حرفی ندارم
خوب خوب اول انچه گذشت: تو پارت قبلی متوجه شدیم که معجزه گر ها جابه جان چون طبق چیزی که تیکی گفت کسی که معجزه گر ها رو به وجود اورد گفته بود که هولدر کفشدوزک همیشه دختر و هولدر گربه همیشه باید پسر باشه تا در نهایت با هم ا،ز،د،و،ا،ج کنن. بعد که با معجزه گرشون اشنا شدن ساعت پنج رفتن رو برج ایفل
از زبان مرینت: وقتی به برج ایفل رسیدم یه پسر که لباس گربه ای تنش بود رو دیدم همون لحظه ع،ا،ش،ق،ش شدم❤️اخه خیلی خوشتیپ بود. بهش گفتم:« سلام اسم من لیدی باگ🐞 هست» اون پسره گفت:« سلام. از اشناییت خوشوقتم لیدی باگ. منم کت نوار🐱 هستم.» به کت نوار گفتم:« میدونستی خیلی خوشتیپی😍» گفت:« ممنون ولی کاش کسی که ع،ا،ش،ق،ش بودم هم همین رو به من میگفت😔» همون لحظه قلبم هزار تیکه شد💔 اون یه دختر دیگر رو دوست داشت؟ اما طبق گفته تیکی ما بالاخره به هم میرسیم! اره همینه باید خوشبین باشم😃 بش گفتم:« خوب حالا که با هم اشنا شدیم فع......» که یهو
یه چیزی بوم صدا کرد. ای بابا ما که تازه یه شرور رو شکست دادیم😑 (بعد از شکست شرور) گفتم:« خداحافظ کیتی» اونم گفت:« خداحافظ لیدی باگ» از پنجره اتاقم وارد شدم و به حالت اول برگشتم و به تیکی یه کلوچه دادم که یهو....... از زبان ادرین: بعد از اینکه از پیش لیدی باگ رفتم به داخل اتاق پریدم و به حالت اول برگشتم. به پلگ یه تیکه کممبر دادم و رفتم تا با مامان بابا صحبت کنم. رفتم دم اتاقشون و در زدم. بابا گفت:« بیا تو» منم در رو باز کردم و رو به پدر و مادرم گفتم:« من ازتون میخوام که اتاق من و فیلیکس رو جدا کنید. چون به هرحال هرکسی حریم شخصی میخواد.» بابا گفت:« درسته پسرم! من همین الان میگم برای فیلیکس یه اتاق اماده کنن و از تو جدا بشه» گفتم:« خیلی ممنونم» و از اتاقشون خارج شدم
از زبان مرینت: که یهو یکی در اتاقمو زد(قشنگگگگگگ زدحال زدم😂) در رو باز کردم کاگامی بود. گفتم:« بله کاری داری؟» گفت:« اره اومدم صدات کنم برای نهار» گفتم:« باشه تو برو من الان میام.» بعد رفتن کاگامی رفتم دستامو شستم و نشستم سرمیز بعد از نهار برگشتم به اتاقم تا ویولن تمرین کنم. ویولنم رو برداشتم و شروع کردم به زدن. حسابی غرق زدن شده بودم وقتی تموم کردم صدای دست زدن منو از افکارم بیرون اورد. دیدم مامان و بابا و کاگامی دارم برام دست میزنن بابا گفت:« واااااوو کارت عاالی بود عزیزم. بنظرم تو باید یه کنسرت اجرا کنی صدات هم که خیلی خوبه پس میتونی یه خواننده بشی» مامان و کاگامی هم تایید کردن من گفتم:« نمیدونم روش فکر میکنم» پدرم گفت:« هرجور مایلی دخترم» بعد با مامان و کاگامی رفتن بیرون
فردا صبح از زبان ادرین: این دو روزه روز خیلی ناراحتم اما به لطف پلگ حالم بهتره.ادریانا هم هی خودشو به من میچسبونه اما من ازش فاصله میگیرم. اماده شدم برای مدرسه و رفتم پایین صبحانه خوردم. بعد از صبحانه با فیلیکس و ادریانا(🤢) و سایمون رفتیم مدرسه.(بعد از مدرسه) از در مدرسه خارج شدم که یهو یه صدای بوم اومد. باز یه شرور بود. رفتم یه جا تبدیل شدم و رفتم سمتش. ایندفعه شرورش خیلی عجیب قریب بود. یهو از زبان مرینت:از خواب بیدار شدم. تیکی هم بیدار شد. باز فکرم رفت سمت کت نوار، یه پسر خوشتیپ و فوق العاده جذاب،(موافقم😍)
