انتشار: 4 هفته پیش 28 شرکت کننده تمام شده
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (3)
  • دوباره برام زده شرکت در مسابقه... نکنه پریده باشه...

  • ادامه داستانو اینجا مینویسم.
    دلم برای خودمان میسوزد، برای ان مرد کنارت هم همینطور. نگاهش به تو را دیده‌ام، مثل من نگاهت نمیکند، اما اوهم عاشقت است.
    نگاه تو را هم به او دیدم، عشقی نبود، اما ترحم و دلسوزی چرا. مرد خوبی بود، او هم مثل ما حیف شد، حیفش کردی.
    کاش حداقل مرده بودم تا تو هوایی نشوی، تا خودم هوایت را نکنم.
    میخواهم بروم یک جای دور که دیگر نه من تورا ببینم و نه تو مرا. نبودت فراموش که نمیشود، عادی هم نه، اما شاید عادتشد
    بدترین پایان این بود که من هستم، تو هستی، عشقمان هست، اما باهم نیستیم..

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.