لینک کوتاه

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.
نظرات بازدیدکنندگان (13)
  • imageARMY
    مدتی نیستم

    جمله اول
    نقطه پایان داستان ما از همون اولم معلوم بود یکی بود و یکی نبود.
    جمله دوم
    و دوباره برای زجر و درد کشیدن عشق و هر چیز دیگری عاشق تو شدن را انتخاب می‌کنم زیرا هرچند دردناک است ولی شیرین است عشق من.
    (آخه چرا باید مجبور باشم تو این سن کم انقدر عاشقت باشم؟)

  • imageنࢪگس ؛
    @شوکآ ؛

    اگر ظرفیت داشت می‌نوشتم:
    و جوهر قلمی که با آن داستان تورا می‌نوشتم، خ‍‌ونم بود که تا آخرین قطره‌هایش را برایت صرف کردم.

  • اگه من تو مسابقه بودم مینوشتم
    خیلی تأثیر گذار بود(میم)

  • imageLora
    غمگین

    و دیگر قلم نگریست به داستان آن نویسنده ، تنها توانست آخرین قطره اشکش را در آخر جمله بریزد ، در این لحظه نویسنده سکوت کرد و دیگر هیچ از آن داستان نگفت .
    The end

  • imageلارا
    😭🖤

    تازه اومدم امتیاز نداشتم ولی تولدت خیلی مبارککک

  • imageملک'
    مانی بابا!تو برو منم میام

    طاقت نداشت.. دیگر نمی‌توانست ادامه دهد دوست داشت نامه ای بنویسد اما قطره های اشکش گویای همه چیز بودند. قطره های اشکش صادقانه ترین حرف های دل بودند. آخرین اشک هایش را می ریخت مطمئنا دلتنگ اشک هایش میشد...

  • حوش و ظکاوت (حوش صیاه) فقط اونایی که نوشتن به پایان رسید☹خیلیبهمغزمفشاراومدتابنویسمبعدتونوشتیبهپایانرسید؟؟☹☹☹

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.