لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (11)
  • تو خونه تنها بودم هی صدا میومد صدای دویدن منم تو اتاقم بودم نادیدش گرفتم یهو صدای باز شدن در و وارد شدن یکی اومد فکر کردم مامانبزرگمه زنگ زدم گفت همنوز نرسیدم به مامانم که زنگ زدم گفت منم هنوز کارم تموم نشده که بیام آخرشم نفهمیدم کی بود ولی رفتم بیرون دیدم سگم فرار کرده منم رفتم پیشش خیلی ترسیده بود😰

  • دو جفت چشم قرمز بهم زل زده
    هر چی به بقیه گفتم کسی باور نکرد و گفتن توهم زدی‌
    جایی که ما نشسته بودیم تو باغ جلوش یه حوض بزرگ بود یه دفعه دیدم چند تا حباب اومد رو آب تعجب نکردم چون تو آب ماهی بود فکر میکردم واسه اونه اما حبابا‌ زیاد شد و یه جسم با موهای بلند و پریشون اومد روی‌ آب من صورتشو‌ ندیدم چون تو آب بود
    بقیه هم فقط حبابا‌ رو میدیدن اما جسمو‌ نه
    خیلی اینا بهم نزدیک شدن اما کاری باهام ندارن
    اگه میخواین‌ بازم از این خاطره های وحشتناک بگم

  • لاوگود ترو خدا بگو چی فوبیا من کنجاکوم🥺😂🗿🗿

  • حال ندارم تعریف کنم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.