سلام اینم از این قسمت ببخشید دیر شد هر کاری می کردم سایت تایید نمی کرد و در آخر هم عکس رو عضو کردم تا قبول کردن خدا رو شکر
از چشم لیدی باگ(مرینت):از کت نوار پرسیدم که هنوز من دوست داره یا گفت با تمام وجودم بانوی من و بعد یهو(دست خودم نبود)بوسیدمش حس خوبی بود از چشم گربه سیاه(آدرین):خیلی خوب بود من خیلی خوشحال شدم که لیدی باگ دوست ام داره ولی بعد یهو رفت عقب و گفت کارمون اشتباه بود رفت،ولی من ناراحت نشدم چون می دونستم دوستم داره و بعد من رفتم خونه و خوابیدم.از چشم لیدی باگ:آمدم خونه ، تیکی بهم گفت که کارتون اشتباه و باید فرامشش کنی بخاط اینکه ممکنه هویت ها لو بره،به تیکی گفتم نگران نباش لو نمیره و من نمی توانم فراموشش کنم چون عاشق کت نوار شدم و باید بهش بگم کا کارمون اشتباه نبود، بعد خوابیدم فردا صبح رفتم مدرسه لایلا کنار صندلی آدرین نشسته بود ولی آدرین نبود منم دیگه حسودی نکردم چون کت نوار دوست داشتم و بعد رفتم نشستم نیمکت آخر و آدرین امد کنار من نشست
بهم سلام کرد بهش سلام کردم و گفت خوبی گفتم خوبم ممنون،(دوستان ببخشید در قسمت یک نمی شد حرف های مرینت با آدرین رو با لکنت بنویسم چون که برنامه قبول می کرد) و نشست کنارم. از چشم آدرین: نشستم کنار مرینت را ببینم که واقعاً لیدی باگ یا نه شاید یه چیزایی می فهمیدم
یعنی لیدی باگ همون مرینت یا نه یهو دیدم که لایلا از جاش بلند شد اجازه گرفت و رفت تو دستشویی فکر کنم آکوما زده شد، چون که که تو مدرسه هشدار آکوما دادند و من سریع به گربه سیاه تبدیل شدم لیدی باگه اومد وقتی که لایلا را دوباره شکست دادیم برای هزارمین بار لیدی باگ گفت که من دوست دارم و ببخشید که گفتم کار مون اشتباه بود و رفت
من خیلی خوشحال شدم که لیدی باگ به من گفت دوستم داره و به حالت عادی برگشت مو رفتم سر کلاسم همه بچه ها سر کلاس بودن به غیر از مرینت شکم بیشتر شد نسبت به اینکه مرینت لیدی باگ یا نه.انردز یه بار که مرینت صفحه گوشی را باز کرد دیدم که (نمی خواستم ببینم ولی دیدم) عکس گربه سیاه رو پس زمینه ی گوشی اش بود و باز هم شکم بیشتر شد امروز کلا خیلی احتمال میدادم که به احتمال ۹۹% لیدی باگ همون مرینت فعلا کاری باهاش نداشتم چون که امشب به لیدی باگ این پیام داده بودم که ۱۲ شب یه قراری باهم بزاریم روی برج ایفل
نمیدونستم لیدی باگ میاد یا نه ولی به هر حال زودتر رفتم اونجا تا که این اونجا را مرتب کنم و خوشگلش کنم تا لیدی باگ سوپرایز بشه از چشم مرینت نمیتونستم برم یا نه دعوت گربه بپذیرم یا نه ولی این تصمیم گرفتم که برم و رفتم اونجا گربه میز خیلی قشنگ چیده بود و من خیلی خوش آمد و سوپرایز شدم و تا آخر شب اونجا مونده بود ساعت های سه و این بود که برگشتم خونه و خوابیدم
از چشم آدرین:از خواب بیدار شدم و رفتم برم مدرسه ی نفر آکومایی شده بود،گربه شدم رفت لیدی باگ هم اونجا بود بعد یهو نمی دونم چی شد که بی هوش شدم و وقتی به هوش آمدم آدرین بودم و حلقه ام نبود فکنم هاک ماث گرفته بودش و بعد رفتم از تلوزیون دیدم که همه هویت منو فهمیدن و هاک جاث هم حلقه منو برداشته و من خیلی ناراحت شدم
بعد دیدم که گدشواره کفشدوزک هم رو برداشته و و در جزا اینکه آرزو کرده بود هاک ماث لیدی باگ مرد خیلی بد بود بدترین روز زندکی ام بود
بعد یهو.....
خوب دوستان اینم از این قسمت قسمت بعدی چهارشنبه ساعت ۹ شب هست، و اینکه در جواب یه سری از دوستان که برای لیدی باگ یک نظر داده بودند بگم یکی گفته بود که لطفاً ادامه بدید بله حتماً ادامه میدم ی نفر هم گفته بود متن ها طولانی بگذاریم چشم سعیم رو می کنم که طولانی بزارم و اینکه اگه هم خیلی طولانی باشه قسمت ها خیلی کم می شن ولی سعی می کنم تا حد امکان طولانی بگذارم،نظر یادتون نره راستی عکس این پارت مربوط به بخش اول داستان میشه که لیدی باگ کت نوار رو می بوسه،ببخشید دیر شد
امیدوارم لذت برده باشید
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نه دنبال نمیکنم داستانت رو...
مسخره شد یهو 😒
خیلی ادبی مینویسی راستش خسته شدم?
عالی