مسخره ترین دلیلی که بخاطرش با یکی دوست شدین
| اتمام مسابقه | 1404/11/26 |
| ظرفیت مسابقه | 50 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | بدون مدال مسابقهتوسط سازنده مسابقه |
| شرکت در این مسابقه | |
شیش سال پیش مامان من و دوستم لاک اورده بودن بعد اون گفت بیا بریم لاک ها رو ببینیم بعد باهم دوست شدیم
خوراکی هاش خوشمزه بود😂🤣
بهم شکلات داد خوردم خوشمزه بود باهاش دوست شدم😂
من بچه بودم با اونایی که خوشگل بودن دوست میشدم
شاید وایب خوبی میداد
کلاس مجازی از اسمش خودم اومد بهش گفتم دوست صمیمیم میشی و شد در حالیکه هنوز بقیه داشتن خودشونو معرفی میکردن
اینکه تنها بود و من سال اولم بود اونجا بودم و دلیل تنهاییش رو نمیدونستم، بعد ی مدت فهمیدم سببش رو
لیزر اسباب بازی😂👍
چون بعد از چند وقت که زیر نظر گرفتمش دیدم اصلا از هری پاتر خوشش نمیاد و باهاش دوست شدم بعد مثل همیشه که مغز بقیه رو شست و شو میدم که عاشق هری پاتر بشن اینم مثل بقیه دو ثانیه ای پاترهد قوی شد و تمام امیدوارم برنده بشم
این دوستی برمیگرده به کلاس دوم، هنوزم با طرف دوستم، بازی ای که میکرد با دوستاش جالب بود
دوست دوستم بود😂😅
اب خوری مدرسه
راستش روز اول مدرسه پام توی کفش درد می کرد کنار دستیم رو نمی شناختم ولی اونم مشکلش همین بود دیگه خلاصه باهم کفشامونو در آوردبم وسط کلاس😂😅 از اون موقع دوستیمون هنوز ادامه دارع
چون احساس تنهایی میکردم
میخواستم با یکی دیگه دوست بشم با بغل دستیم دوست شدم که دوتایی باهاش دوست بشیم چون اونم میخواست باهاش دوست بشه 😂🎀
تاریخ تولد با اختلاف یک روز🙃(از هم متنفر بودیم) و نامه ای رندوم که به دست آدم اشتباه رسید
داشت با یکی دعوا میکرد من دهنش رو گرفتم فش نده دندون دردش خوب شد
روز اول مهر بود خیلی از هم بدمون میومد از لج هم نشستیم بغل هم 🤦🏼♀️و اصلا نمیدونم چی شد ولی الان 2سال رفیقیم 😂
رفتم بیرون از داخل کافه یه دختر دیدم خیلی خوشگل بود رفتم ازش تعریف کردم اونم بغلم کرد..باهاش دوست شدم 🤣🤣
مدادش افتاد زمین بهش دادم دومی : تازه چند هفته است اتفاق افتاده داشتیم تو کلاس تکواندو حرف میزدیم با بچه ها بعد نمیدونم چی شد اومدم خودنمایی کنم گفتم آره غیر انتفاعی ها چقدر لوسن ( به کسی بر نخوره من الکی اینو گفتم که یه چیزی گفته باشم ) بعد طرف یهو گفت من غیر انتفاعی میرم قیافه من که از خجالت آب شدم🫠 بعد هی پیش خودم گفتم بهش مدیونم برا همینم سعی کردم که منو دوستش بدونه
کلاس سوم که بودم خانم با یک نفری انداخت که از متنفر بودم اون هم از من بدش میومد و وقتی که دیدم داره حرف میزنه گفتم چقدر داره ز.... ر میزنه ولی فرداش دوست شدم البته اون بهم گفت که بیا دوست شیم منم گفتم باشه تا الان دوستم باهاش
من داخل مدرسه سال اولی که اومدم مدرسه از هم متنفر بودیم ولی بعد باهم دوست صمیمی شدیم دقیقا نمیدونم چرا 🥶
دعوا سر صندلی پیش دبستانی که بودم با دو تا از بچه ها سر نشستن رو صندلی دعوامون شد ولی بعدش با هم دوست شدیم و الان ۱۰ ساله که دوستیم
فقط حوصله م سر رفته بود همین یک سرگرمی پیدا کردم و تمام
من داشتم درباره یماری کوری ارائه میدادم،اونم پاشد یه چیز جالبی دربارش گفت، بعد زنگ تفریح نشستیم حرف زدیم الان با هم رفیقیم یه نفر دیگه هم هستش توی کلاس زبان من اولش که اینو دیدم خیلی ازش بدم اومد توی اون لحظه ی اول اونم از من بدش میومد چند جلسه اصلا با هم حرف نمیزدیم بعد یه روز به من گفت از بغل دستیم پاکن بگیرم بدم بهش از اونجا با هم دوست شدیم
گشنگی امونمو بریده بود 😂😂
سلام وقتی کلاس چهارم بودم، تازه به مدرسه انتقالی گرفته بودم.دختر جلوییم ازم پاک کن خواست منم پاک کنم رو دادم بعدش ازم پرسید که از کجا اومدم و اینا و کلا سر صحبتمون باز شد خلاصه مدرسه تموم شد و اون دختر که فهمیده بودم اسمش ملیسا هست، از یه سمت دیگه داشت میرفت بعد گفت بیا با هم بریم منم گفتم نه مسیر خونمون این طرفه و از اون طرف رفتم بعدش مشخص شد که خونه هامون دقیقا چسبیده به هم هستنو اونم فقط یکم مسیرو واسه خودش طولانی کرده و خلاصه اش کنم واستون که بعد اونروز کلا باهم دوست شدیم پایان
چون دفترش بلک پینک یود😂😐
چون منو یاد بدترین آدم زندگیم میانداخت و ازش متنفر بودم پس اولا الکی باهاش دوست شدم ولی ...بعدش واقعا از ته دلم باهاش دوست شدم
خوشگل بود
یادمه تو ابتدایی کلاس پنجم که بودم رفتم پایین ماژیک بیارم از دفتر مدرسه یه نفر دیگه هم همزمان از کلاس ششم برا ماژیک اومده بود توراه باهاش دوست شدم😐
لینک کوتاه
توجه!
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)