یه جمله ی غم انگیز بگو
| اتمام مسابقه | 1402/11/14 |
| ظرفیت مسابقه | 10 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | بدون مدال مسابقهتوسط سازنده مسابقه |
| ظرفیت شرکت در این مسابقه تکمیل شده | |
مامانم ی بار رفت تو کما... مث سگ درد کشیدم ولی شکر خدا که خوب شد انشاالله این بلا سر مادر هیشکی نیاد پس ___________________________________ وقتی دامبلدور مرد غم انگیز بود اسنیپ🥺💔 _________________________________
سعی میکرد اشک هایش را با دست بگیرید و لبخند بزند!
آرزو میکنم هیچ وقت در شرایطی نباشید که بخوان در وصف تون بگن که قوی هستید یا تحملتون زیاده..
جوکر یه دیالوگی داشت که میگفت: من لبخند میزنم که دردامو پنهان کنم و ارزومه یه روز،یکی بیاد نگام کنه و بفهمه همه چی دروغه،و چه روزایی که از درون ذره ذره نابود شدیم و لبخند زدیم ولی هیچکس نفهمید این لبخندا دروغه:)️
من خوبم
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)