سلام دوستای خوبم?اینم ازپارت دوم داستان امیدوارم خوشتون اومده باشه?
مامورورابه داخل خونه دعوت کردم؛ماموروهم باکمال میل پذیرفت که بیاد❤داخل شدیم وروی کاناپه نشستیم ویکم باهم گپ زدیم...
چندلحظه ی پیش مهم ترین وبهترین لحظه ی زندگیم بود?"مامورو،نفس عمیقی کشیدوازجایش بلندشد؛من همینطورحیرت زده به مامورونگاه میکردم مامورودستش روتوی جیبش کردویک جعبه ی نسبتاکوچیک روازتوی جیب شلوارش درآورد،...
ماموروجلوی من زانوزد،چشمهاشوبرای مدت کوتاهی بست وبازکرد،جعبه روجلوی من گرفت،جعبه قهوه ای تیره بودوروی جعبه طرح...
طرح تاج جواهرنشان روی جعبه بود ونظرم روبه خودش جلب کرد،ماموروبادست راستش درجعبه روبازکردوانگشترزیبایی که طلایی رنگ بودوجواهرزیبای کریستالی روی خودداشت وبه چشمانم هدیه کرد?مامورو...
ماموروگفت"من...مامورو لایت،ازت درخواست ازدواج میکنم♾️. ...
قلبم اومدتودهنم?نمیدونستم بایدچه جوابی بهش بدم?من عاشق ماموروام اون پسررویاهامه?ای کاش الان مامان بابامسافرت نبودن ومیتونستم ازاونهاکمک بگیرم?سریم ماموروروبغل کردم وسرش روبوسیدم ورفتم سراغ گوشیم؛ماموروازتعجب خشکش زده بود?...
پیامک روارسال کردم ونفس عمیقی کشیدم?نمیدونستم بایدچیکارکنم گیج وسردرگم بودم?نگران این بودم که مامان وبابا...
رفتم پیش ماموروروی کاناپه نشستم،ماموروانگاری یکم ناراحت بود،جعبه توی دستش بودوبهش زل زده بود؛روکردم به مامورووگفتم"ماموروتوکه...
امیدوارم ازاین قسمت داستانم خوشتون اومده باشه?مرسی که خوندید
لطفانظربدین باتشکر???
نتیجه 1
خیلی خیلی ممنون که داستان منوخوندید???منتظرپارت سوم باشین لطفا?نظرات فراموش نشه?
نتیجه 2
خیلی خیلی ممنون که داستان منوخوندید???منتظرپارت سوم باشین لطفا?نظرات فراموش نشه?
نتیجه 3
خیلی خیلی ممنون که داستان منوخوندید???منتظرپارت سوم باشین لطفا?نظرات فراموش نشه?
نتیجه 4
خیلی خیلی ممنون که داستان منوخوندید???منتظرپارت سوم باشین لطفا?نظرات فراموش نشه?
مثل همیشه خوب بود ادامه بده
عالیه بهت تبریک میگم عزیزم
ممنونم آذرجون??
کم بود ولی عالی بود
مرسی❤تاپارت ۶ادامه دادم حتماببین