سلام ببخشید که دیر شد من آشنایی کامل با سایت نداشتم
از زبان مرینت زنگ زدم به ساتراپ جواب داد وگفت سلام مرینت تویی گفتم اره خودمم کفتم تو کجا بزرگ شدی گفت اول که پیش به خانواده که وقتی بچه دار شدن منو ول کردن بعد پیش خانواده ای که الان هستم چرا این سوال رو میپرسی خواهر کوچولو تعجب کردمو گفتمرتو میدو نی گفت پارک بعل خونتون برا تدضیح میدو
از زبان آدرین رفتم طبقه بالا جلوی در اتاقی ایستادم که پدرم و ناتالی هیچ وقت نزاشتن که من برم توش(اتاق آدرینا ) در زدم ناتالی درو باز کردو کعت آررینا کلاس داره بعدا میتونی بیای رفتم پایین بهترین عرست بدد که تا ناتالی نیست به دیدن پدرم برم
از زبان آقای آگراست آدرین در اتاقو زد و داخل شد گفتم الان باید سر تمیرین پیانو با شی گفت اومدم در مورد آدرینا صحبت کنم چرا این همه مدت اونو ازهمه حتی من پنهان کردی گفتم چون مادرت خواسته بود که مواظبش باشم چون مادرت میخواست دخترشم مثل خودش باشه گفت باشه و با نا راحتی رفت بیرون
از زبان آدرینا ناتالی رفت بیرو یه صدای عجیبی از بیرون اومد از پنجره بیرون رو نگاه کردم اون ادم عجیب دیگه کی بود نا گهان چشمم به یه دختر و یه پسر هم سنو سال من چقدر چهره هاشون آشناست صبر کن ببینم اونا اونا خدای من باوم نمیشه
از زبون مرینت رفتم خونه روی تختم دراز کشیدمو به تیکی گفتم دیگه خسته شدم ادرین که منو نگاه هم نمیکنه هاک ماث هم همیشه داره یه نفرو شرور میکنه نیاز به استراحت دارم
از زبان آدرین از پنجره پریدم تو تغییر شکل دادمو رو تخت دراز کشیدم یکی در زدو اومد تو اون آدرینا بود گفتم چیزی شده گفت تو کت نوار هستی از تعجب خشکم زد و گفتم تو ازکجا فهمیدی گفت من تازه اسمتو و بقیه چیزارو فهمیدم اما از چهرت معلومه پرسیدم هویت لیدی باگ رو هم میدونی گفت بله اما یه رازه
فردای ان روز داخل مدرسه
از زبان آدرینا وقتی با آدرین داختل کلاس رسیدیم اون دستمو گرفتو گفت هیچی نگو من تعجب کردم یه دختره که اسمشم لایلا بود اومدو به آدرین گفت او آدرین بلاخره اومدی من دستمو کشیدمو گفتم من میرم مرینت آخر کلاس نشسته بود رفتم پیششو سلام کردم
از زبان مرینت داشتم بیرون رو نگاه میکردم که یهو دیدم آدرینا اومد میش من نشست و گفت سلام مرینت بهش سلام کردم بهم گفت میشه باهم صحبت کنیم گفتم باشه گفت تولیدی باگ هستی از تعجب خشکم زده بود تیکی آروم اومد بیرون گفت آدرینا خودتی گفتم تیکی تو میشناسیش گفت اون کوامی هایی مثل سس و بقیه کوامی های مایین رو ساخته هر ده هزار سال دختری مثل اون به دنیا میاد احتمالا پدرش به خاطر همین زندانیش کرده بود
امید وارم خوشتون اومده باشه راستی عکس تست آدرینا هست
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
محشر و خوشبحال ادرین که همچین خواهر قدرکمندی داره
من نمیتونم جواب بدم s.cمن تو پارت شش به همه سوالات جواب میدم
یه مشکلی داشت اینا را هیچکس هویتشان را نفهمیده بعد این بیاد بفهمه اینجوری بود آیا که انقدر دقیق نگاه میکرد تاحالا فامیل اولین لیدی باگ را هم در آورده بود
عالی اما با غلط های املایی
ببخشید کیبورد سر خود کلمات رو عوض میکنه
دوستان پارت یک رو خوندیم
من فراموش کردم که بگم
بعدی رو بزار عالی هیتن تست هات
گذاشتم درحال برسیه
لطفا زودتر بعدی رو بزار?
خوب بود.
داستان توهم قشنگه