باید توضیح بدین: کجا بیدار شدین چه چیزی میبینین چه تصمیمی میگیرین با چه موجودی روبهرو میشین
| اتمام مسابقه | 1405/04/08 |
| ظرفیت مسابقه | 100 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
به نام خدا از خوشحالی سکته میکنم_
کجا بیدار شدین: یک جای جادویی! چه چیزی میبینین: یک چیز جادویی! چه تصمیمی میگیرین: یک تصمیم جادویی! با چه موجودی روبهرو میشین: یک موجود جادویی! 😆😂
روی آب دراز کشیدم و یهو بیدار میشم. یه الهه به سمتم میاد و خودسو الهه آناهیتا معرفی میکنه. بعد متوجه میشم که در زمان ساسانی بیدار شدم و اون موقع معبد آناهیتا یک مکان فوق العاده و پر از ادم و موجوداتی که برای الهه کار میکنن. اناهیتا که ازداتفاقات آینده باخبره، میخواد که قلبشو( منظورم از قلب تواناییش در به وجود اوردن چشمه هاست) رو بهم بده تا در زمان حال در نزدیکی گیلان بتونم دوباره اب رو به جریان بيارم. تصمیمم اینه که قبول کنم و اونجا بمونم و تا میتونم کای اطلاعات جمع کنم و بعد برگردم👌
خمیازه میکشم
توی آسمون و روی ابر بیدار میشم و وقتی دارم توی آسمون دور میزنم یه پرنده رو میبینم که یک چشم داره و قرمز هست و بهم میگه چرا آنقدر عجیبی.😁
فقط فرار🤌
یه معلم جادوگری واسه خودم پیدا می کنم یا بهتر از اون یه مدرسه
خودمو میزنم که مطمئن شم واقعیه و خواب نمیبینم
اگه وقتم محدود بود نهایت لذت رو می بردم مثلا پرواز میکردم یا روی آب راه میرفتم الان با وجود این همه مشکل و ناآرامی های زندگی واقعا نیاز دارم به یه همچین جایی برم
خودمو میزنم ببینم خواب نیستم یا نه
دوباره میخوابم تا وقتی کارنامه بدن دنیای جادوییه میتونی هم امتحان ندی و هم کارنامه رو بیست بگیری 🤷
تو یکی از جنگل های نارنیا داره برف می باره توی جنگل کمی قدم بزنم ببینم چه خبره یه فاون
توی یک جنگل بیدار میشوم با درختانی غول آسا حشراتی به بزرگی یک بشقاب و چم هایی که تا زانو هایم میآیند و قارچ های درخشان موجودی بالدار فول آسا با نفس آتشین در آسمان پرواز میکند صدای دخترکی را میشنوم که بازی میکندو میخندد تصمیم میگیرم تا آبادی دنبالش کنم دخترک لباس قرمز و مشکی عجیبی پوشیده بود و همراه دوستش که آن هم عجیب بود از روی ریشه های عظیم درختان بالاو پایین میرفت و من هم مات و مبهوت نگاهشان میکردم که چه طور بدون توجه به چیز های عجیب دور و ورشان شادی میکنن به دنبالشان میروم تا شهر.
خب دوست دارم توی یه دشت با گل های گوشت خوار بیدار شم و یه روباه نه دم ببینم و سعی کنم توسط گل ها خورده نشم
از خوشحالی بال در میاوردم
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)