انتشار: 4 سال پیش 60 شرکت کننده تمام شده
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (21)
  • هوم
    چیزی نمیگفتم و همچیو تو ی نامه مینوشتم
    میزاشتم تو کشوی آرایش مامانم تا ببینه و ب بابامم نشون بده
    اوم روز ازشون میخواستم بریم بیرون و خوش بگذرونیم
    کل روز رو

  • من میگفتم مامان بالاخره دارم میرم پیش بابا ممنونم که برام هم مادر بودی هم پدر مرسی که درکم کردی میدونم بچه خوبی نبودم و غر پیزدم مراقب داداشم باش:)))))

  • من میگفتم همیشه ازتون متنفر بودم

  • ۶
    به خواهر بزرگم بگین بسته خودتو نجات بده بی خیال اون کسی که اول عاشقت کرد بعد ترکت کرد و شما هم اونقدر به اون نگین دیونه اون دلش شکسته شما حق ندارین براش تصمیم بگیرین نزارین بره دانشگاه اصن لع نت به این زندگی که دارم:(
    متاسفم که زیاد بود اما خودمو خالی کردم:)

    • عزیزم منم درکت میکنم الان اینا رو خوندم بغضم گرفت ولی امیدوارم انقدر زنده بمونی تا بهشون نشون بدی که اشتباه میکردن و تو و خواهرات همیشه پیش هم باشین و هوای همو داشته باشین همینطور به همه ی ارزو ها و اهدافت برسی
      میدونی من خودم نیاز دارم یکی این حرفا رو بهم بگه ولی کسیو اطرافم ندارم که بتونم اینا رو باهاش بگم ولی امیدوارم با حرفام یکم انگیزت برای ساختن زندگیت بیشتر بشه:))))🫂♥️

    • خو هر وقت تونستی میتونی بهم پیام بدی من تلاش میکنم شنونده خوبی برای حرفات و داروی خوبی برای دردات بشم:)💜💜

    • میتونی هر مشکلی داشتی باهام صحبت کنی
      به صحبتات گوش میدم زیبا
      -پارمین

    • همچنین بیب:)💜💜

  • ۵
    لطفا با خواهر کوچیکم اینکارارو نکنید تنها کسی که اون داره منم من هم برادرش شدم هم پدرش هم مادرش هم خواهرش من کارهای کردم که وظیفه شما بود تا اون احساسی که من تجربه کردمو نکنه اون از شما محبت میخواست اما شما فقط این حرف رو بهش میزنید که اون تنبله تو درساش موفق نمیشه اون از پس هیچ کاری برنمیاد

  • ۴
    اما من تنها بودم و احساس پوکی میکردم توی لحظات مهم زندگیم کنارم نبودی بهت برنخوره اما تو یه جوری رفتار میکنی انگار دلیل بدنیا اوردن من این بود که بچه ای داشته باشی تا کار های خونه رو برات انجام بده و تو فقط دستور بدی بعد هم یه دختر موفق اما هیچ موقع کنارم نبودی و من شاد نبودم

  • ۳
    مامان تو مادری برام نکردی اما یه موقع های منو از باتلاق زندگیم نجاتم دادی ممنون بابت اینا اما وقتی به شدت نیازت داشتم چرا کنارم نبودی
    چرا وقتی بچه ها همشون با مامانشون رفته بودن مسابقه من تنها میدونی توی اولین مسابقم گریه کردم بخاطر این بود که همه بچه ها مامانشون امده بودن و تشویقشون میکردن...

  • ۲
    یادته بچه بودم بهت نیاز داشتم اما تو بجای اینکه منو نجات بدی سرزنشم میکردی و مقایسم میکردی و بهم اهمیت نمیدادی اونموقع متوجه شدم پدری ندارم و در سن کم مجبور شدم با اینکه دختر بچه بودم کار کنم تا خودم آیندمو نجات بدم لطفا دیگه دعوا تو خونه راه ننداز یه بار نشده بدون سر درد بخوابم:)

  • وقتی متن های شرکت کننده هارو خوندم متوجه شدم خیلیاشون عاشق مامان باباشونن و یه پدر و مادر عالی دارن یه خورده حسودیم شد خو اما مهم نی:)
    خو من بودم میگفتم بابا هیج موقع ازم حمایت نکردی و فقط به من حسی رو میدادی که من بدرد نخورم همیشه سعی کردم درکت کنم اما تو منو درک نکردی ... ادامش کامت ۲

  • فک کنم فقط منم که در حسرت یک پی اس میمانم 😔🗿🍕

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.