اگه آخرین بازمانده ی انسان ها روی کره ی زمین بودی چیکار میکردی
| اتمام مسابقه | 1405/04/08 |
| ظرفیت مسابقه | 62 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
از زندگی مجللم لذت میبردم
شاید به جمع حیوونا ملحق میشدم...؟
من مطمئنم یک هفته بیشتر دوام نمی اورم. روز اول:عزاداری (خب حتی اگه از ادم ها متنفر باشم بازم کس های هستند که ارزو دارم یکبار هم شده ببینمشون یا کسانی که توی زندگی به انها اهمیت می دهم) روز دوم : عزاداری روز سوم: عزاداری روز چهارم :درک کردن اوضاع و ارام شدن روز پنجم : خوشگذرانی برای اینکه همه چی تموم شد روز ششم : علافی و فیلم های که توی گوشی ام موجود اند و خوندن کتاب هام روز هفتم : دیگه بازم علافی و خدا رحمتم کنه
به خوابیدنم ادامه میدادم✅️
اولش حسابی خوش میگذراندم؛ هر جا دلم میخواست میرفتم و هر کاری دوست داشتم انجام میدادم، چون دیگر کسی نبود که بهم گیر بدهد! ولی مطمئنم خیلی زود دلم برای آدمها تنگ میشد. تازه مشکل فقط تنهایی نیست؛ وقتی هیچ انسانی روی زمین نباشد، دیگر کسی هم نیست که برق، آب و بقیهی زیرساختها را اداره کند. احتمالاً کمتر از یک ماه بعد زندگی سخت میشد و اگر مریض میشدم هم اوضاع بدتر بود. برای همین فکر میکنم آخرین انسان روی زمین بودن بیشتر از اینکه هیجانانگیز باشد، ترسناک و غمانگیز است.
کل دنیارو میگشتم....
هیچی! فقط یجا میشینم و از تنهاییم و سکوت لذت میبرم🤫 من خیلی وقته منتظرم🙂
آخرین کار هایی که میخواستم رو میکردم ولی هله هوله میخوردم چون بعدش بخاطر نبود کسی که انرژی ه.سته ای رو کنترل کنه از انفجار.جار می.میرم
میرفتم کشور مورد علاقم.البته فرقی عم نمیکنه کجا باشی چون تنهای.بعدش خونه م یه سوپر مارکت باشه که همش بخورم😅🤣😂 و همین دیگه کارایی که دوست داشته باشم میکنم.
کره زمین و جوری درست میکردم که دوست دارم و تنهایی توش زندگی میکردم و خوش میگذروندم:)
قطعا از زندگیم تمام لذت و میبردم و بعد خودمو خلاص میکردم
من دوست دارم خاطراتم رو ثبت کنم... قطعا دیگه کسی اونا رو نمیخونه ولی به نظرم اگر این کار رو نکنم بعد یه مدتی یادم میره کی بودم چون دیگه تعاملی با آدمها نیست که یادمون باشه ارزشهامون رو. بخشی از هویت ما به خاطر ارتباطاتمون زنده هست و اگر واقعا آخرین نفر باشم و ارتباطی نداشته باشم دوست ندارم اون بخش رو از دست بدم و شاید این تنها بودن چیزای مثبتی هم داشته باشه، مثلا اینکه دیگه میتونم بدون ترس از قضاوت بقیه «خودم» باشم...💘😭
از آرامشی که از نبود انسان ها نصیبم شده لذت میبردم🤌😂
کشاورزی چون چند وقت دیگه غذا تموم میشد و میگندید .... راستش بدون ادمهای دیگه بدون توجه و درک شدن و دیده شدن همه چیز اون معنای سابق رو نداره ... پس ... شاید هم منتظر فسیل شدن میموندم
میرفتم از تو مغازه ها هرچی که میخواستم میخوردم و برمیداشتم 👍🏻
میرفتم فروشگاه هرچی دلم میخواست برمیداشتم بدون اینکه پولی بدم
میخوابیدم از منابع طبیعی خوب استفادم رو میکردم چون میدونستم نسل بعدی ای نیست
شروع به واقعی کردن تمامی آرزو هام میکردم!
با تینکه زیاد از ادما خوشم نمیاد ولی خب زمین بدون ادم نمیشه که اول برای اخرین بار شیر کاکائو میخورم و بعد اخرین صفحه از کتابم رو میخونم و بعد خودم رو پخ پخ میکنم🙂
قطعا هرچی تو مغازه ها میدیدم برمیداشتم
قطعا همون لحظه یه هیولا می اومد منو میخورد 😐
میرفتم خونه ی بی تی اس رو میدیدم(خیلی کنجکاوم راجع بهش😁)،میرفتم رستوران برای خودم غذا درست میکردم،میرفتم سینما و فیلم میدیدم و داد میزدم، خفن ترین ماشین ها و موتور هارو برای خودم برمیداشتم و به هر جا که میتونستم سفر میکردم، میرفتم سئول یه خونه انتخاب میکردم توش زندگی میکردم✨(کاملا آماده ام😂😂)
همه جارو میدیدم . همه مغازه ها میرفتمممم . هر غلطی میکردمممم. بعد میرفتم ببینم چرا اینجوری شدههه.
هرکاریکه تا حالا نکردم امتحان میکردم
سعی می کردم تا حدی که شده از طبیعت مراقب کنم. در خانه ام مقداری خوراکی و آشامیدنی نگه دارم و به جاهای دیدنی سر بزنم.خودم را با کار های مختلف سرگرم کنم. هرچند ممکن است به خاطر نبود اطرافیانم نتوانم تحمل کنم.
بماندم کنون من، یلی در جهان تهی از سخن، خالی از همرهان همه بوم و بر، گشته ویران و تار نه از ماهِ تابان، نه از روزگار بِپژمرد گلها در این دشتِ کین نماندهست جُز من، بر این رویِ زمین بِکُشتم به تنهایی این دشت را بِگِریَم به هر گوشه، این گشت را که اینجا سخنگویِ دوران منم در این سینه، جانِ هزاران منم اگر رفت یاران و آن کینهتوز نماندهست در این جهان، نور و روز چنین بود چرخ و چنین بگذرد دریغا که این راز، با من بِمُد؟
گریه🫠🐥
هر کاری میکردم که بهم آرامش میداد و باعث میشد آزادی داشته باشم و کار هایی که هیچوقت نتونسته م تجربه شون کنم مثل یک روز بهاری یا تابستونی تو ظهر برم بیرون یا برم تو پارکی جایی پیک نیک که فقط خودم تنها باشم یا کار های دیگه کار هایی که بخاطر دختر بودند نتونستم انجام بدم:))):
میرم جاهایی که خاطره دارم
میرفتم غذا می خوردم
زمین رو جای بهتری میکردم
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
تروخدا برای منو لایک کنین برنده بشم توروخداااااا
اوک
میسی