خب دوستان هب این تست خوش اومدید❤
خب دریم تیل یه ای یو معروفه که توسطjokublog ساخته شده این داستان به کل با اندرتیل فرق داره وهیچکدوم از شخصیت های اصلی آندرتیل به جز سنس توش وجود نداره...... تازه اونم دوتاسنس! دریم تیل به صورت کمیک نوشته شده و کمیکشم کامل شده یکی از دلایل معروفیت دریم تیل داستان متفاوت و جذابشه
در گذشته خیلی خیلی دور سه درخت مقدس وجود داشت. درخت زندگی، درخت جادو و احساسات. هرسه درخت یه باغبان برای خودش داشت. باغبان درخت جادو"دایان"نام داشت زندگی"کوتزالکواتل"(اگه درست نوشتع باشم) و احساسات"نیم" این درخت ها ثمره ی خودشون رو به دنیا(بقیه ای یوها) میدادن درخت زندگی روح رو هدیه میداد و درخت جادو سحرو جادو
ولی درخت احساسات که در دنیای دریم تیل زندگی میکرد دو ثمره ی متفاوت داشت. احساسات خوب و بد. این درخت دو طرف داشت طرف سیب های طلایی و طرف دیگر سیب های سیاه اگه اون نباشه تمام مردم دنیاهای موازی مثل زامبی ها بدون احساس میشن. ولی همونطور که گفتم احساسات بد هم چیزی بود که درخت منتقل میکردو افرادی بودن که با این احساسات بد قادر به کسب سیب های طلایی و شادی درخت بودن
یکی از این افراد بد قوی تر از بقیه بودو تصمیم به کشتن باغبان کرد کسی که زندگیش به درخت متصل بود یعنی اگع اون بمیره درخت هم نابود میشه. باغبان مجبور به کشتن اون فرد شد و احساس بدی نسبت به موجود فانی پیدا کرد تنها انتخاب اون برای اینکه اونا نمیرن با درخت سازگار نبودپس تصمیم گرفت جسم خودشو وارد درخت کنه تا نجاتش بده ولی اگه میرفت دیگه باغبانی نبود ومیوه ها به راحتی دزدیه میشدن. فکر کرد که از قدرت درخت استفاده کنه تابا احساسات مثبت و منفی که به دست اورده بود زندگی ببخشه دو روح نورانی ساخته شدن.یکی طلایی به نام دریم(رویا) و برادرش بنفش تیره نایتمر(کابوس_کابوس شب)
باغبان به اونا دو جسم انسان داد. ولی انرژی اونا برای یک جسم انسان زیاد بودو بدن ها شرع کردن به از بین رفتن و گسسته شدن تا زمانی که منفحر شدن. باغبان باید سریع فکری میکرد. تصمیم گرفت به جهان های موازی دیگه بره دنبال بدنی بگرده که بتونه کپی کنه وهمینطور انرژی رو نگه داره. درنهایت توی دنیای موازی به اسم آندرسواپ"UNDERSWAP"اسکلت کوچکی به اسم سنس پیدا کرد(کجای سنس کوچیکه؟) جسم سنس رو کپی کرد و دو اسکلت به اسم نایتمر و دریم وارد اونا شدن بدن اسکلت ها میتونستن انرژی رو نگه دارن
بعد باغبان وارد درخت یکی شد ونایتمر و دریم خودمون جایگزین اون شدن دریم از سمت سیب های طلایی و مثبت مراقبت میکرد و نایتمر از سمت سیب های سیاه ومنفی.اسکلت کوچولو خا کسی رو نداشتن. برای همین با خودشون وقت میگذرونن و حرف میزدن و کتاب میخوندن. اونا تنها بودن وگاهی اوقات صدای اکویی از مادرشون میشنیدن که نشون میداد اون هنوز اونجاست.اونا همدیگر رو داشتن🥺❤ولی...... دریم تیل داشت زندگی بیشتری شکل میداد.اوناشهر هایی دور تا دور درخت ساختن و تمدن هاشکل گرفت و همه چی تغییر کرد. توی این دنیا پرنده ها اواز میخوندن و گل ها شکوفه میزدن
ولی توی همچین دنیایی هنوز کسایی هستن که بخوان به بقیه صدمه بزنن... احساسات منفی همه جا پیدا میشه نایتمر همیشه متفاوت بود. اون مثل دریم با بقیه بازی نمیکردو سعی میکرد ازشون دور باشه مورد تمسخر و اذیت بقیه قرار گرفته بود.همه کتاب هاو میوه هاشون رو به سمتش پرتاب میکردن همه میگفتن اون بده چون از طرف سیب های سیاه مواظبت میکنه و اسمش کابوسه(الهی من فدات شم 🥺🥺)دریم از این موضوع خبر نداشت و هر وقت از نایتمر میپرسید چی شده نایتمر میگفت"حالم خوبه فقط کمی خسته ام"(اره جون خودت)نایتمر نمیخواست برادر کوچک ترش رو نگران و وارد این ماجرا کنه(بمولا عشقی نایتمر🥺)
گذشت و گذشت احساس تنفر و غم نایتمر رو بیشتر و بیشتر تسخیر میکرد. اون دیگه از همه چی متنفر شده بودو فکر میکرد همه موجودات فانی بد هستن میخوان بهش اسیب بزنن. اون حتی از دریم هم دوری میکرد😳تلاش های دریم هم برای متقاعد کردنش بی فایده بود بالاخره نایتمر خسته شد و میخواست به بقیه نشون بده بد نیست و میتونه مثل برادر کوچیکش از طرف سیب های طلایی مراقبت کنه. یکی از سیب ها رو برداشت.... وتمام سیب های درخت سیاه و منفی شد برگ های درخت ریخت آسمون تیره شدو تنفر همه جا پخش شد نایتمر خیلی ترسیده بودو پشیمون شد و میخواست اشتباهش رو درست کنه ولی دیگه خیلی دیر بود.......
