اگه میتونستی یه حس رو مثل ترسیدن از جهان حذف کنی چی بود؟!
| اتمام مسابقه | 1404/10/07 |
| ظرفیت مسابقه | 25 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | بدون مدال مسابقهتوسط سازنده مسابقه |
| ظرفیت شرکت در این مسابقه تکمیل شده | |
هیچکدوم همه ی حس ها کنار هم معنی میدن
عذاب وجدان؟. واقعا حس بدیه..
حس اضافه بودن رو...💔
قطعا ترس چون همیشه میخواد مارو عقب بیاره و باعث میشه کاری که باید انجام بشه انجام نشه تازه مرگ برادر ترس هست 😒😒😒
عاشق شدن
حس حسودی و مقایسه کردن خودت با بقیه . بدترین چیزه
خب...حس عذاب وجدان چون من اگه فقط یک اشتباه کوچیک کنم تا سالها به فکرم...
غم از دست دادن عزیزان رو حذف میکردم :)
احساس خجالت
من حسودی رو حذف میکردم
استرس
۱_حس استرس قبل دیدن نمره ۲_نمیدونم تا حالا تجربه کردین یا نه ولی صبح پا میشی و حس میکنی ناراحتی و یکم فکر میکنی و تازه اتفاقات دیروز یادت میاد
حس بلاتکلیفی
حسادت
همه ی حسا به یه اندازه نیازن مثلا ترسیدن خیلیی خوبه ولی اگه من میتونستم حسی رو حذف کنم حس شرمندگی خواهد بود...
افس.ردگی
حس اضافی بودن حس ناکافی بودن حس اینکه باید به همه کمک کنی
حس اضافی بودن و پوچ بودن حس حسادت
حس نگرانی بود.... چند وقتی بود که خیلی نگران بودم دلم میخواست حذف شه همین
ع..شق غیرمنطقی به یه ادم که چیزی جز اسیب به همراه نداره...
مزاحم بودن؟
خود خواهی به نظرم اگر وجود نداشت همه چیز خوب و سر جاش بود ...
ناراحتی....
حسادت ،اینجوری همه توی لاک خودشون بودن و وضعیتی که دارن را قبول میکردن
اگه غم رو حذف میکردم شادی وجود نداشت اکه ترس رو حذف میکردم نترس بودن هم وجود نداشت به نظر من هیچ حسی رو نمیشه حذف کرد
غم(متن وارد شده خیلی کوتاه است(
عذاب وجدان..
دلم میخواد حس تنبلی ، افسردگی داشتن و کلا از دنیا حذف کنم چون میدونم چقدر داشتن این حس میتونه زندگی یه نوجوون،بزرگسال و ... به کل نابود کنه به نظرم اینطوری دنیا جای قشنگ تری میشد
هیچ حسی حذف نمیکنم هر حس چیزی بهمون میدن و اگر نباشن چرخه زندگی بهم میخوره مثلت فرض کن رفتی سر قبر یکی بعد حس ناراحتی رو حذف کنیم خب تو سر قبر بیچاره مجبوری مدام بخندی.گاهی حس ها بهتره داسته باشیم تا شخصیت درونی خودمون آشکار کنیم حتی اگه اون حس غم باشه
بنظرم نمیشه هیچ حسی رو حذف کرد. ولی اگه بخوام یکی رو حذف کنم حسودیه چون خیلی بخاطرش اسیب دیدم.
بخوام یه حس رو حذف کنم حس شادیه
حساب طرد شدن یا ناکافی بودن
غم واقعا غم
نمیگم غم.چون اگه غم نباشه ما طعم شادی شادی رو نمیفهمیم.مثل یین و یانگ در واقع.که خوبی و بدی با همدیگه معنی زندگی میدن.من خشم رو حذف میکردم.شاید اگه این حس نبود،خیلی آدما زنده بودن،خیلی زندگی ها متلاشی نمیشدن،خیلی جنگ ها رخ نمیدادن یا هزار اتفاق بد دیگه تموم می شد.
همین حس ترسیدن
غم شاید هم شادی
شاید خشم خشمی که برای محافظت از انسان نباشه درواقع خشم خیلی خیلی قبل تر وقتی که انسان های نخستین بودن و خطرات بیشتری برای انسان بوده به عنوان یه عامل دفاعی حساب میشده ولی حالا داره اشتباهی استفاده میشه
من میبرم
ناراحتی
حس تنفر چونکه اگه نبود آدم ها باهم دیگه خوش رفتار تر بودن
لینک کوتاه
توجه!
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
من اینجا میگم اخه ظرفیتش تموم شده : حس عذاب وجدان
اگه میتونستم حس عشق و اگه بازم میتونستم حس نفرتو
واییییی💔 دقیقا
نمیشههههه