سلام.... برگشتم با پارت جدید.... ببخشید طول کشید.... بی زحمت فالوم کن،.... لایکم کن باش.؟....
◥〘(از زبان هوپی)مین سو روبه بهونه اتو کردن پیرهنم کشوندم تو اتاقم 〙 [از زبان مین سو]هوپی صدام زد که برم پیرهنشو اتو کنم رفتم تو اتاق،خیلی هات لبه صندلی نشسته بود و پاش رو داده بود رو پاش، گفت در رو قفل کن، +چی هان؟ _درو قفل کن. +چرا؟ -میفهمی ❧ در رو قفل کردم گفتم کدوم لباستون؟کجاست تا برش دارم؟ گفت بیا نزدیک تر تا بهت بدمش ❧ رفتم جلوتر... -بیا جلوتر.. +فک کنم خیلی نزدیک شدم...میخواین چکار کنین؟(جیغغغغغغغغغغ) دستشو گذاشت جلو دهنم چسبوندم به دیوار.... بد جور نفس نفس میزدم خیلی نزدیکم شده بود نفس هاش رو حس می کردم... بعد 3 دقیقه بهم گفت ولت کنم جیغ نمی زنی؟ + با سر اشاره کردم باشه... دستشو از جلو دهنم برداشت یکی از دستاشو گذاشت یه طرفم اون یکیم اون طرفم منم خودم و تکوندم....◣
◥╝+میشه بری عقب تر.... ابروشو بالا انداخت نه نمیشه. -چته تو خودتی خانم مین سو....؟ +هیچی فقط نگران امروز بودم اگه برنمی گشتین چی؟ -ما برمیگشتیم و مطمئنم دلیل نگرانیت این نیست..... -حالا بگو ببینم دلیل اینکه تو خودتی چیه؟ +چطور بگم...؟ -هیچی فقط بگو... +ا.ت گفت...ا.ت گفت که... -که.... +که گلوی شما پیش من گیر کرده.... بعد گفتن حرفم سرمو انداختم پایین.... چند ثانیه رفت تو فکر.... بعدش با دستش سرمو گرفت بالا... -ا.ت درست گفته من دوست دارم...حالا بگو ببینم تو هممنو دوست داری؟ +م...من؟ -نیاز نی سریع جواب بدی...تا فردا ساعت 10 می تونی فکر کنی اگه جواب ندی یعنی رسما مال خودمی.... حالا باید یه جوری نشون بدم مال خودمی...ونشونه گذاریت کنم.... بعدش سریع لب*شو گذاشت رو لب*م خیلی محکم میب*وس*ید... نمی دونم چی شد که همراهی کردم... بعد 5 دقیقه لبش*ـو از رو لب*م برداشت... طعم خون رو تو دهنم حس کردم...╔◣
◥╝یه بو*سه ریز دوباره روی گردنم گذاشتو رفت عقب... رفتم جلو آینه اتاقش لبام کبود شده بود... نمی دونستم چکار کنم یه رژ بهم داد... زدم رو لبم کبودی کم شد... -من میرم بیرون بعد بیا تا بهمون شک نکنن... +باشه... هوپی رفت بیرون.... منم 5 دقیقه بعدش رفتم.....من اومدم بیرون از روی کاناپه یه شمک بهم زد منم سرمو انذاختم پایین... رفتم پیش ا.ت نشستم.... (از زبان ا.ت)وقتی مین سو رفت تو اتاق هوسوک برگشت رفتارش کاملا عوض شده بود جی هوپ همهمش بهش نگاه میکرد واونم سرش رو انداخته بود پایین.... جانگکوک و هوسوک داشتن برگه های کارشون رو مرتب میکردن... +میشه ما بریم بخوابیم؟.... -(جانگ کوک)نه اشکال نداره... ما هم کارمون تموم شد میریم میخوابیم... +شب بخیر... رفتیم تو اتاق.... +چت شده بعد از اینکه رفتی توی اون اتاق تو خودتی.... -هیچی نشده.....فقط...فقط یادته که گفتی.....که گفتی گلو جیهوپ پیش من گیر کرده؟؟ +خب؟ ..◣
