نویسنده ها ، بگید عوض شدم بدون اینکه بگید عوض شدم
| اتمام مسابقه | 1404/09/28 |
| ظرفیت مسابقه | 45 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
،حتی اگر خدا فرستد باران اسیدی برای تطهیرش ... برف و پاکی برای تشبیهش ... محمد و عیسی برای تضمینش... یا که شیطان برای تقصیرش .... تمام شد ، خراب شد تصویرش !!!
دیروزت ساده، امروزت پیچیده حرفهایت کوتاه، سکوتت کشیده 💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌 خندهات کمرنگ، نگاهت رمیده راهت جدا شد، مسیرت بریده 💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌 قولهایت خاموش، صدایت شنیده چهرهات دیگر، شبیه ندیده 💌💌💌💌💌💌💌💌💌 دلها به یادت، ولی تو رهیده خاطرههایت مانده، حضور تو رفته و ناپدیده🦋❤️🩹 (میخوام شاعر بشم🫠)
کوچیک بودیم دستمون به دیوار میخورد،بهمون میگفتن که برو دیوار رو بزن اما الان که میبینن زخمی شدی میگن خنده تو پیش ما نمیکنی اما گریه کنی پیش مایی من که نمیدونم اینجا چه دنیایی هست اما به هرحال باید زنده باشم
لحظه ها میگذرن... خاطرات فراموش میشن... نت جدیدی میاد... ماشینا رد میشن از یادم مردم میریم... همه چیز از لحظه ای شروع شد که اینارو قبول کردم
آره عزیزم دیگه نه گریه میکنم نه میخندم نه دلم برای کسی تنگ میشه من اینم
برگ ها زرد میشوند، برف میاید، گل ها شکوفه میزند، اواز قناری همه جا را پر میکند و من نیز شکوفه میدهم
او با من خداحافظی کرد. منی که سال ها به او وابسته بودم اکنون تنها گاهی از او یاد میکنم. او هنوز در وجود من ریشه دارد. اما افسوس که این ریشه ها هنگامی که مرداب نقابش را تقدیم کرد، پوسیدند.
برگ ها زرد میشوند بهار میرود و تابستان میآید و من نیز...
دیگر نمیدیدش؛ و این باعث شده بود، چشمهایش دیگر نخندند، برق نزنند و او این را موقعی فهمید که چهره اش روی مقبره ی او انعکاسی داشت
من دوست داشتم پرنسس های دیزنی رو بکشم الان دوست دارم پسرای انیمه ای بکشم و به جای پرنسس ها به قول مامانم چینی مینی (کیدراما ) میبینم .
دیگه به کسی اعتماد نمیکنم
اونی بودم که توی تلویزیون مل مل میدیدم بجای این چینی مینیا
نقش جدیدی بر روی بوم زمان من نقش بسته است...
وآخرین بار که بارون بارید همچیو از نو شروع کردم نمیدونم برای چه زمانیه ولی آخرین قطره آخرین باری بود که اونطور به زندگی ادامه میدادم...)
دیگه دوست ندارم زیاد بخوابم..
دارم 46 علانی که واسم اومده تو تستچی رو می خونم 😏
قبلا بقیه بهم زور میگفتم،اذیتم میکردن ولی دیگه اینجوری نیستم که ازم سو استفاده بشه با هر کسی مثل خودش رفتار میکنم
من هم همانند کرم شبتاب برای مدتی پیله را به خود پیچیدم و تاریکی را در آغوش گرفتم تا روزی برسد که آن دیوار را بشکافم و پروانه ای بشوم که زیبا و شادمان گل ها نوازش کنم و نسیم بال هایم را تکان دهد و مست عطر گل ها شوم...
لینک کوتاه
توجه!
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)