دریم که برای کمک به شهر رفته بود با دیدن آسمون تیره سریع برگشت حس میکرد اتفاق بدی افتاده خیلی ترسید. ولی هنوز همه چی تموم نشده بود دریم یک سیب طلایی برای مواقع استراری و کمک داشت رو برداشت شاید بااون میشد به درخت کمک کرد و نباید نا امید میشدن ولی برعکس دریم مردم به شدت عصبی بودن و نایتمر و یه هیولا خطاب میکردن که درخت احساسات رو نابود کرده جمعیت به طرف نایتمر حمله ور شدن و میخواستن اون روب.ک.ش.ن.دریم می خواست جلوشون رو بگیره ولی نمی تونست اونا هزاران نفر بودن و دریم فقط یه نفر........
نایتمر که حسابی ترسیده بود، توی ذهنش صدایی رو شنید که میگفت "قوی تر شو!" این صدای یه مرد بود که از طرف سیب ها میومد و بهش میگفت اگه تمام سیب ها رو بخوری، قدرت مقابله رو داری میدونست خوردن سیب های سیاه کار درستی نیست ولی از مرگ ترسیده بودو شروع کرد به خوردن سیب های سیاه بعد از خوردن آخرین سیب،احساس تغییر پیدا کرد جمجمه و تمام بدن استخونیش میشکست و ازش ماده سیاه رنگی ازش بیرون میزد انرژی،به قدری زیاد بود که یه بدن اسکلت نمیتونست نگه ش داره
درنهایت نایتمر جدید به وجود اومد موجودی که از تنفر ساخته شده بود!جمعیت خشکشون زده بود و از موجودی که جلوشون ایستاده بود میترسیدن نایتمر، با یه حرکت همشون رو ک. ش. ت. صدای اشک ریختن از پشت سرش اومد(صدای دریم بود) "چرا گریه میکنی؟ اونا چیزی که حقشون بودسرشون اومد" دریم صدای خنده های شیطانی برادر بزرگ ترش را میشنید و گریه میکرد"برادر برادر.. هنوز اون جایی؟چرا این کارو کردی؟ 🥺"شاید سیب های طلایی میتونست به اون کمک کنه تنها امید فقط همون سیب طلایی بود
ولی نایتمر با شاخکی که از کمرش بیرون زده بود دریم رو به زمین انداخت "سیب رو بده به من😡"اگه سیب نابود میشد تمام دنیا های موازی خالی از احساسات میشدن. در همون لحظه دریم قدرت سیب طلایی رو احساس کرد قدرت سیب طلایی شروع به منتقل شدن به بدن دریم کرد و تبدیل به روح اون شدو خیلی قدرت مند ترش کرد اون دیگه حتی میتونست احساسات منفی و مثبت دیگران روحس کنه و نبرد بین این رو برادر شروع شد... دریم واقعا نمی خواست به برادرش صدمه بزنه نایتمر از پشت بهش ضربه زد قبل از اینکه ب. ک. ش. ت. ش. باید سیب رو از بدن اون بیرون میاورد ولی نمیدونست چطور برای همین باید صبر میکرد. درختی که دیگه میوه نداشت به دست نایتمر با تمام خاطرات خوبی که داشتن و همینطور مادرشون نابود شد. نایتمر فرار کرد و وضیفه دریم اینه که برادرش رو نابود کنه یا راهی برای نجاتش پیدا کنه! قصه ما به سر رسید کلاغه قربونش برم بالاخره به خونش رسید😂😅 (برو نتیجه که چالش داریم)
نتیجه 1
چالش:به نظرتون با توجه به اتفاقاتی که افتاد هنوزم میتونن اسم "شرور" روی نایتمر بزارن؟چالش۲:میدونستین هر کدومشون بالای۵۰۰سن دارن؟😶😳
نتیجه 2
چالش:به نظرتون با توجه به اتفاقاتی که افتاد هنوزم میتونن اسم "شرور" روی نایتمر بزارن؟چالش۲:میدونستین هر کدومشون بالای۵۰۰سن دارن؟😶😳
نتیجه 3
چالش:به نظرتون با توجه به اتفاقاتی که افتاد هنوزم میتونن اسم "شرور" روی نایتمر بزارن؟چالش۲:میدونستین هر مدومشون بالای۵۰۰سال سن دارن؟😶😳
نتیجه 4
چالش:به نظرتون با توجه به اتفاقاتی که افتاد هنوزم میتونن اسم "شرور" روی نایتمر بزارن؟چالش۲:میدونستین هر کدومشون بالای ۵۰۰سال سن دارن؟😶😳
هی ......
