دوستان پارت 12 با اتفاق های خیلی باحال و کوامی های جدید و برگشتن هاکماث و مایورا اما دیگه نه گابریل و ناتالی و اتفاقات عجیب (کامنت ها فراموشتون نشه)
از چشم لیدی باگ بودیم?من و پیشی داشتیم به سمت انگلیس می رفتیم و خیلی راه واقعا بود من تا حالا تا اونجا رفتم?اما دیگه خوبه که نصف راه رو رفته بودیم?وسط راه دیدم پیشی به یه مغازه خیره شده?من گفتم آدری جون کجایی و وقتی دیدمش?دیدم از دهنش داره اب میاد و و گفتم پیشی چیزیه و گفت آآآب هوییج بستننی و گفتم آه پیشی داره دیر میشه هر لحظه ممکنه اون ها رو بکشه و دیدم دستم رو گرفت و گفت بانوی من من مهم ترم یا لوکا و لایلا و گفتم آه باش تند میریم میخوریم?وااو بانوی من نمیدونم چرا هر ثانیه که میبینمت خوشگل تر میشی. و منم گفت واو پیشی میشه بس کنی و تندتر هورت بکشی اون رو و بریم از من یاد بگیر سریع خوردمش و گفت بانو چشم دارم میخورم فووو فوووو آخیش تموم شد پیی و گفت بریم بانو و گفتم بدو
ما رسیدیم انگلیس و طبق قرار بالای برج رفتیم و اونها اونجا بودن پیشی گفت پنجه ی و منم سریع زم به شونش و گفتم گربه نمیشه که همین اول پنجه ی ... اه باید طبق نقشه بریم و گفت خب تو میری سرگرمش میکنی و منم پنجمو میزنم و تموم و گفتم چیی و گفت بریم و پرید پیش گوزن و گفت سلام و من گفتم وای این دیوانست
و منم رفتم و گوزن گفت به به به به لیدی و کت بالاخره اومدن و دیدم لوکا میگه بچه ها مواظب باشید اون خیلی قویه و لایلا هم گفت اون خیلی قدرتمونده و من رو داغون کرد و دوتاشون فلج بودن. من رفتم و گفتم اون هارو آزاد کن و گفت معجزه گر ها رو بدید تا آزادشون کنم گربه در گوشم گفت آی میخوام برم شل و پلش کنم و زدم به شونش و گفتم عشقم میشه ساکت شی و یه نفس کشیدم و رفتم جلو و گفتم باشه و پام رو به گربه زدم به معنیه نقشه هست حواست باشه و فکر کنم فهمید و دستم رو گذاشتم رو گوشم تا درشون بیارم اول گذاشتم رو سمت راستی و درش آوردم و نصف بدنم نمایان شد و منتظر بودم گربه بیاد و نقشه رو اجرا کنه
بعد گوزن گفت خب معجزه گر بعدی و منم دوباره پای گربه رو لقت کردم و دیدم منو هل داد?و فهمیدم این نمی فهمه و گفتم گربه پنجه و گفت آهان آره پنجه ی برنده و منم سریع گوشوارم رو سریع کردم تو گوشم و اون رفت به سمت گوزن و پنجش رو داشت میزد به سمتش و گوزن هم عصبانی شد و سریع شاخ فلج کنندش رو آماده کرد و دست هاشون به هم خورد و گربه فلج شد و گوزن هم سنگ شد وای?
وای اون دو تا مونده بودن اونجوری و منم این وسط قیافه ی من:? قیافه ی گربه:? قیافه لوکا:? قیافه لایلا:?که اصلا مهم نیست از نظرم . و گوزن هم که سنگ شده بود من می رفتم تا لوکا و لایلا رو آزاد کنم و کردم و اونها غایم شدن بعد اومدم گربه رو خوب کنم که دیدم نمیشه و باید نیم ساعت صبر کنم تا فلجی بره آه?
