لطفا نظرات فراموش نشه???
خب دوستان تو نظرات بگید داستانم رو تا قسمت ۲۰ تموم کنم یا بیشتر ادامه بدم؟. خب ادامه داستان:از دید آدرین: منو مرینت داشتیم همومیبوسیدیم .صحنه خیلی احساسی بود اون روز بهترین روز عمرم بود . از دید مرینت امروز بهترین روز عمرمه ولی نباید خیلی ضایع بازی در بیارم . بوسمون تموم شد آدرین بهم گفت عزیزم دیر وقته دیگه بگیر بخواب چون فردا میخوایم برگردیم پاریس . منم قبول کردم و خوابیدم
فردا صبح بلند شدم و رفتم دست و صورتمو شستم داشتم به سمت اتاقم میرفتم که دیدم تیم اومده داره با دکتر صحبت میکنه. رفتم و بهش سلام کردم اونم سلام کرد و دکتر گفت خانم دوپن چتگ شما مرخصید .
من از یه طرف خوشحال بودم که داشتم از بیمارستان میرفتم و از یه طرف ناراحت چون داریم برمیگردیم پاریس و من اینجا بیشتر بیمارستان بودم. تیم دید من ناراحتم و بهم گفت مشکلی پیش اومده؟ منم گفتم نه مشکلی نیست . اونم پافشاری نکرد و گفت باشه. تیم بهم گفت که برم آدرینو صدا کنم تا بریم .منم گفتم باشه. رفتم آدرینو صدا کردم اونم گفت الان میام.
من با تیم رفتم بیرون و منتظر آدرین وایستادم . براش تمام ماجرای خودم و آدرینو تعریف کردم ولی اون تعجب نکرد گفتم چرا تعجب نکردی؟ اونم گفت میدونستم که شما دو تا برای هم ساخته شدید.بعدش یه کارت گذاشت رو دستم و گفت امروزم به خاطر تو و آدرین هتل و هواپیما رو تمدید میکنم . فقط امروز برید خوش بگذرونید گفت کجا بریم گفتم گوشی که داری از داخل اون برو شهربازی ، رستوران نمیدونم هر جایی که میخوای .
من از تیم تشکر کردم و تیم گفت قابلی نداشت. همون موقع آدرین هم اومد بیرون و تیم یه تاکسی گرفت و خودش رفت جلو نشست و من و آدرین هم پشت نشستیم .
رفتیم هتل تیم بلند شد و رفت بیرون تا ما اومدیم پیاده شیم گفتش شما کجا میاید گفتم میایم هتل دیگه. اون گفت نه شما برید امروزو دور بزنید منم آلیا و نینو رو میبرم میگردونم. و تیم کلی پول به راننده داد و بهش گفت امروز خواهرم و دوستم رو هر جا که میخوان ببر. راننده هم قبول کرد و رفتیم.
بعد رفتیم اول رفتیم شهر بازی و اونجا بستنی خوردیم بعد رفتیم رستوران ناهار خوردیم و بعدش رفتیم تو یکی از پارکای معروف اونجا و کلی با هم صحبت کردیم
خلاصه تا شب بیرون بودیم و خیلی هم بهمون خوش گذشت و رابطه مون خیلی بهتر شد تا جایی که با هم شوخی میکردیم و خلاصه با هم راحت بودیم بعد رفتیم هتل و رفتیم رستوران هتل و با هم غذا خوردیم و دیگه دیر وقت شده بود
بعد از شام از هم خداحافظی کردیم و رفتیم تو اتاقای خودمون .من خیلی خسته شده بودم تیکی اومد بیرون و گفت مرینت خیلی گشنمه منم که همیشه یه ماکارون داشتم و بهش دادم و اونم با لذت اونو خورد. از دید آدرین : وای پلگ امروز خیلی خسته شدم پلگ فکر میکنی رابطه منو مرینت مثل رابطه من و کاگامی میشه؟ بعد پلگم گفت من تو این مسائل دخالت نمیکنم فقط اگه پنیر داری با من صحبت کن. منم یه پنیر از تو جعبه پنیر های پلگ در آوردم و بهش دادم . وقتی که پلگ داشت اون رو با لذت میخورد خیلی بامزه شده بود. خلاصه گرفتم خوابیدم . فردا صبح بیدار شدم و دیدم ساعت نه هستش و رفتم وسایلم رو جمع کردم و آماده شدم تا بریم پاریس. از دیدمرینت: امروزم با صدای تیکی که داشت میگفت مرینت دیر شد بیدار شدم و و رفتم لباسامو جمع کردم و رفتم دم در همه بیرون بودن منم اومدم و رفتیم کارت های اتاقامون رو تحویل دادیم و رفتیم به سمت فرودگاه . سوار هواپیما شدیم و رفتیم به سمت پاریس . تو هواپیما من و آدرین کنا هم نشستیم و آلیا و نینو هم کنار هم نشستن و تیم هم تنها نشست و رفتیم به سمت پاریس ساعت ۳ صبح فرداش بیدار شدم و آدرین رو هم بیدار کردم . اولیت بار بود زود بیدار میشم بعدش رفتم پیش تیم ، تیم هدفون تو گوشش بود صداش کردم و اون رو هم بیدار کردم و آدرین هم آلیا و نینو رو بیدار کرد خلاصه راحت رسیدیم پاریس
خب دوستان این قسمت هم به پایان رسید اگه موافقید که بیشتر از قسمت ۲۰ بسازم حتما تو نظرات بگید . لطفا نظرات فراموش نشه. با تشکرA.M.M???
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ممنون از نظرتون و سعی میکنم بهش عمل کنم
عالی بود به نظرم بستگی به قسمت های بعدی داره
عالی بیشتر از بیست بزار لطفا طولانی تر کن هر قسمتم
ممنون از نظراتتون
بیشتر از بیست عالی بود
سلام چطوری عکس پروفایل را تغییر دهیم
بچه ها به نظرتون حالا که فصل چهار میراکلس اومده بازم باید ماها که داستان مینویسیم ادامه بدیم یانه چون از روزی که اکرانش شروع شد تعداد تست هایه میراکلس کم شده☹️
فصل ۴ اصلا منتشر نشده . اون قسمت لیدی باگ در نیویورکه که اکران شده و بعضی ها به جای فصل ۴ میراکلس میدنش بیرون
ووااای خیلی عالی بود بود بهترینی لطفا تا 30 یا ۴۰ ادامه بده وای من نمیتونم تحمل کنم بعدی رو بگذااار خیلی دوست دارم باهات همکاری کنم روبیکا از نظرم واسه همکاری عالیه تو چی میگی
موافقم
عالیه دوست عزیز فقط لطفا تو قسمت های بعدی هیجان رو بیشتر کن و حتما داستان رو از قسمت بیست رد کن و ادامه بده ، و همچنین نقش هاکماث رو پررنگ تر کن. داستانت واقعا جذابه ادامه بده، ♥️♥️
حتما بیشتر از ۲۰ بزار چون داستانات خیلی خوبن