اینم از بخش پنجم داستان.?
اون ادم کوتوله منو پرت کرد سمت درختها و منم با صورت چسبیدم به درخت??اروم خودم رو جدا کردم.همه بچه ها منتظر عکسالعمل من بودن.اروم و خیلی ترسناک برگشتم روبه اون ادم کوتوله ای که پرتم کرد سمت درخت ??
یه هو داد زدم(اخه من دماغم خیلی صاف و خوشگله تو میخوای کج و کوله ترش کنی???)با این حرفم همه شروع کردن به خندیدن????منم که قاطی کرده بودم بازم شردع کردم به فحش دادن خودم(اسکول بیکله،الان بیست سالت بود دپاغت رو عمل میکردی خوشگل میشدی.اصلا چرا من دهه هشتاد به دنیا اومدم؟؟؟???)هنوز در حال غرغر بودم که دیدم هیکاپ داد زد(رویا سرت بره پاییییننننننن)،نگاهش کردم??که......
یه هو یه ادم کوتوله خورد قشنگ توی شکمم و باهم پرت شدیم سمت درخت???یعنی این ته ضایع بازیه.(چراااا؟خدایااااا!چرا من هی باید کتکه رو بخورم????)و دستم رو گذاشتم روی سرم که دوباره......
از بالای سرم صدای جیغ شنیدم(نه نه?)و یه قدم رفتم اونور و اونی که داد میزد افتاد روی کوتوله(این بار دیگه نه???)که یکی از کوتوله ها صوت زد.خیلی بلنددددددد?فقط حالبه صوتش یه ریتم خاص داشت???گوشم رو گرفتم(ببند اون دهنووو)بازم فحش دادم???کوتوله گفت(خوش بگذره)متحیر بهش نگاه کردیم.بچه ها داشتن بزن بزن بازی میکردن???منم داشتم فقط جاخالی میدادم که یه صداهایی شنیدم.
رفتم تو اسمون.ودیدم که........ای دل غافل!!!کوتوله ها دارن از همه طرف به ما نزدیک میشن تا محاصره مون کنن????سریع به اطراف نگاه کردم.وقتی واسه تلف کردن نبود!!!سریع رفتم پیش مرینت(کمک لازم دارم???)مرینت خیلی بااعتماد به نفش جواب داد(شرمنده هنوز روی نیروم مسلط نشدم???)
داشتم شاخ در میاوردم،اونم از نوع کرگردن!!!!!بابااا!چی میگی تو ؟؟؟حیف روم نمیشد فحش بدمش???وگرنه میدادم.???گفتم(فقط به خودت اعتماد داشته باش )بعد رفتم تو اسمون و اونم کشیدم بالا،با نیروم[نیروی باد]مرینت شروع کرد به جیغ کشیدن!!!!?????
داشت حوصله ام رو میبرد(چته؟?)بغلم کرد(من از پرواز کردن میترسم??????)لرزیدم.مرینت و ترس؟قکر گردم قراره توی فصل جدید انیمیشن لیدی باگ و کت نوار،اون پرواز کنه???کلی با این نوع گریه کردن نا امید شدم???دادا زدم(برو اونوررررر،از بغل کردن بدم میاد????)مرینت نگاهم کرد???
ادامه دادم(بعدشم،برو کارت رو بکن)و پرتش کردم سمت یه دسته از اون کوتوله ها.??????سقوطش افتضاح?ولی خنده دار بود??.این ردش رو روی همه پیاده کردم.یعنی همه رو پرت کردم اینور و اونکر.حتی السا رو???.خس افتخار داشتم(من یه پا قهرمانم???البته از نوع خنده دار بودن???و مسخره بازی???)
عملیات تموم شده بود.همه خسته و کفته به من رسیدن.دست به سینه و با لبخند پرسیدم(روز کاریتون چه طور بود؟)جگ یه اخم گرد(اگه شما یه کم زحمت میکشید،خیلی خوش میگذشت?)،اخم کردم(خوشم نیومد?)نشستیم دور اتیش.همه با هم بودیم.همه داشتن حرف میزدن ولی من به یه نظریه فکر میکردم.[رابطه السا و جک❤]مطمئنم میدونید خیلی ها معتقدند که این دو تا نیمه همدیگر هستن،کلی زیاد طول نکشید که دیدم این فقط یه نظریه نیست بلکهههه.....??
امیدوارم لذت برده باشید.?????
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام به مدیر سایت
چرا من نمیتونم حتی وارد تست هایی که خودم ساختم بشم ؟ وقتی وارد قسمت لیست تست ها میشم و روی یکی از تست های خودم میزنم نمیزاره برم توش ارور میده
چرا وقتی که وارد قسمت سرگرمی و فان میشم همیچکدوم از تست های جدید یه حتما قدیمی رو نمیتونم پیدا کنم هیچکدوم نیستن
داستانت هم فکر کنم عالی باشه. من نتونستم قسمت اولش رو ببینم چون خطا زد. ولی این چند تا قسمتش رو که خوندم خوب بود. آفرین ادامه بده????
ممنونم???
سلام. به مدیر سایت. ببخشید. من هرتستی میزنم برام خطا میزنه. به جز چند تا محدود از تست ها. حتی داستان خودمم که میخوام برم برام میزنهWhoops, looks like something went wrong. لطفا رسیدگی کنید.
الان مشکل رفع شده. بررسی کنید اگر موردی بود اعلام کنید
آره درست شد. ممنون?