های گایز چطورین بچه ها (مثلا خواستم ادای سلطان اریا رو در بیارم که گند زدم) خب زیاد زر زدم بریم واسه داستان لت گو (اینم ادای فرشاد سایلنت) و اینکه روز دختر مبارک
❤حاضر شدیم رفتیم سوار ماشین شدیم و رسیدیم رفتیم نشستیم من داشتم با مریدا و جانی درمورد اینکه چهقدر وقتی نبودن بد گذشته حرف میزدم الیا و نینو باهم حرف میزدن جولی لوکی هم باهم ادری د فیلی هم باهم درمورد کار حرف میزدن تا اینکه گارسون اومد🔵 میتونم سفارشاتون رو بگیرم ❤همه گفتن نوبت من بود ولی احساس میکردم که صدای پسره اشنا بود🔵قیافه اون دختره که موهاش ابی بود اشنابود ولی هرچی فکر کردم اسمش رد یادم نمیومد❤ سرم رو اوردم بالا که دیدم مایکه سریع پردیم بغلش گفتم مایک خودتی 🔵 مرینت تویی ❤ اره خودمم پسر میدونی چهقدر دلم برات تنگ شده بود
£ عکس اسلاید مایک ❤ همه داشتن با تعجب به ما نگاه میکردن منم از تو بغل مایک در اومدم و گفتم ببخشید هریجان زده شدم 🔵اشکالی نداره مرینت ❤رو کردم به بقیه و گفتم این مایکه دوست دوران دانشگاه من که لوکی گفت مرینت همه دوستای دانشگاه تو پسر بودن منم با غرور بهش گفتم ههه خندیدم خیلی بامزه ای برو خودتو بمال به خیار £ بچه ها همه ادری فیلی لوکی و نینو باهم تو یک دانشگاه بودن جولی و الیا هم تو یک دانشگاه مری دانشگاهش فرق داشت
بچه ها ما کجا بودیم یادم نمیاد 🔵 ها راستی مرینت نمیخوای سوارشت رو بگی ❤هاا چرا چرا من یک مرغ سوخاری ۲ تیکه میخورم 🔵باشه فعلا❤ فعلا داشتیم حرف میزدیم که یک دفعه گوشیم زنگ خورد برداشتم گفتم بله دیدم مادرمه گفتم جانم مادر گفت مرینت من و پدرت و عمو زنمو و عمه و شوهر عمت و خاله شوهر خالت داریم میام اونجا ❤چییییییییی (مثلا داد زد) یواش دختر گوشم درد گرفت 🔵بفرمائید اینم غذاتون ❤مامان یک لحظه گوشی ممنون مایک 🔵خواهش میکنم ❤خب مامان بقیش اوکیه بای 💞❣💗💎⚪⚫🖤 چی شده ❤مامان کلا همه دارن میان اینجا 💞❣💗💎⚪⚫🖤 اینکه خوبه ❤لعنتی ها حصاب اینو کردین که خونه بهم ریختسسسسسسسسسس ⚪⚫💎💞❣💗 ای وای خاک تو سرمونننننننن ❤بخورین بخورین که باید بریم خونه کلی کار داریم
❤ رفتیم تو ماشین وایستادیم تا جانی حصاب کنه و بیاد اومد رفتیم شروع کردیم خونه رو مرتب کردن من و مریدا ادری تو حال جانی و نینو اشپزخانه رو جولیکا و الیا فیلی لوکی حال طبقه بالا رو دیگه بعد دوساعات خونه تمیز شد البته اتاق ها داره ارش خربار کثیفی بلند میشه دیگه هرکی اتاق خودش رو تمیز کرد من زود تر از همه تمیز کردم چون اونقدارا هم مال من کثیف نبود بعد با هدفونم از تو اتاق در اومدم و داد زدم هرکی لباس کثیف داره بیاره که من بندازم تو ماشین بعد هدفونم گذاشتم نو گوشم و زدم رو اهنگ دسپاسیدو و نمیدونم کی خوابم برد
وقتی بلند شدم بغل جانی بودم و همه نشسته بودن داشتن فیلم نگاه میکردن که یکدفعه زنگ در خورد منم گفتم لابد باید مامان اینا باشن رفتم درو باز کردم دیدم مایک و کلویی اومدن (بچه ها کلویی دختر خوبیه و خواهر مایکه ) ❤بهه سلام کلویی خوبی👗اره سلام مرینت ❤سلام مایک🔵هلوووو ❤بفرمائید تو
👗🔵ممنون 🖤مری کیه ❤ببخشید اصلا وقت نشد معرفی کنم این داداشم جانیه و این خواهرم مریدا اینم جولیکا دختر خالمه اینم پسر خالم لوکا اینم پسر عموم ادرین اینم پسر عمم فیلیکس و ایناهم الیا و نینو دوستام هستن بچه ها مایک رو که میشناسین این کلویی خواهر مایک 👗🔵خوشبختیم💞❣💗🖤💎⚪⚫ ماهم همینطور
دینگ دینگ ❤اوه بچه ها فکر کنم که مامان و باباهامون اومدننن سرو وعضم مرتبه ⚪⚫🖤💎💞❣💗 اره برو در واکن دختر ❤ اوکی اومدمممم به سلام مامان و سلام بابا👸🤴 سلام دخترم ❤ سلام عمه سلام عمو سلام زنمو سلام خاله سلام شوهر خاله سلام شوهر عمه 👸🤴👸🤴👸🤴 سلام مرینت ❤بفرمائید تو
👸🤴👸👸🤴👸🤴👸 میبینم که مهمون دارین 🔵سلام خاله سلام عمو 🖤💞❣💗⚪⚫💎 خاله و عمو ❤بچه ها مایک قبلا مامان و بابا رو دیده
خب دوستان بای
بای دوستون دارم
نتیجه 1
👸🤴👸🤴👸🤴👸🤴👸🤴👸👸👸🤴🤴🤴🤴🤴👸👸👸👸👸
نتیجه 2
👸🤴👸🤴👸🤴👸🤴👸🤴👸👸👸🤴🤴🤴🤴🤴👸👸👸👸👸
نتیجه 3
👸🤴👸🤴👸🤴👸🤴👸🤴👸👸👸🤴🤴🤴🤴🤴👸👸👸👸👸
نتیجه 4
👸🤴👸🤴👸🤴👸🤴👸🤴👸👸👸🤴🤴🤴🤴🤴👸👸👸👸👸
عالی بود ولی مرینت توی کدوم پارت عاشق ادرین میشه راستی انگار اصلا ادرین توی این داستان وجود نداره ادرینو با بقیه قاطی نکن
نه عزیزم این داستان اصلا اون طور نیست که مرینت به ادرین برسه در واقع باید حالا ها صبر کنی ببنی چی میشه
خوب بود
عالی فوقالعاده بود
عالی
خیلی خیلی عالی بود😍😍