پفتسجهسفحسعقتغ سلام هق۱ج۳هیچو۶ف
تو به اینا گیر دادی برو رو فل، فرش، لاست(تاحالا سابقه نداشته کسی دوسش داشته باشه😐😂) کیلر، بلوبری، بیل، دریم، اینک، هارور بکراش دست از سر بچه هام بردار مال خودمن😐😂😂😂😐😐😐😐😐😑😑
چییی عمرا من شاید داست رو زیاد دوست نداشته باشم ولی عاشق نایتمر و ارورم پس تو برو سنس های دیگه ایی رو دوست داشته باش چون ارور و نایتمر فقط و فقط برای خودمن😆😆😂😂
مال منن😫😫😫تمیدمش به تو😌😌مال منن مال منن مال منن
ببین این سه سنس مال خودمن:ارور، داست، نایتمر جونم😍😍
آقا ما الان موندیم نایتمر مال کی باشه بابا بیخیال شو دیگه قبول کن نایتمر مال منه و برو یه سنس دیگرو دوست داشته باش
نپ مال منه مال منه مال منه مال منه مال منه مال منه
دمت جفتتون گرم داست مال من
تو این وسط پرو نشو😂😂😂حالا من یه چیزی گفتم 😂😂😂😂😜
#هیچ_وقت_حرفانم_را_جدی_نگرین_چون_خودمم_نمیدرکم_چه_میگویم
تمومه داست مال منه خودتون گفتین مدرکش هم موجوده
من تصورم اینه که حدیث یه دست نایتمرو گرفته باران یه دستشو دارین میکشین 😂😂😂
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
😂😂😂😂
نخیرم نایتمر مال منههههههه من بیشتر از تو دوسش دارم من حتی بیشتر از تو ازش عکس دارم نایتمر مال منهههههههه..من..من..من😆😆من داست رو نمیخوام داست مبارک آرها باشه من نایتمر رو میخواممممممممممم و دست بردارم نیستم عمرا اگه کوتاه بیام😂😂😂😂تو برو یکی دیگه رو انتخاب کن نایتمر خط قرمز منم هست و بازم میگم من داست رو نمیخوامممممم فقط و فقط نایتمر رو میخوام..همین😆😆😂😂
نایتمر مال منه مال منه مال منه مال منه دزد نباشم مال منه بمولا مال منه😌😌😑
من تصورم اینه که حدیث یه دست نایتمرو گرفته باران یه دستشو دارین میکشین 😂😂😂
اره من دارم بد گایز رو میدزدم هاهاهاها😂😂بگما نایتمر مال منه😆😆
وات دا فا*ببین داست رو خواستی بردار هرکی حز نایتمر من احازه نمیذم😂😂بمولا اون واس منه الان کل گالریم عکسای اونه نایتمر برای من است حق دزدیدنش رو نداری مال منه مال منه مال منه مال منه متل منه مال منه مال مــــــــــــــــــــــــــــنه این خط قرمز منه😑😂
دمت جفتتون گرم داست مال من
چی یعنی اگه ما بخوایم یکیشون رو داشته باشیم باید از تو اجازه بگیریم😐این کاملا بی معنیه😐😑
کل حرفای من بی معنیه😑😂بد گایز برای من برین کستی دیگه زو بردارین😂😂😂
هرگز