بعد ده دقیقه دیدم یک کسی اومد و گفت لیدی باگ تویی حمله و گفتم تو کی هستی و فرار میکردم و گفت من کوامی گرگم و دنبال کوامی تو ام و گفتم چیی چرا همه دنبال منید و گفت من و گوزن و شیر دنبال توییم تو این یک سال ما ها دنبالتیم و گفتم شیرر?و گفت آره اون هم پیداش شد و غرش کرد و من عقب رفتم و سریع زدم گردونه خوش شانسی و یه چسب اومد اطراف رو که نگاه کردم لب های شیر و گرگ و چسب رو دیدم و فهمیدم باید چیکار کنم اما تنها نمیشد و لایلا رو صدا کردم و سریع اومد و گفتم من تورو مگه میخوام و گفت آها و سریع گفت لیری بالهای شکاری و گفتم همینه و نقشه رو در گوشش گفتم و
اون هم بهشون حمله کرد و اونها زوزه و غرش میکردن و قدرتشون این بود فقط گرگ دو تا قدرت داشت یه زوزه و قدرت پنجه هاش اما قدرت اصلی اون هم دهنش هست و زوزه پس همین به کار ما میاد لایلا دور اونها بال های شکاری کشید و اون ها مثل قفس گیر افتادن و من سریع رفتم با اون چسب دهن هاشون رو بستم و دیگه قدرت نداشتن و سریع گفتم لیری شکار طعمه رو بهشون بزن حالا که کاری نمیتونن بکنن و لایلا هم قدرت اصلیش رو که شکار طعمه بود رو زد و اون ها تبدیل به خودشون شدن و وقتی دیدیمشون نهه امکان ندارهههه
لایلا گفت این ها همون پسر عمو هات نیستن و منم با خودم گفتم وای پسر عمو- پسر دایی امکان نداره و گرگ به لایلا گفت ما پسر عمو های کی هستیم و من به لایلا زدم و آروم که کسی نفهمه گفتم چرا وا میدی این ها که نمیدونن من مرینتم و نباید هم بفهمن و گفت ام ببخشید شتباه گرفتمتون و سرش رو خاروند بعد یکی از پشت ما رو دست هامون رو بست و گفت تسلیم شید و وقتی برگشتیم??کوامی سنجاب دیگه نه اینجا انگلیس یا کوامیست هست
بقیه از چشم آلیا:من نینو داشتیم می رفتیم و تو فکر بچه دار شدن بودیم اما نینو میگفت خیلی زوده و من یهو پام گیر کرد به یه کتاب و افتادم بعد نینو گفت خوبی و گفتم آره و کتاب رو که نگاه کردیم یه عالمه عکس از هاکماث دیدیم و یه انگشتر و پر طاووس که گوشواره ای بود هم بود اما مگه سال پیش تو بیمارستان گربه سیاه انگشتر رو نابود نکرد من هنوز اون فیلم رو تو گوشیم داشتم و وقتی دیدمش نینو هم اومد ببینه و اون موقع که گربه سیاه خواست انگشتر رو بهش پنجه برنده بزنه گابریل سریع انگشترش رو غایم کرد و یه تقلبی رو جلو برد عجب و گفتم باید اینها رو بدم لیدی باگ اما اون انگلیسه بعد دیدم نینو انگشتر رو کرد تو دستش و گفتم چیکار کردی و گفت خیلی قویه فقط باید این وردی که این کوامیه میگه رو بخونم و منم گفتم اره خوبه گوشواره طاووس رو کردم گوشم و...
دوستان مرسی که دیدید منتظر کامنت هاتون هستم و واقعا انرژی می گیرم ممنون ازتون خیلی خوشحال شدم که در پارت های قبل کامنت گذاشتید سعی میکنم زود بعدی رو بذارم??
نتیجه 1
در کامنت ها بگید ببینم میتونید بگید چه اتفاقی برای گابریل و ناتالی افتاده و لطفا بگید تا چند ادامه بدم 20 یا 25 چون میخوام بعد این یه میراکلس دیگه بسازم پس لطفا بگید???
نتیجه 2
در کامنت ها بگید ببینم میتونید بگید چه اتفاقی برای گابریل و ناتالی افتاده و لطفا بگید تا چند ادامه بدم 20 یا 25 چون میخوام بعد این یه میراکلس دیگه بسازم پس لطفا بگید???
نتیجه 3
در کامنت ها بگید ببینم میتونید بگید چه اتفاقی برای گابریل و ناتالی افتاده و لطفا بگید تا چند ادامه بدم 20 یا 25 چون میخوام بعد این یه میراکلس دیگه بسازم پس لطفا بگید???
نتیجه 4
در کامنت ها بگید ببینم میتونید بگید چه اتفاقی برای گابریل و ناتالی افتاده و لطفا بگید تا چند ادامه بدم 20 یا 25 چون میخوام بعد این یه میراکلس دیگه بسازم پس لطفا بگید???
دوستان پارت ۱۳ منتشر شده???
سلام خیلی عالیه
ببخشید یک سوال داشتم اگر من بخوام تستی بنویسم باید سوال یا متن م رو توی قسمت عنوان سوال بنویسم ؟
دوستان مرسی از تمام نظرات تا الان بله در عنوان سوال باید داستان بخش ۱ رو توش وارد کنی مرسی که داستانم رو خوندی
تا ۲۰ ادامه بده خیلی عالی بود
عالیییییی????????????
عالیههههههه ممنون از شما