اگه قرار بود فقط یک خاطره از زندگیت رو برای همیشه نگهداری اون کدوم خاطره بود ؟
| اتمام مسابقه | 1405/03/19 |
| ظرفیت مسابقه | 100 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
خبب من خیلی دخترخاله هام رو دوست دارم یک شب تولدم بود شب با هم سه تایی بیدار مونده بودیم میرفتیم تو آشپزخونه تو دهنمون پر میکردیم آب و چیز خنده دار میگفتیم تا اون آب از دهنمون بریزه😅و راستی چند بارم بزرگتر ها بیدار شدن گفتن بخوابید اما خداروشکر نفهمیدن ما داشتیم چه گن چیزه چه کاری میکردیم و بعدش هم من خوابم برد اما اونا بیدار بودن شیلیلیلیلی تمامم آهان اینم عکس رولمه گفتم بزارم
من بچه بودم با فامیلا خونه ی مادربزرگممیخوابیدیم.. بهترین روز های زندگیم بود.. حیاط میشستیم،آب بازی میکردیم،توپ بازی میکردیم... واقعا دلم گبخواد یه بار دیگه زندگیش کنم...
چند سال پیش شبی که ماه خیلی میدرخشد با اینکه روز خیلی تلخی رو سپری کرده بودم به ماه خیره شدم و به خودم قول دادم که حتی اگه با سخت تر از اینم مواجه شدم زنده بمونم و ادامه بدم اون ماه نورانی رو فراموش نمیکنم
این که هیچوقت روزای بچگیم رو فراموش نکنم و خاطرات دوران کودکیم تا ابد برام باقی بمونه
روزی که بی تی اس و همچنین کیپاپ رو شناختم🫠 شاید برای بعضی ها اینجور چیزا اصلا مهم نباشه اما اگه برای کسی مهم باشه....
کات کردن با اون اکیپ🤓👍🏿 (فهمیدم چقدر مادر پدرم منو خوب بار اوردن)
خاطره ی همین الان چون الان کل خاطراتم رو دنبال کردم تا ببینم کدومو نگاه کنم اگه الان اینو انتخاب کنم همهی خاطراتمو باهم دارم 😄🛐😁
اون خاطر این بود که گفتم به همه خواسته هام رسیدم اما تو اون ارزو زیاد مونده
خب دوست ندارم یادآوری کنم ولی خب یبار بچه بودم لواشکای عمو رو خوردم ولی بعد فهمیدم اونا لواشک نبودن و...
میخوام در موقع که باد به صورتم میخورد و من با شادی تو سرسره بازی سر میخوردم و در تاب بازی برای اولین بار می نشستم بمونم که مامانم هولم می داد و من با شادی تاب تاب عباسی رو میخوندم....🗣🎀 اون موقع وقتی باد به صورتم میخورد🫂 میفهمیدم دنیا چقدر قشنگه 🥹🧿 این خاطره منه😃👆 که میخوام ازم باقی بمونهعععع😇😋 یا موقع کیدراما دیدن یک خاطری ازم بمونه😐🙊
هرچی که مربوط به خانوادمه
زمانی که به یه مسافرت خوب رفتم
خاطره ای که با پسر داییم داشتم به رفیقاش گفت همون زمان اما الان کسی یادش نمیاد
اگه بشه می خوام اولین کتابی که خوندم در ذهنم بمونه
اینکه یه خاطره خوب رو نگه دارم عالی به نظر میرسه ولی فکر کنم خاطره ی اون روزی رو نگه دارم که بهم یاد داد زندگی مهربون نیست، اینطوری یادم میمونه که دیگه هیچ وقت اجازه ندم کسی قلبم رو بشکونه.
اگه قراره برن ترجیح میدم همه اش بره
همه ی خاطراتم با خواهرم (نه اونایی که تو بچگی بوده البته)
سخته ، تمام خاطراتی که با خانوادم دارم برام ارزشمندن
خاطره ی آخرین مسافرتم با عموم
روزی که همه چی ارزون بود
وقتی که با بهترین رفیقام هم صحبت شدم
خاطرات کلاس پنجمم😭😭
خاطره ی دیدن وان پیس>>>
خاطرهی شمال
یکسری از خاطرات بچگیم که فقط خودم و مادرم توش هستیم...بدون بقیه اعضا خانواده...
اولین روزی که دوست صمیمیم رو دیدم
حدود ۶/۷ سال پیش یک روز داشتم تو خونه فامیل اسنپ چت رو برا اولین بار امتحان میکردم اون خاطره تنها جایی بود کسی ناراحت نبود همه مسخره بازی در می ارودن🫠 حتی بزرگ ترایی که الان شکستن
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
هیچ خاطره قشنگی ندارم متاسفانه