اگر میتونستی انسان نباشی دوست داشتی چه چیزی باشی حتی اشیا هم میتونی باشی و دلیلشم بگو!
| اتمام مسابقه | 1405/02/15 |
| ظرفیت مسابقه | 50 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
| ظرفیت شرکت در این مسابقه تکمیل شده | |
دوست داشتم یه کتاب میبودم چون همه میتونستن از شر دنیای واقعی مدتی به من پناه ببرند
عروس دریایی...🪼 جدا از خوشگلیش... نه مغزی داره نه قلبی فقط همینجوری بلوپ بلوپ بلوپ شنا میکنه...🫧
نمیدونم
دونگمو🍄 دلیلو آدم درستش خودش میفهمه🫂
اگر انسان نبودم، آرزو میکردم کتابخانهای باشم. چرا که کتابخانهها، گنجینههایی از دانش، قصهها و خاطرات کهناند. پناهگاه آدمیانند برای دانشاندوزی، کشف ناشناختهها و یافتن الهام. من نیز آرزو دارم سرچشمهای از دانش و حکایت باشم؛ دروازهای که مردمان را به جهان شگفتانگیز کلمات و اندیشهها رهنمون سازد. کتابخانهها، آرامگاه خرد و اندیشهاند؛ جایی که میتوان در سکوت، غرق تفکر شد و این سکوت و فرصت تأمل را من بسیار دوست دارم.✨️
دلم میخواس لیلیوم باشم زیبا ولی سمی 😉
دوست داشتم وجود نداشته باشم
کتاب باشم چون کتابها زندگی عجیبی دارن؛ ساکت میمونن ولی توی ذهن آدمها دنیا میسازن. ممکنه سالها روی یک قفسه باشن، اما وقتی کسی بازشون میکنه، ناگهان سفر شروع میشه. هر کسی هم که بخونتشون، یک برداشت متفاوت ازشون میگیره. یه جورایی کتابها بدون اینکه راه برن، به هزاران زندگی سفر میکنن. و خب… بد نیست چیزی باشی که مردم وقتی حوصلهشون سر میره سراغت بیان، نه وقتی اینترنت قطع شده!
یه دانه قاصدک. چون سبکم، سفیدم و به باد اعتماد دارم. حتی نمیدانم کجا میافتم، اما مطمئنم در مسیرم آرزوی یک یا چندین نفر رو گوش میکنم و براشون برآورده میکنم.
شاید یه برگ. تا هر روز بتونم خورشید و ماه رو تماشا کنم. آواز پرنده هارو بشنوم و با باد و قطرات بارون معاشرت کنم. هر وقت هم خسته شدم بیوفتم و به همین سادگی داستانم به پایان برسه.
خب دوست داشتم یه حیوون باشم ، دوست داشتم "روباه" باشم چون : زیباست ، دوست داشتنیه ، حداقل وقتی روباه باشم نیاز نیست با انسان ها تعامل داشته باشم و تنها برای خودم تو جنگل پرسه میزنم
دوست داشتم گربه میبودم نه درسی ، نه استرسی ، نه مدرسه ای فقط میو، میو میو 🐱🐈⬛
دوست داشتم یه بالشت برای یه تینیجر میبودم. اونطوری هر وقت از اوج درد و ناراحتی گریه میکرد بغلش میکردم و اشکاشو پاک میکردم🙂 یا هر وقت از خجالت صورتشو با بدن من قایم میکرد مراقبش بودم یا هر زمانی که اونقدر خوشحال بود که منو بغل میکرد و جیغ میزد بلند تشویقش میکردم البته اگر میتونستم کاری انجام بدم به هر حال فقط یه بالش میبودم
یه پروانه بودم کوچیک زیبا و البته عمر کوتاه
باد آزاد و رها باشم و هیچکس نتونه منو بگیره یا مانعم بشه بتونم دنیا رو بگردم و به کل دنیا مسلط باشم و همه جا رو بشناسم
گربه میشدم چون اصلی ترین شغل گربه ها خوابیدنه
یه قارچ سمی وسط یه جنگل بکر🙏🏻
