزات کسل کننده و بی روح بگذره چیزی که بعضی ها برای فرار ازش نقاب میزنن درحالی که همیشه هست هیچوقت از بین نمیره فقط اندازهاش و دلیلش تغییر میکنه
متاسفانه ویژه نشد
فقرــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از خودت بودن و راحتی بترسی
مهمانی است که هیچوقت دعوتش نکردهای اما آدرس خانهات را از بر است میآید روی صندلی روبهروی پنجره مینشیند صدای ساعت را بلندتر میکند و کاری میکند حتی شلوغترین اتاق هم بوی سکوت بگیرد نه چیزی را میشکند نه چیزی را میدزدد فقط رنگ چیزهایی را که دوست داشتی، کمی کمرنگتر میکند و قلبت را تنهاتر
درد سختی که گاهی با یک بغل گرم یا گاهی با یک همدلی خوب میشه 🙂
یک سایه تاریک که همیشه و همه جا هست و با هر قدم سنگین و سنگین تر میشه..
وقتی به یکی میگی من همیشه هستم که باهام حرف بزنی ولی اون میگه هوش مصنوعی هست:)
ناگهان به خودم امدم دیدم عمرم گذشت بیآنکه زندگی کرده باشم.
ناراحتی
..........
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
۱۰۰۰ امتیاز رو انتقال دادم برا جایزه مسابقه