◥-درست گفتی... 😳 +درست حرف بزن ببینم چی میگی... - -جی هوپ منو برد تو اتاقش نه بخاطر اتو کردن لباسش.... +پس برای چی بردت؟ -چسبوندم به دیوار اومدم جیغ بزنم دستشو گذاشت جلو دهنم... گفت...گفت که عاشقمه و تا فردا ساعت 10 باید جوابمو بهش بگم که عاشقشم یا نه یعنی دوست دخترش میشم یا نه...بعدش لبشو ممکم گذاشت رو لبم.... +چی فکر کردت مرتیکه عوضی؟فکر کرده میتونه هر کاری نواست برسرت بیاره فکر کرده تنهایی....بهش می فهمونم.... حالا واقعا دوسش داری؟ -نمی دونم عشق چجوریه....ولی یه حس عجیب بهش دارم.....نمیدونم چه طوری توصیفش کنم...وقتی میبینمش قلبم تند تند میزنه....... +اشتباه نمی کردم دلتو دزدیده...فکرشو از سرت بنداز بیرون ما خدمتکاریم اونا...اونا....خودت وضع مالیش رو ببین ما تو یه ذره هم ارزش نداری...دور و برش پر دختره...دلش تو رو هوس کرده....این بقط هوسه وقتی کارش باهات تموم شد میندازتت دور... -من فکر نمی کنم هوسوک اینجوری باشه... در ضمن گفت اگه تا فرداساعت 10 بهش جواب ندم رسما دوست دخترشم.... ولی من دوسش دارم چرا بهش جواب ندم که دوسش دارم بدون جواب دوست دخترش شم.... +من که از پس تو بر نمیام برو کار خودتو بکن 😡◣
◥-شب بخیر 😡 +شب بخیر😳 فردا ساعت 8 .... (از زبان ا. ت) از خواب بیدار شدم مین سو نبود الانام بود که جی هوپ و جانگ کوک بیدار شن و ما حتی صبحونه هم اماده نکردیم..... موهامو شونه کردم دم اسبی بستم... رباسمم پوشیدم از اتاق ربتم بیرون... صبحونه رو آماده کردم خونه هم مرتب کردم.... دیگه کاری نمونده بود رفتم دنبال مینسو بگردم.... کل خونه رو گشتم نبودش... رفتم تو بالکن دیدم نشسته داره گریه میکنه... +سلام چته چرا داری گریه می کنی؟ من اذیتت کردم؟ -سلام نه... +پس چرا داری گریه میکنی... -ببخشید دیشب باهات بد صحبت کردم... نمی خواستم ناراحتت کنم... من فقط تو رو دارم... وقتی میگی جی هوپ بده خب من دیگه نباید برم سراغش.... هقققق😭 +اشکال نداره.... ببخشید منم باهات بد صحبت کردم... منم جز تو کسی رو ندارم... ببخشید... ببخشید اگه گفتم نباید با جی هوپ باشی... شاید واقعا دوست داشته باشه..... وقتی دوسش داری چی میتونم بگم؟.... حالا پاشو... پاشو الان جی هوپ و کوکی بیدار میشن... -باشه ... اشکاشو پاک کرد رفتیم پایین.... ◣
◥چند دقیقه بعد از اینکه ما ربتیم تو اشپز خونه پسرا بیدار شدن... ا.ت ومینسو:سلام صبح بخیر... کوکی و هوپی:صبح بخیر... اومدن نشستن صبحونشون رو خوردن...براشون قهوه ریختم بردم ... بعدم نشستن روی کاناپه فیلم دیدن.... ساعت نزدیکای 10 بود... هر چه بیشتر میگذشت بیشتر استرس میگرفت.... +خوبی؟ -اره.... (از زبان جی هوپ) +مین سو وقتشه...بیا بریم اتاق من.... -ب..ب.....با....باشه... رفتم تو اتاقم مین سو پشت سرم اومد... +در رو نمی بندی؟... در رو بست سرش رو انداخته بود پایین با موهاش بازی می کرد.... +خب جوذبم بیبی گرل جذابم....؟ -چطور باید بگم؟... +هیچی همینجوری بگی میخوامت یا نمی خوامت که درصورتی که جوا دوم رو بدی به زور مال خودم میکنمت.... -(آب دهنم قورت دادم)آقای جانگ من شما رو.....من شما رو دوست دارم.... +خوبه...ولی دیگه نباید منو اقای جانگ صدا کنی چون من دوست پسرتم....◣