شاید ادم فضایی😄✨️💐
گل زیبا و دارای عمری کوتاه
طلا ، چون در اوضاع فعلی با ارزش تر از روح انسان است
آدم فضایی که تو یه کهکشان دیگه زندگی میکنه
یه پتوی گرم و نرم،
دلم میخواست گربه باشم جاست میو میو🐱💛
اگه انسان نبودم دوست آب چشمه باشم زلال و بی ریا،نوید بخش زندگی،مایه حیات🌊🌀
موجودی که آزاد از ترس باشه ، زندگی طولانی داشته باشه
ماه چون میتونستم همه جای کره زمین برم و عشقم رو هر جایی که هست ببینم (کسی که دوسش دارم کره هست) و اینکه ماه یدونست و میدونم داری میگی شبیه من کمن ولی اشتباه میکنی من تکم ^-^♡
گربه چون همه دوسش دارن
دوست دارم یه سوسک بالدار باشم که یه نفر همش سعی میکنه با دمپایی بزنش ولی آخرسر میره لا به لای لباسای کمدش قایم میشه 😈
گربهههه😭😭 هم نازه هم بقیه دوستش دارن هم درس و مشق نداره مشکل هم نداره دیگه دلیل بیشتر از این میخوای؟؟
گربه_ راستش بیشتر افراد دوسش دارن و بش اهمیت میدن و پیشی خیلی نانازیهه
سوسک 😂😔 چون هیچکاری نمیکنه فقط میره اینور و اونور🤡
هرچیزی که بدون دغدغه باشه چون حوصله دغدغه هامو ندارم
دوست داشتم یه ستاره درخشان بودم.
دوست داشتم چشم یه انسان باشم تا تک تک سختی هاشو،شادی هاشو و غم هاشو ببینم و بهش بگم که باید به خودش افتخار کنه
پرنده ، اگه پرنده بودم میتونستم به هر جایی که بخوام سفر کنم اونم بدون هزینه نه پاسپورت ، نه شناسنامه و نه پولی میخواد خیلی راحت به هر جا و هر کشور و هر شهری که بخوام برم راحت میرم
ستاره ⭐چون که همه ازشون خوششون می یاد
شاید اگه انسان نبودم دوست داشتم عروسک موردعلاقه یه نفر باشم؛ که هر وقت بغلم میکنه حس خوبی ازم بگیره و بتونم آرومش کنم🧸✨️
دوباره انسان میشدم چون تاثیر گذار ترین و قوی ترین و خفن ترین موجود خلق شده توسط خدا انسانه و من افتخار میکنم که انسانم
يه پتو كه يكى هر شب بقل اش كنه و باهاش بخوابه🫠
دلم می خواست یه اثار تاریخی ای بودم مثل معبد اناهیتا .تنها، ویران و فراموش شده🍂
شاید ابری در میان آسمان یا شاید هم ستاره ای در دل فضای بیکران ممکن هم بود انتخاب کنم که سنگی بشم در کف دریای عمیق هر چه میشدم آخرش پوچی پوچی است
اگه اصلا قرار به انسان بودن نیست، صد درصد یا بارونی که شدیده، ولی سیل آسا نیست، یا یه پرنده مهاجر. نه هیچ چیز دیگه.
یک پرنده پرنده ای که هیچ دغدغه ای نداره و راحت به هر کجا که دلش بخواد میتونه بره:)
یه مکان دنج و ساکت چه برای خلوت و تخیلات و قایم شدن چه برای گریه و غم
موجودات خیالی هم حسابه؟ چون اژدها قدرتمند و باشکوه میبودم، میتونستم لای ابرا پرواز کنم، و کسی نمیتونست کاری به کارم داشته باشه چون جزغاله ش میکردم
گربه . چون میتونه از خودش دفاع کنه و اکثر انسان ها دوستش دارن
گربه، فقط میو میو و بوجی بوجی شدن هرکیم رو مخم میرفت چنگ میزدم
گربه... خیلی نازهههههه😭😭😭
دوست داشتم تنبل باشم یا شایدم کوالا درکل حیوونی که همیشه میخوابه
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)