براي شما شرمنده دير شد
هفته ها از زمان رفتن ليدي باگ كذشته بود و من تو فكر اين بودم چرا پدرم ارباب شرارت هستش
من مي خواستم برم و با پدرم حرف بزنم ولي نينو نمي زاشت برم بيرون من ديدم نينو و اليا خواب هستن و از فرصت استفاده كردم و زدم بيرون و وسط راه به اين فكر افتادم كه مادرم فهميده بود پدرم كي هستش و پدرم كشتش بخاطره همين انقدر ناله هستش برگشتم و يك نامه براي ليدي باگ نوشتم و روش نوشتم اليا به ليدي باگ بده لطفا (نامه براي قسمت هاي بعد خوانده مي شود) و به راه برگشتم
از پسو پس كوچه ها به سمت خونه رفتم تا با پدر صحبت منم و بگم چرا چرا تو بايد ارباب شرارت باشي مادر برا چي مرده چرا تو معجزه گر داري و چرا معجزه گر كفشدوزك و گربه رو مي خواي
جلوي خونه ديدم وي تايگر داره به من حمله مي كنه (وي تايگر پدر اليا كه نگهبان قفس شير ها هستش و كيم مسخرش مي كنه و تبديل به وي تايگر مي شه اون شبيه شيره )
پا به فرار گذاشتم و پيچيدم تو يه كوچه و وقتي مي خواست به پيچه با پا رفتم تو صورتش و بي هوش شد ولي وسيله اكوماييش رو نشكوندم تا بفهمه مردمي هستن كه اكومايي نشدن :از اينجا از چشم ارباب شرارت ???
من جلوي پنجره اتاق ادرين بودم كه ناتالي اومد تو اتاق و گفتم ناتالي ارتشتو به سمت خونه نينو و اليا و مرينت بفرست تا ببينن ادرين اونجا هستش هفته هاست كه خبري ازش ندارم ناتالي گفت اقاي اگرست نقشتون چي گفتم بايد خودمون رو براي حمله بزرگي باشيم
از زبان ادرين از روي ديوار خونه پريدم تو و از راه مخفي به جاي مخفي پدرم رفتم اومدش پايين گفتم سلام ارباب شرارت يا بهتر پدر پدر چرا چرا ..............اون سوال هايي كه قبلا پرسيديم و در جواب ادرين من واقعا معذرت مي خواهم شرمنده من بخاطره مادرت اين كار ها رو كردم من و مادر روي كوه هاي چين روي خرابه هاي معبد چين من و مادرت از سرما رفتيم اونجا تو شب دو تا شي ديدم كه برق مي زدن و ما معجزه گر پيدا كرديم و عاشق هم شديم
ولي معجزه گر طاووس خراب بود و مادر مرد من فهميدم با تركيب معجزه گر گربه و كفشدوزك رو داشته باشم مي تونم اون رو زنده كنم من رفتم تو خودم پدر عصابش تركيده بود يك لحظه چشم هاشو بست و من فرار كردم
پدرم اومد دنبالم و من با سرعت فرار كردم ديدم پدر داره با نيروي هاشم منو مي خواد شرور كنه كه يك دفعه !!!!!!!
دوستان قسمت بعد خيلي گاد هستش عالي
نتیجه 1
داستان براي خواندن هستش صحيح و غلط بودن مهم نيست
نتیجه 2
داستان براي خواندن هستش صحيح و غلط بودن مهم نيست
نتیجه 3
داستان براي خواندن هستش صحيح و غلط بودن مهم نيست
نتیجه 4
داستان براي خواندن هستش صحيح و غلط بودن مهم نيست
کارت خوب نبود عکس داستان منو تقلید کردی این همه عکس از لیدی باگه ولی داستانت خوب بود البته اگه بری داستانای منو بخونی می بخشمت این اسمو بزنMiraculous tales بعد ۱ تا ۱۵ قسمت بزنشون و نظر بده لطفا ممنون می شم
شرمنده دوست عزیز از گوگل پیدا کردم ولی باز شرمنده