◥-پس باید چی صداتون کنم؟.... +ددی،جی هوپ،هوپی،هوسوک....منم تو رو مین سو، بیبی گرل صدا میکنم...چطوره؟ -(هیچی نگفتم فقط از سر خجالت سرمو به نشونه بله تکون دادم) +خب حالا بیبی گرل من چرا خجالت میکشی؟ اروم اروم رفتم سمتش سرش روگرفتم بالا...پیشونیش رو بوسیدم و بغلش کردم.... (از زبون ا.ت) کوک:ا.ت چرا مینسو و جیهوپ رفتن تو اتاق نیم ساعت شده چرا در نمیرن؟.. ا.ت:نمی دونم.... کوک راه افتاد رفت من باهاش رفتم در رو که باز کرد دید جی خوپ داره پیشونی مین سو رو می بوسه یه جایی خورد... کوک: چکار میکنی جیهوپ؟... جی هوپ:میخواستم بهت بگم...من عاشق مین سو شدم... خودم فکرشو نمیکردم ولی.....ولی خب منم دل دارم دلیل نمیشه خلافکارم دل نداشته باشم... کوک از صحبت های جیهوپ هنگ کرده بود...رفت نزدیک جی هوپ زد به کمرش.... کوک: مگه من گفتم چرا عاشق شدی؟مگه من گفتم نباید عاشق بشی؟... جی هوپ:نه ولی تو از دخترا که خوشت نمیاد.... کوک:کی گفته؟...ا.ت و مین سو میشه برین برین با جی هوپ کار دارم.....◣
یعنی جانگ کوک با هوپی چکار داره....؟ 🤔دیگع شرمنده .... این پارتم تموم شد... 😐میدونم مینواین بکشینم.. 😐ولی بی زحمت تا نتیجه برو ثبت شه انجام دادی.... لایک کنی که بیشتر ممنون میشم... کامنت بدی بیشترتر خوشحال میشم.... فالوم کنی که بیشترترتر ممنون میشم... اگه همه اینارو باهم انجام بدی که خیلی بیشتر که نه بی نهایت ممنونت میشم😐😐😐💔 حالا همه اینایی گفتم رو انجام بده لطفا ❤❤❤
نتیجه 1
بای بای لاوم ❤ چالش:رقم یکان لایکت؟ 1:چند سالته❤ 2:اسمت ❤ 3: دوست داری چکاره بشی مامان بابات مخالفن؟❤ 4:ماه تولدت؟❤ 5:روز تولدت؟❤ 6:باید با هیترا چه کرد؟❤ 7:تا حالا دهن هیتری رو صاف کردی؟ اگه کردی قضیه رو تعریف کن ❤ 8:بدترین شیطونی ای که کردی؟❤ 9:اخلاق دوستت رو تعریف کن 😹❤
نتیجه 2
بای بای لاوم ❤ چالش:رقم یکان لایکت؟ 1:چند سالته❤ 2:اسمت ❤ 3: دوست داری چکاره بشی مامان بابات مخالفن؟❤ 4:ماه تولدت؟❤ 5:روز تولدت؟❤ 6:باید با هیترا چه کرد؟❤ 7:تا حالا دهن هیتری رو صاف کردی؟ اگه کردی قضیه رو تعریف کن ❤ 8:بدترین شیطونی ای که کردی؟❤ 9:اخلاق دوستت رو تعریف کن 😹❤
نتیجه 3
بای بای لاوم ❤ چالش:رقم یکان لایکت؟ 1:چند سالته❤ 2:اسمت ❤ 3: دوست داری چکاره بشی مامان بابات مخالفن؟❤ 4:ماه تولدت؟❤ 5:روز تولدت؟❤ 6:باید با هیترا چه کرد؟❤ 7:تا حالا دهن هیتری رو صاف کردی؟ اگه کردی قضیه رو تعریف کن ❤ 8:بدترین شیطونی ای که کردی؟❤ 9:اخلاق دوستت رو تعریف کن 😹❤
نتیجه 4
بای بای لاوم ❤ چالش:رقم یکان لایکت؟ 1:چند سالته❤ 2:اسمت ❤ 3: دوست داری چکاره بشی مامان بابات مخالفن؟❤ 4:ماه تولدت؟❤ 5:روز تولدت؟❤ 6:باید با هیترا چه کرد؟❤ 7:تا حالا دهن هیتری رو صاف کردی؟ اگه کردی قضیه رو تعریف کن ❤ 8:بدترین شیطونی ای که کردی؟❤ 9:اخلاق دوستت رو تعریف کن 😹❤
پارت بعدی رو زود بزار
نایص..
ج.چ:۱۴ سالمه...بومبوم
مرسی❤
خیلییی عالییی بود💫
امیدوارم پارت بعد زودتر منتشر بشه🖤
مرسی ❤
زود منتشر میشه اگه تستچی پاکش نکنه😹
عالیییی تروخدا همرو تند و تند بزاررر
ج چ= 4_ابان😹✌🏼
باشه ❤
😻
عاللللی بود
ج.چ : 13 سالمه
مرصی❤
عالییییییی بود👌👌👌👌
لطفا پارت بعد رو هم زودتر بذار❤❤
مرسی❤حتمن😹
عالی عالییی
اگر پارت بعدی سریع نیاد
هم میام تو خوابت
هم✂️✂️⛏️⛏️⛏️
هم .،.،.،.،.،
پس سریع بزار اجی گلم😂😘
حتما😹فردا منتشر میشه😹❤
عاولیح:/♡
میسی