ولی حیف منو دوست نداره. به تیکی گفتم:« تیکی گفتی صاحب میراکلس کفشدوزک و گربه همیشه با هم ا،ز،د،و،ا،ج میکنن، اما کت نوار که منو دوست نداره؟» تیکی گفت:«خوب ممکنه بعضی اوقات صاحب میراکلس کفشدوزک و گربه همیشه با هم ا،ز،د،و،ا،ج نکنن چند بار شده این اتفاق بیفته ولی من مطمئنم که یه روز کت نوار بهت علاقه مند خواهد شد» از تیکی تشکر کردم که یهو کاگامی در رو باز کرد ولی تیکی به موقع عکس العمل نشون داد و قایم شد. کاگامی گفت:« مرینت بیا صبحونه» گفتم:« باشه الان میام» بعد از مدرسه از زبان مرینت: از مدرسه داشتم میومدم بیرون که یهو یه صدای بمب اومد. فهمیدم یه شروره😑. زودی رفتم توی کلاس علوم که خالی بود و تبدیل شدم
(اسم شرور: تنهایی، قدرت: اگه شلیکش به کسی بخوره همه ازش متنفر میشن، ظاهر: شبیه ابلویو ولی روی بدنش رعد و برق هست، دلیل شرارت: هیچکس باهاش دوست نمیشد)سریع رفتم کمک پیشی جونم😍. گفتم:«سلام کیتی» کت گفت:« سلام لیدی باگ. بنظرم از لاکی چارم استفاده کن» گفتم:«حق با توعه. لاکی چارم.» لاکی چارم بهم یه اینه داد. یکم فکر کردم و گفتم:«فهمیدم کیتی بیا اینجا» با کت رفتیم یه جا نقشه رو براش توضیح دادم و رفتیم که عملیش کنیم. رفتم سمت شرور و گفتم:« هی تنهایی اینجا رو نگا کن» گفت:«پیدات کردم لیدی باگ» وقتی اومد نزدیک زود اینه رو گرفتم سمتش و گفتم:«ببین الان همه بیشتر ازت میترسن و با اینکار اوضاع رو برای خودت بدتر میکنی.» همینجور داشتم حرف میزدم که متوجه شدم کت نزدیکشه به کت گفتم:« حالا!» اونم گفت:«کتاکلیزم» و وسیله شرارت رو نابود کرد منم اکوما رو گرفتم و گفتم:« میراکلس لیدی باگ.»
پیام بازرگانی: داستان میراکلس (عشق ما) را بخوانیدددد دودو مواظب باشید میراکلس خونتون نیوفته دادا.
اینجا دیگه نمیویسم ولی تو نتیجه بازم نوشتم😌نمدونم چرا ولی تو نتیجه نوشتن حال میده اما یه دلیل داره که اونم اینه که شما تا ته تست برید تا تعداد انجام شده ها. زیاد شه
برو بعدی👈🏻
نتیجه 1
شوخی کردمممممم😝😝 اگه میخوای پارت بعد زودتر برسه🤗لایک❤️👍 و کامنت💬 بزارید حالا چالش: بنظرتون مرینت خواننده بشه یا نه؟
نتیجه 2
شوخی کردمممممم😝😝 اگه میخوای پارت بعد زودتر برسه🤗لایک❤️👍 و کامنت💬 بزارید حالا چالش: بنظرتون مرینت خواننده بشه یا نه؟
نتیجه 3
شوخی کردمممممم😝😝 اگه میخوای پارت بعد زودتر برسه🤗لایک❤️👍 و کامنت💬 بزارید حالا چالش: بنظرتون مرینت خواننده بشه یا نه؟
نتیجه 4
شوخی کردمممممم😝😝 اگه میخوای پارت بعد زودتر برسه🤗لایک❤️👍 و کامنت💬 بزارید حالا چالش: بنظرتون مرینت خواننده بشه یا نه؟
چ ج:اره مرینت خواننده بشه
عالی بود
ج چ:آره خواننده بشه
مرسی و چشم💖
خیییلییی عععاااللیی بود
بعدی کی میرسه
آره مرینت خاننده شه
اگه تونسی ب تستام سر بزن
مرسی عزیزم وچشم
محشر بودددددد ولی یکم زود تر پارت ها رو بزار
پارت ده سه روزه تو بررسیه
سلام عالی بود
مرسی
عالی بعدی لطفا فقط پیام بازرگانی
خواهش مرسی که خوندی
اره بنظرم بامزه بود