هممون تو بچگی ارزوهایی داشتیم ک اون زمان برامون مهم بودن، ولی الان مسخره میان😂مثلا مال من این بود ک یه دستبند بسازم و هروقت رو دکمه هاش میزنم تبدیل ب یکی از سگ های نگهبان بشم😂💔شما بگین...؟
| اتمام مسابقه | 1404/11/22 |
| ظرفیت مسابقه | 25 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
| ظرفیت شرکت در این مسابقه تکمیل شده | |
شاید غم انگیز باشه ولی ارزوم بزرگ شدن بود دوست داشتم زود بزرگ شم ولی افسوس که همچین آرزویی داشتم🥲💔
من آرزو این بود که از روی رنگین کمون مثل سرسر بیام پایین یا روی ابرا ی آسمون بخوابم🥲😂
از بچگی آرزوی خنده داری نداشتم فقط آرزو داشتم که کاشکی یه روز بفهمم که بچه چنین خانواده ی روانی ای نیستم
همه مون بی شک میخواستیمش،ولی فکر نمیکنم کسی رسیده باشه بهش😂
شاید مسخره بیاد ولی من آرزوی یه اتاق صورتیه رویایی رو داشتم .. نه اینکه الان مسخره بیادا هنوزم میخوامش و البته دارمش
گوشواره های دختره کفشدوزکی رو بخرم و تبدیل بشم به لیدی باگ 🥺🐞
تبدیل به السا شم😜😜😜😂😂
من آرزو داشتم پرواز کنم( با هواپیما نه، خودم😀🙂😏😉)
اولیش این بود که میخواستم ابر بخورم دومیش هم این بود که میخواستم همه آرزوهام همون لحظه برام براورده شه👁👄👁
ارزو داشتم یه چوب جادو داشته باشم🪄
آرزو داشتم یه آدمه معروف بشم که همه بشناسنم اما انگاری نظرم داره عوض میشه چون معروف بودنه زیادم خوب نیست فکر کن همه بشناسنت زیاد علاقه ندارم
من آرزوم بود که یه روز یه کبوتره بیاد من با چاقو بالشو ببرم بعد با چسب زخم خوبش کنم
از این رباتا
من آرزوی بچگیم این بود که راه باز کنم به دنیای دختر کفشدوزکی😂
دوست داشتم پرواز کنم
بتونم توی کارتون ها پیش کاراکتر هاشون باشم و کلا تو دنیاشون باشم دیگه😁
ارزوی بچگیم این بود که بتونم وارد هر دنیایی که تصور میکنم بشم البته الانم هست
اینکه فضانورد بشم☄️🪐✨
آرزوم بود تو دنیای فیلم ها زندگی کنم و به کاراکتر اصلی کمک کنم😁
هیچی ارزو داشتم مامانم ازم تعریف کنه😐
برم از تلوزیون بپرم تو مسابقه فوتبال 😂😂😂🙌😂 اجب ارزویی
توی اتاقم یه در مخفی داشته باشه یه کیف جادویی داشته باشم هرچی ارزو کردم از توش بیاد بیرون غول چراغ جادو داشته باشم
یکی ازینا نزدیک خونمون که داخلش یک تخت خواب باشه و یه کتابخونه داشته باشم که اونجا کتاب بخونم ، با دوست خیالیم بازی کنم ، تاجِ گل درست کنم و...💫💚✨
من آرزو داشتم کلی خوراکی داشتم
درسته که منطقی نیست اصلا ولی همیشه آرزو داشتم که زامبیا حمله کنن بعد من و دختر خالم خانواده هامونو گم کنیم بعد مجبور بشیم خودمون باهاشون بجنگیم...
آرزوی من خیلی مسخره بود🫥 پونی ها با آدم ها با کمک دروازه مدرسه رفت و آمد میکردن
خریدن اسکیت( لگوهایی که چرخ داشت رو با نخ به دام میبینم اسکیت میکردم ولی بعدش وام نابود میشد)
آرزوم این بود که یه دستبند داشته باشم که روی هر کدوم از دکمه هاش بزنم به هر کدوم از شخصیتهای کارتونا بخوام تبدیل بشم😂🤣
من می خواستم ما اون پسره تو سگ های نگهبان ازدواج کنم و بچمون اون سگ پلیسه بشهههه😂😂😂😂😂😂😂
دلم میخواست تبدیل به دختر کفشدوزکی بشم🐞
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
مال من منتشر نشده چرا—
گزارش گزارش
؟؟؟
کپی شده از کاربر ولف چان
قشنگم من مسابقش رو ندیدم و در ضمن کلی مسابقه تکراری تو تستچی هست❤🙃
وای چه کاربر با درکو فهمی هستی💕🧡
ضایع شدم💓
فعلا ک مسابقم هست و با گزارش دادن هم قرار نیس پاک شه چون قوانین یه مسابقه رو رعایت کردم🤷♀😐